۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه

اعراب و ایران؛ سردرگمی‌ای که با وجود تجربه همچنان ادامه دارد! : رضوان السید




اعراب و ایران؛ سردرگمی‌ای که با وجود تجربه همچنان ادامه دارد!

زمانی که در دهه هفتاد قرن بیستم در آلمان درس می‌خواندیم، آن کشور پر بود از تشکل‌های چپ‌گرای تازه‌نفس دانشجویان ایرانی؛ در همان حال، حزب کمونیست «توده» نیرومندترین سازمان سیاسی در داخل ایران به شمار می‌رفت و در سراسر مشرق‌زمین تنها احزاب مشابه آن در اندونزی و سودان توان رقابت با آن را داشتند. به همین دلیل، همه انتظار کودتایی را می‌کشیدند که نظامیان را به قدرت برساند؛ همان‌گونه که در کشورهای عربی و اسلامی رخ داده بود. البته الزامی نداشت آن تغییر جهت‌گیری چپ‌گرایانه داشته باشد، بلکه ممکن بود ساخته و پرداخته آمریکایی‌ها باشد؛ همان‌طور که در دهه پنجاه برای محافظت ایران از کمونیسم چنین کرده بودند!

اما آنچه رخ داد، اصلاً قابل پیش‌بینی نبود: روحانیان ایران در سایه یک انقلاب مردمی خروشان و عظیم قدرت را به دست گرفتند؛ ...و در عمل، خمینی ابتدا به سرکوب حزب «توده» و دیگر جریان‌های چپ پرداخت، پیش از آنکه به سراغ طرفداران آمریکا و جریان‌های لیبرال در داخل ایران برود.

برای بسیاری از ما در جهان عرب، شگفتی نسبت به انقلاب ایران سال‌ها ادامه داشت. در سال ۱۹۸۵، زمانی که ایران جزیره مجنون و چاه‌های نفت آن را تصرف کرد و سخن از اشغال بصره و الحاق آن به ایران یا تأسیس جمهوری اسلامی در آن شهر به میان آمد، من همچنان با علاقه فراوان ابعاد مذهبی انقلاب و تأثیر آن بر جوانان شیعه در جهان عرب، حتی چپ‌گرایان آنان، را دنبال می‌کردم. در همان زمان، پژوهشگر برجسته فقید، روی متحده ـ آمریکایی ایرانی‌تبار و استاد تاریخ اسلام در دانشگاه هاروارد ـ به من گفت که در حال نگارش کتابی درباره شخصیت ایرانی و رازهای قدرت روحانیت در ایران است. او از من خواست به پرسش‌هایی پاسخ دهم که پس از خواندن کتابم «امت، جماعت و قدرت» (۱۹۸۴) برایش پدید آمده بود.

کتاب روی متحده در سال ۱۹۸۶ با عنوان استعاری و چشمگیر «ردای پیامبر» و زیرعنوان «دین و سیاست در ایران» منتشر شد. این کتاب بارها و در صدها هزار نسخه چاپ شد و از آن به‌عنوان بهترین کتاب درباره یک کشور اسلامی در طول پنجاه سال یاد کردند. ایرانی‌ها که معمولاً هر کتابی درباره ایران منتشر شود با شتاب ترجمه می‌کنند، این کتاب را ترجمه نکردند؛ زیرا آن را علیه خود می‌دانستند، در حالی که من معتقدم کتاب تا حد زیادی به سود آنان و در کنار آنان است. ..

اعراب با وجود آگاهی دیرینه‌شان از ایران و همسایگی با آن، همواره در برخورد با ایران دچار سردرگمی بوده‌اند. صدام حسین به ایران حمله کرد، چون از آن برای نظام خود می‌ترسید. اما دیگر اعراب، طی دهه‌ها، پیوسته با ایران مدارا و خوش‌رفتاری کردند. با این حال، پاسخ ایران ـ جز در مواردی اندک ـ منفی بود و در نتیجه چشم‌پوشی و امید به تغییر، چندین کشور عربی ویران شدند.

وقتی آمریکا و اسرائیل با ایران درگیر شدند، کشورهای عربی بی‌طرف ماندند و تلاش کردند از وقوع جنگ جلوگیری کنند. اما ایران با شدت به کشورهای خلیج حمله کرد، به‌ویژه به امارات. و همین موضوع واقعاً مایه سردرگمی در برابر چنین همسایه نامطلوبی است.

یک بار با به‌کارگیری بازوهای شبه‌نظامی، به بهانه فلسطین، کشورها را ویران می‌کنند؛ اما در نهایت این سیاست علیه خودشان، مردم فلسطین و مردم لبنان برمی‌گردد.

بار دیگر ادعا می‌کنند که هدفشان از حملات، ضربه زدن به آمریکاست، اما در عمل باعث افزایش وابستگی به آمریکا می‌شوند.

این نوع رفتار، همان‌گونه که امام علی (رضی‌الله عنه) گفته بود، میراثی از رنج و بیماری بر جای گذاشته است. این دشمنی کور، از احساس ضعف آغاز می‌شود و به تضعیف دیگران می‌انجامد. یا آسیب‌دیدگان باید بر سر طرحی برای بازدارندگی و مقابله متحد شوند، یا امنیت کشورهای ثبات و رفاه در معرض تهدید قرار خواهد گرفت و همه در همان باتلاقی فرو خواهیم رفت که ایران در آن گرفتار شده است: باتلاق آشفتگی داخلی، دشمن‌تراشی و دشمن کردن دوستان.

روزنامه شرق الاوسط


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7