Saturday, December 22, 2018

نامه کودک یتیم ؛ نامه‌ای که لرزه‌یی جانکاه بر تن خواننده می‌اندازد



نامه کودک یتیم ؛ نامه‌ای که لرزه‌یی جانکاه بر تن خواننده می‌اندازد

علی سلام، فردا دیگه هیچوقت نمی بینمت این نامه رو مینویسم و از بالای حیاط میندازم خونتون فردا بخون امشب خیلی خوشحالم قراره بعد شام من و خواهر کوچکم با مامان واسه همیشه بریم پیش خدا، خودت هم میدونی بابام دو ساله که رفته پیش خدا. نامه کودک یتیم
 مامان میگه ما تو این دنیا کسی رو نداریم، راست میگه از وقتی بابام رفته اصلا کسی طرف خونه ما نمیاد فقط بعضی وقتها یه آقایی باماشین میاد برامون خوراکی میاره. علی مامان گفته اونجایی که میریم کلی خوراکی خوشمزه داره و میتونیم هر چی دلمون خواست بخوریم.
 تازه اونجا دیگه مدرسه نمیریم و همیشه بازی می کنیم اونجا خواهرم دیگه مجبور نیست با عروسک پارچه ای بازی کنه کلی اسباب بازی اونجا هست.
اونجا دیگه مثل خونه ما نیست که تابستون گرم باشه و زمستون از سرما بلرزیم مامان میگه هواش همیشه خوبه شبها راحت میتونیم بخوابیم. میدونی علی خیلی خوشحالم واسه اینکه اونجا که میریم مامان دیگه همیشه باهامون غذا میخوره آخه اینجا ما اکثرا غذا نداشتیم و تو هفته چند بار بیشتر چیزی واسه خوردن نداشتیم.
 وقتی هم همسایه ها برامون غذا میاوردند، مادرم می‌گفت اشتها ندارم تو و خواهرت بخورید. من میدونستم دروغ میگه واسه اینکه من و خواهرم سیر بشیم چیزی نمیخورد واسه همین به مامان قول دادم هر جا میره باهاش بریم.
علی شبا مامانم دزدکی گریه میکرد من و خواهرم متوجه میشدیم و ما هم دزدکی گریه میکردیم.
مامانم بیچاره‌اس علی صبح تا شب میره خونه مردم رو تمیز میکنه و بعدشم سبزی هاشونو میاره خونه شبا تمیز میکنه خیلی خسته میشه.
همیشه تمام بدنش درد میکنه ولی دکتر نمیره امشب دیگه با هم میریم پیش خدا اونجا میبرمش دکتر خوب بشه. مامان میگه خدا خیلی مهربونه و ما رو میبخشه. علی من از خدا گله دارم چرا این مدت به ما سر نزد.
امشب من و خواهرم و مامان هر سه تایی حمام کردیم آخه مامان گفته باید تمیز بشیم مامان الان داره شام رو درست میکنه ولی نمیدونم چرا مرتب گریه میکنه و با خودش حرف میزنه. همش میگه خدایا ما رو ببخش خدایا ما رو ببخش. مامان گفت تو این غذا چیزی میریزم که وقتی بخوریم اولش یه کم درد میکشیم ولی بعدش واسه همیشه از این زندگی کوفتی راحت میشیم و سه تایی میریم پیش خدا.
 علی مامان داره صدام میزنه از فردا دیگه من تو بهشت پیش بابا زندگی میکنم اونجا همیشه غذا داریم هر وقت خواستی بیا سر بزن. 

بله اتفاقی که شاید زمانی یک داستان وتراژدی بود اکنون دیگر تبدیل به واقعیتی شده که نمونه های آن را  با اندکی اختلاف، به وفور می توان در میهن محروممان یافت. این ماجرای تلخ و غم انگیز  هر از چندگاهی در یکی از محله های فقیر نشین اتفاق می افتد در کشوری که بر روی اقیانوسی ازنفت و گاز خوابیده است و بنا به گفته مقامات عالیرتبه اش فقط در دوره هشت ساله احمدی نژاد درآمدی عظیم و باورنکردنی معادل۸۷۰ میلیارد دلار کسب کرد، به واقع آن پولها و پولهای بعد از آن در دولتهای بعدی کجا رفت؟ . . .


طالب   مارا در وبلاک خط سرخ مقاومت     ودر توئیتربنام @bahareazady   دنبال کنید
پیش بسوی قیام  سراسری ، ما بر اندازیم#   شهرهای ایران   اعتصاب # تظاهرات
سرنگونی #  اتحادوهمبستگی     مرگ_بر_دیکتاتور 

No comments:

Post a Comment