میز مذاکره و بحران بقای حکومت؛ چرا توافق، بنبستهای تهران را حل نمیکند؟
از جنگ و تفاهم تا تشدید شکافهای داخلی؛
با مطرح شدن دوباره احتمال توافق و تفاهم میان رژیم ایران و آمریکا، این پرسش بار دیگر در محافل سیاسی و رسانهای مطرح شده است که آیا بازگشت به میز مذاکره میتواند بحرانهای بنیادین حکومت ایران را حل کند و بقای آن را تضمین کند؟ بررسی تحولات ماههای اخیر نشان میدهد که پاسخ به این پرسش، دستکم از منظر تحولات داخلی ایران، منفی است.
واقعیت این است که حتی اگر مذاکرات به توافقی موقت یا بلندمدت نیز منجر شود، بحران اصلی حکومت ایران نه در عرصه دیپلماسی خارجی، بلکه در عرصه داخلی و در نسبت آن با جامعه ایران قرار دارد؛ بحرانی که طی سالهای گذشته، بهویژه پس از قیامهای سراسری، ابعاد عمیقتری پیدا کرده است.
حکومت ایران در شرایط پس از جنگ و تفاهم احتمالی، نسبت به چند ماه پیش و حتی نسبت به مقطع قیام دیماه، در موقعیت ضعیفتری قرار گرفته است. از دست رفتن علی خامنهای بهعنوان مهمترین عنصر انسجام سیاسی و ایدئولوژیک نظام، از میان رفتن بخشی از فرماندهان و مدیران ارشد، خسارتهای سنگین اقتصادی و نظامی، کاهش کارآمدی نیروهای نیابتی و تشدید بحرانهای اجتماعی و اقتصادی، همگی به تضعیف موقعیت حکومت انجامیدهاند.
اما شاید مهمترین تحول، تشدید اختلافات درونی در ساختار قدرت باشد. امروز صفبندیهای آشکاری میان جریانهای مختلف حاکمیت شکل گرفته است؛ از یک سو طیفی که بر ضرورت نوعی تعامل و انعطاف در سیاست خارجی تأکید میکند و از سوی دیگر، جریانی که هرگونه عقبنشینی را تهدیدی برای موجودیت نظام میداند. این شکافها، بیش از هر زمان دیگری به سطح علنی سیاست ایران راه یافتهاند.
جنگی که هیچ برندهای نداشت
نتایج جنگ اخیر برای هیچیک از طرفین، یک پیروزی قاطع به همراه نداشت. با این حال، برای حکومت ایران، مهمترین و سنگینترین ضربه نه خسارتهای اقتصادی و نظامی، بلکه از دست دادن خامنهای بود؛ رویدادی که میتواند به نقطه آغاز مرحلهای جدید از بحران مشروعیت و انسجام در ساختار قدرت تبدیل شود.
برای تضمین بقای خود، حکومت ایران ناگزیر است چند بحران بنیادین را همزمان مدیریت کند: بازسازی مشروعیت سیاسی از دسترفته، مهار بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، ایجاد وحدت در رأس حاکمیت، مهار اپوزیسیون و جلب حمایت یا همراهی جامعه بینالمللی. اما تحقق همزمان این اهداف، با توجه به شرایط کنونی، با موانع جدی روبهرو است.
در این میان، برخی تحلیلگران معتقدند که آزاد شدن احتمالی … مالی بلوکهشده یا کاهش فشارهای اقتصادی نیز نمیتواند به تنهایی راهحل بحران باشد. تجربه دهههای گذشته نشان داده است که حتی در دورههایی که درآمدهای نفتی ایران در بالاترین سطح قرار داشت یا پس از توافق هستهای … مالی قابل توجهی در اختیار حکومت قرار گرفت، بحرانهای سیاسی و اجتماعی نه تنها کاهش نیافت، بلکه زمینهساز اعتراضات گستردهتری شد.
واقعیت آن است که بحران موجود صرفاً ناشی از کمبود … مالی نیست، بلکه ریشه در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور دارد؛ ساختاری که طی سالهای اخیر با چالشهای فزایندهای روبهرو شده است.
صلحی که میتواند به بحران تازهای تبدیل شود
از سوی دیگر، حتی اگر تفاهمهای موقت به توافقات گستردهتر منجر شوند، هنوز اختلافات بنیادین میان ایران و آمریکا بر سر موضوعاتی چون برنامه هستهای، برنامه موشکی، نفوذ منطقهای، نیروهای نیابتی و مسائل امنیتی منطقه پابرجاست. به همین دلیل، رسیدن به یک توافق پایدار و جامع با موانع متعددی مواجه خواهد بود.
همزمان، حکومت ایران نیز با یک تناقض بنیادین روبهروست. عقبنشینی از برخی سیاستهای راهبردی که طی دههها بخشی از هویت سیاسی و ایدئولوژیک نظام را تشکیل دادهاند، میتواند پیامدهای جدی برای انسجام داخلی آن داشته باشد. از این منظر، هرگونه مصالحه گسترده ممکن است خود به عامل تشدید اختلافات درونی تبدیل شود.
در همین حال، انتقال رهبری به مجتبی خامنهای نیز، به اعتقاد برخی ناظران، لزوماً به معنای حل اختلافات درون ساختار قدرت نیست. زیرا بخش مهمی از این اختلافات، نه صرفاً ناشی از رقابتهای فردی، بلکه ناشی از تفاوت در رویکردهای راهبردی نسبت به آینده نظام و روابط خارجی است.
چشمانداز؛ از تشدید تنش تا بازگشت مسئله تغییر
در شرایط کنونی، نه حکومت ایران آمادگی عقبنشینی کامل از مؤلفههای اصلی سیاست خود را دارد و نه طرف مقابل حاضر است از تمامی خواستههای خود صرفنظر کند. به همین دلیل، چشمانداز روابط دو طرف همچنان با ابهام، تنش و احتمال بازگشت بحران همراه است.
در چنین فضایی، برخی جریانهای مخالف حکومت بر این باورند که با ناکامی راهکارهایی مانند جنگ، تحریم یا سیاست مماشات، مسئله تغییر سیاسی در ایران بار دیگر به یکی از موضوعات اصلی بحثهای داخلی و بینالمللی تبدیل خواهد شد.
از این منظر، هرچند مقاومت ایران از توقف جنگ و پایان یافتن رنج مردم استقبال میکند، اما تأکید دارد که هر توافق بینالمللی باید متضمن توقف اعدامها، پایان سرکوب معترضان و جلوگیری از فراهم شدن امکان بازسازی سازوکارهای سرکوب باشد.
در نهایت، فارغ از سرنوشت مذاکرات و توافقات احتمالی، به نظر میرسد بحران اصلی حکومت ایران همچنان در عرصه داخلی، در رابطه میان حاکمیت و جامعه، و در چالشهای ساختاری حلنشدهای نهفته است که هیچ میز مذاکرهای به تنهایی قادر به حل آن نخواهد بود.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
