Wednesday, December 25, 2019

رژیم ولایت فقیه، ایستگاه آخر



رژیم ولایت فقیه، ایستگاه آخر

اسماعیل محدث

هر نظام سیاسی ثبات و تعادلش را بر سکوئی تکیه می دهد. نظام های دمکراتیک تکیه گاهشان مردم می باشند که از طریق رأی گیری و شمارش آرای مردم قدرت هر نیروی سیاسی برآورد می شود و نیرو و احزابی که به اکثریت آرا برسند، با اتکاء به آن، حکومت می کنند. نظام هائی هم هستند که یا با رأی گیری سنخیتی ندارند و یا اگر مناسک انتخابات را، بنا به هر دلیلی، انجام می دهند در عمل کوچکترین توجهی به آن ندارند. تکیه گاه این گونه نظام ها اساساً سرکوب خشن می باشد، که با چاشنی دو عنصرِ عوام فریبی و تکیه به قدرت های بزرگتر خارجی، نظام را به جلو می رانند. این گونه نظام ها عمدتاً عمری محدود دارند، چرا که شکل بستهٔ قدرت ناگزیر به فساد نهادینه شده و همه گیر منتهی می شود، بی عدالتی تولید می کند و تودهٔ مردم را به طرف فقر می کشاند و خود نظام هم از درون می پوسد و سرانجام، پس از پایان دورهٔ عوام فریبی و ناپدید شدن تکیه گاه خارجی راه بر شورش و انقلاب مردمی باز می شود و رژیم دیکتاتوری، البته به همت مردم و سازمان رهبری کننده، سرنگون می شود.
در رژیم دیکتاتوری اپوزیسیون وجود ندارد و اساساً یکی از تعاریف نظام دیکتاتوری عدم وجود اپوزیسیون می باشد. اسم اصطکاک های باندهای رژیم به خاطر منافع خودشان و نه منافع مردم اپوزیسیون نیست. در رژیم دیکتاتوری و تا روز سرنگونیش، آنچه اصالت دارد مقاومت است و هر نیرو فقط با کیفیت و کمیت عنصر مقاومت سنجیده شده و مشروعیت پیدا می کند. کما اینکه شیوه و سلاح مبارزه را هم رژیم حاکم، که تا زمان حاکمیت دست بالا را دارد، انتخاب و به دیگران تحمیل می کند.
اما گاهی در تاریخ نظام هائی با استفاده از شرایط استثنائی بر سرکار می آیند که نه تنها با دمکراسی هیچ همگونی ندارند، بلکه حتی نمی توان آن ها را در زمرهٔ نظام های دیکتاتوری، به معنای متعارف واژه، قلمداد کرد. به طور مثال رژیم ولایت مطلقهٔ فقیه که با ابزار دین نظامی تمامیت خواه را دست و پا کرده است به هیچ عنوان با دیکتاتوری خونریز و خشن پینوشه و یا دیکتاتوری پهلوی قابل مقایسه نیست. کسانیکه به معنای واژه ها توجه دارند خوب می دانند که اتلاق صفت فاشیست به رژیم ولایت فقیه حاکم بر ایران دقیق نمی باشد. چرا که رژیم فاشیست به سرکردگی بنیتو موسولینی و شورای بزرگ فاشیسم که در سحرگاه ۲۵ ژوئیه ۱۹۴۳موسولینی را برکنار کرد، به هر حال فرزند زمان خودشان بود، اما تحفهٔ حکومت من درآودریِ «اسلامی» ساخت ذهن عقب ماندهٔ خمینی حتی از سلفش شیخ فضل الله نوری که هفتاد سال قبل از روی کار آمدن خمینی به دار آویخته شد متحجرتر است. بنابراین در رژیم نامتعارف آخوندی معنای همه چیز واژگونه است؛ در این رژیم ضدبشری دورهٔ فعالیت سیاسی بعد از سرنگونی دیکتاتوری سلطنتی با صبر استثنائی نیروی اصلی اپوزیسیون، یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران، فقط دو سال و چند ماه طول کشید. اکنون اما بعد از چند دهه بامبول، همه به تحلیل روز ۳۱ خرداد سال ۶۰ مجاهدین خلق می رسند و به «اجماع» برانداز می شوند. در این یادداشت کوتاه از تحلیلِ غوره هائی که یک شبه مویزِ برانداز شدند درمیگذریم و فقط بر روی رژیم نامتعارفِ ولایت فقیه در پایان خط متمرکز می شویم. لازم به یادآوری نیست که فقط گذر از دیکتاتوری به دمکراسی اصالت دارد، و انتخاب بین بد پهلوی با بدتر آخوندی ضدتاریخی و ارتجاعی بوده و برای به بیراهه کشاندن مبارزه و حفظ رژیم حاکم از آن استفاده می شود.
رژیم به غایت عقب افتادهٔ آخوندی توان برقرار کردن ارتباط با کسی، به جز از نیروهای همشکلِ دست ساز خودش، را ندارد، و حتی نیروها و کشورهای اجنبی با تمام تقلاهایشان نمی توانند در دراز مدت به او کمک کنند. رژیم آخوندی، خودی و غیرخودی را مطلق کرده و به این دلیل از دریافت امداد ارگانیک که با آن مشکلاتش را حل کند، عاجز است.
روز ۲۸ آذرماه حسن روحانی برای یک سفر دو روزه به ژاپن رفت. رسانه‌های حکومتی از قول دولت دلیل سفر روحانی را تحکیم روابط دوجانبه‌ عنوان کرده بودند، و تلویزیون حکومتی اظهار داشت که: «رسانه‌های ژاپنی خبر از یک چراغ سبز از سوی آمریکا می‌دهند که شینزو آبه نقش میانجی این مذاکره را خواهد داشت».
بعد از دیدار رئیس جمهور رژیم آخوندی از ژاپن کسی از نتایج این سفر چیزی نمی گوید و یا حتی، برخلاف رسم معمول در پایان دیدار، هیچگونه کنفرانس مشترک مطبوعاتی هم برگزار نشد. حتی از «آزادسازی ۲۰میلیارد دلار از اموال بلوکه شده ایران در ژاپن» که هفتهٔ ‌ گذشته ارگان رسمی دولت روحانی ]ایران[ تیتر کرده بود، خبری نشد.
رئیس‌جمهور ول معطل رژیم آدمخوار آخوندی با لودگی همیشگی گفت: «امیدوارم… پول‌های ما که در بانک ژاپن مسدود شده، آزاد شود»! البته ما چیزی از ملاقات نود دقیقه ای نخست ‌وزیر ژاپن با روحانی، که در پشت درهای بسته انجام گرفت، نمی دانیم؛ اما تصور التماس های این فرستادهٔ رژیم درمانده خیلی هم دشوار نیست. می توانیم تصور کنیم اما، که در مدت زمان نسبتاً طولانی یک ساعت و نیم برای یک ملاقات سیاسی، بحثی جدی درکار بوده و همچنین تصور کنیم که چون هیچ خبری به بیرون درز نکرده، مذاکره بی نتیجه بوده است. اگر کسی حدس بزند که موضوع دیدارِ محرمانه مذاکرهٔ رژیم آخوندی با امریکا بوده، زیاد به بیراه نرفته است. با وجود ترجیع بند خامنه ای «مذاکره با آمریکا سم مهلک است» هیچ شکی وجود ندارد که ولی فقیه رژیم پشت سفر مهم و بی نتیجهٔ روحانی به ژاپن بوده است. اینکه کیهان رژیم روز اول دیماه می نویسد «دولت هم‌چنان قصد دارد جسد بی‌جان برجام را همراه خود حمل کند» و فرهیختگان هم همان روز این اقدامات را «سیاست شکست‌خوردهٔ دولت روحانی» عنوان کرده و اقدامات بی‌حاصل روحانی دربارهٔ «فاز جدید تلاش برای گره‌گشایی از برجام» را به چالش می کشاند و سیاست روز «سفری اشتباه، در زمانی اشتباه و به مقصدی اشتباه» توصیف می‌کند، نشان از دجالیت نهادینه شدهٔ رژیمی درمانده در ایستگاه آخر دارد.
مردم مبارز ایران رژیم آدمخوار آخوندی را جواب کرده اند، جوانان شیردل در میدانند و کانون های شورشی سلحشور در کنارشان؛ هیچ قدرت خارجی توان امداد رسانی به آن را ندارد. رژیم آخوندی در خارج از زمان و در مابعد ایستگاه آخر دست و پا می زند، و با لشگر گرسنگی، با زنان و مردان مصمم و با کانون های شورشی در حال گسترش و ترکیب باید دست و پنجه نرم کند.
با توجه به اوضاع رژیم آخوندی و دستور خامنه ای که گفته است هرکاری لازم است برای متوقف کردن اعتراضات بکنید،  پیام سخنگوی مجاهدین به سربازان وظیفه و پرسنل مردمی در ارتش معنائی مشخص پیدا می کند:
«زمان برخاستن است. بزرگداشت شهیدان یک وظیفه ملی و میهنی است. بپاخیزید. سلاحها باید به جوانان شورشگر منتقل شود. سرکردگان مزدور را در ارتش بر جای خود بنشانید.
به قرارگاهها و پایگاههای ارتش و نیروی هوایی: ۴۰شلیک به‌ مناسبت چهلم شهیدان در هر کجا که می‌توانید. ترس از دشمن در همه جا باید در آتش و شلیک بسوزد و نابود شود.
به پرسنل نیروی هوایی: هواپیما و تجهیزات دشمن را از کار بیندازید. با جوانان شورشگر و شهیدان انقلاب نوین ایران هم‌پیمان شوید و به یاری ارتش گرسنگان و بیکاران بشتابید.
پیام به افسران و سربازان و پرسنل مردمی: سلاحها را بردارید و از اردوی دشمن به جبهه خلق بشتابید.
پرسنل ملی و میهن‌پرست ارتش باید پاسداران و بسیجی‌های سرکوبگر را بر جای خود بنشانند.جواب شلیک به مردم و جوانان وطن آتش آتش.»


در توئیتر با نام Bahar iran@ ما را  دنبال کنید 
پیش بسوی قیام   سراسری ، ما بر اندازیم#  کانونهای شورشی در شهرهای ایران #  
اعتصاب واعتراض و تظاهرات#  سرنگونی رژیم  #  اتحادوهمبستگی  

مرگ_بر_دیکتاتور  ge#IranRegimeCha

No comments:

Post a Comment