سخنرانی خانم مریم رجوی در بنیاد اینائودی ایتالیا
مریم رجوی: رژیم آخوندی در برابر قیام و مقاومت سازمانیافته دوام نخواهد آورد. موضوع این کنفرانس که بررسی وضعیت کنونی ایران است، در واقع مبرمترین چالش سیاسی و ژئوپلیتکی جهان امروز است. کمتر کسی تردید دارد که تغییر در ایران، تغییرات اساسی در سطح منطقه و جهان در پی خواهد داشت.
در لحظه حاضر، رژیم حاکم بر ایران، برای بقا دست و پا میزند و مردم ایران همچنان که در قیام دی ماه نشان دادند، در تکاپو برای سرنگونی این رژیم و دستیابی به آزادی و دموکراسی هستند.
در ماههای اخیر، برخی به اشتباه چنین ارزیابی میکنند که گویا رژیم قویتر از جنگ بیرون آمده است. اما این ادعا پشتوانه سیاسی ندارد، بلکه پژواک شعارها و نمایشهای خود رژیم است که سرنگون نشدن خود را در اثر جنگ، نشانه قدرت جلوه میدهد.
ما از ابتدا اعلام کردیم که بمباران خارجی به سرنگونی رژیم منجر نخواهد شد. سرنگونی این رژیم فقط بهدست مردم و مقاومت سازمانیافته آنها امکانپذیر است. شواهد و واقعیتهای بسیار روشن گواهی میکند که رژیم در تنگنایی است که نه راهی به پیش دارد و نه میتواند به عقب برگردد.
بحران در ارکان رژیم
از شروع جنگ در نهم اسفند۱۴۰۴، رژیم بهوضوح از آن مانند سپری برای بقای خود سود میبرد. با استفاده از فضای جنگی در کشور، هزاران نفر از جوانان مخالف را دستگیر کرد، شمار زیادی از شرکتکنندگان در قیام دی و نیز ده تن از اعضای مجاهدین را اعدام کرد.
در همین شرایط، مزدوران بسیجی را ماههاست در خیابانها نگهداشته تا راه قیامها را ببندد و با رشتهیی از ترفندها از جمله تعطیلی مجلس دستچین شده خود، میخواهد از بالاگرفتن جدال باندهایش جلوگیری کند.
از هنگام برقراری آتشبس، بیثباتی رژیم روز به روز بیشتر ظاهر میشود. یکی از مهمترین پهنههای آن منازعات داخل حکومت است. این رویارویی بهخصوص بر سر امضای یادداشت تفاهم با آمریکا، یک شکاف بزرگ را در رأس حکومت پدیدار کرد.
حتی در مراسم تشییع جنازه خامنهای در هفته گذشته، جایی که علیالقاعده باید صحنه نمایش وحدت باشد، شماری از ایادی رژیم علیه پزشکیان و قالیباف شعار مرگ بر سازشکار سردادند و بهسوی وزیر خارجه رژیم سنگ پرتاب میکردند.
ساعت پس از امضای تفاهمنامه رهبر رژیم رسماً اعلام کرد که علی الاصول نظر دیگری داشته است. بر سر همین موضوع، مجلس خبرگان به دو پاره رو در رو تقسیم شده۲۴ است. این مجلس تعیین ولی فقیه رژیم را برعهده دارد. از ۸۴ عضو خبرگان ۶۱ نفر با انتشار بیانیهیی در برابر همان یادداشت تفاهم صفآرایی کردند. همین شکاف به صفوف پاسداران و بسیجیان و فرماندهان آنها امتداد یافته است.
اخیراً نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، آنها را از «هرگونه مجادلهیی» بر سر یادداشت تفاهم، برحذر داشت. او از فرماندهان سپاه و بسیج خواست مقامهای ارشد رژیم را به خیانت متهم نکنند. امام جمعههای رژیم ـ یعنی مهمترین مقامهای سیاسی و مذهبی حکومتی در هر شهر یا استان ـ نیز یک به یک علیه مفاد تفاهمنامه سخنرانی میکنند.
به نوبهخود رادیو تلویزیون حکومتی، تریبونی علیه رئیس جمهور رژیم دستنشانده خامنهای شده است. باندهای رژیم او را تهدید به مرگ میکنند یا میگویند که ساختمان وزارت خارجه را ویران میکنند. این شکافها شروع یک معضل جدید نیست. بلکه بلوغ فرسایشی است که سراپای رژیم را در نوردیده است. بنابراین نه یک بحران گذرا است، نه قابل برطرف کردن؛ بلکه در ارکان وجودی رژیم ـ از ماهیت تا استراتژی و سیاست آن ـ ریشه دارد.
عوامل گسست و شکنندگی رژیم
سوال این است چرا رژیم گرفتار چنین گسستهایی شده و چرا نمیتواند آن را مهار کند؟
اجازه بدهید به دو عامل اشاره کنم:
اولین عامل، آمادگی جامعه ایران برای از سرگیری قیامهاست.
دومین عامل، موقعیت به خطر افتاده هژمونی ولی فقیه است.
درباره عامل نخست، باید به مبنای آن توجه کرد و آن تعارض جامعه ایران با رژیم حاکم است. این وضعیت، برخاسته از تعارض عمیق میان استبداد دینی و مردم و مقاومت ایران است و با انباشت معضلات اقتصادی اجتماعی و زیست محیطی دائماً تشدید میشود.
این تعارض حاصل یک دریا خون است که از جمله با اعدام و قتلعام ۱۰۰ هزار نفر از اعضای این مقاومت و کشتار جوانان در قیامهای پیدرپی از پیکر مردم ایران جاری شده است.
وانگهی در طول ۴۸سال گذشته انبوهی نابسامانی و ویرانی روی هم تلنبار شده است. هیچیک از مطالبات سیاسی و اقتصادی اقشار مختلف مردم پاسخ نگرفته است و حقوق و آزادیهای اساسی یک خلق، بهکلی پایمال شده است.
خامنهای در حکومت ۳۷ سالهاش همه این معضلات را تشدید کرد و سرانجام حکومت خود را با کشتار هزاران نفر به پایان برد.
در نتیجه جامعه ایران یک آتشفشان فعال اجتماعی شده که در سلسلهیی از قیامهای ادامهدار فوران میکند و ۴دهه است خاموشی ندارد. روند این قیامها که هر بار در صدها شهر ایران برپا میشود، تردیدی باقی نگذاشته که سرانجام بر قوای سرکوب و کشتار غلبه میکنند و رژیم ولایت فقیه را به زیر میکشند.
بهخصوص که مقاومت سازمانیافته و کانونهای شورشی، قیامها را بهسوی سرنگون کردن رژیم، سوق میدهند و آن را هر بار سازمانیافتهتر و هدفمندتر میکنند. کانونهایی که در پیشرفت شتابان خود به واحدهای ارتش آزادی بالغ میشوند و اکنون نیروی تعیینکننده تغییر در جامعه ایراناند.
بالا گرفتن جدال باندهای حکومت
جدال در رأس رژیم به این دلیل بالا گرفته که یک باند خواهان اقداماتی مانند مهار اقتصاد درهمشکسته برای جلوگیری از فوران قیامهاست. و طرف مقابل در هر گونه اصلاحی، باز کردن راه برای قیامها را میبیند و معتقد است جز با جنگ و سرکوب نمیتوان راه قیامها را بست. دقیقاً به این دلیل است که رژیم بر سر دو راهی خاتمه جنگ یا ادامه جنگ به بنبست رسیده است.
عامل دیگری که جناحهای رژیم را به رو در رویی کشانده، موقعیت پسر خامنهای است. او پس از مرگ پدرش فقط با سود بردن از شرایط جنگی و اضطراری بود که توانست ولیفقیه شود. حداقل ۴۰ آخوند از مجلس ۸۴ نفری خبرگان حاضر به رأی دادن به او نشدند.
یکی از اعضای خبرگان اعتراف کرد که در جلسه انتخاب ولی فقیه حتی رأیها شمرده نشد، بلکه یکی از اعضای ارشد مجلس، آرای را «سریع دید» و گفت «مجلس خبرگان با رأی قاطع» مجتبی را انتخاب کرد.
مانند ۴۸ سال گذشته، تکیهگاه هژمونی ولی فقیه، سرکوب داخلی، برنامه اتمی و صدور جنگ و تروریسم است. بر سر این امر خطیر او و بخش بزرگی از رژیم، کمترین تجدیدنظری در این استراتژی را خط قرمز عبورناپذیر میدانند. آنها معتقدند هرگونه کوتاه آمدن، رژیم را زودتر سرنگون میکند. حال آن که بخش دیگری از رژیم پافشاری میکنند که ادامه جنگ و ستیزهجویی، رژیم را زودتر سرنگون میکند.
اقتصادی ویران و رژیمی ناتوان
باید توجه کرد که که منازعه در رأس رژیم در محیطی شعلهور شده است که در آن از سرگیری قیامها یک خطر آنی برای رژیم است. به همین دلیل از شروع جنگ اخیر، رژیم بلافاصله بسیجیها و مزدوران خود را به خیابانها آورده و آنها را چند ماه است که در خیابانها نگهداشته تا جلوی برخاستن مردم را بگیرد. چرا که خوب میداند عوامل زمینهساز قیام بیش از گذشته تقویت شدهاند.
از خشم و داغ دل مردم پس از کشتار هولناک دی ماه، تا نارضایتیهای عمیق جامعه بهخاطر دستگیریها، اعدامها و قطع طولانیمدت اینترنت و همچنین از سیاست اقتصادی خیانتباری که زندگی مردم را درهم کوبیده است، بهطور خاص در مورد اقتصاد ایران توجه حضار محترم را به این واقعیت جلب میکنم که رژیم ولایت فقیه، فرصت حدود نیمقرن پس از انقلاب ضدسلطنتی را که میبایست صرف توسعه دموکراتیک ایران میشد، برای ساختن برنامه اتمی و شهرکهای موشکی برباد داده است.
در نتیجه امروز اقتصاد ایران در حالت سقوط آزاد است.
سالهاست که رشد تولید ناخالص داخلی منفی میشود. سالهاست که اقتصاد ایران توانایی تولید شغل را از دست داده است. پول ایران از بیارزشترین پولهای جهان شده است. زیرساختهای کشور دچار ویرانی است. محیط زیست ایران در عرصههای متعدد فروپاشیده است. بسیاری شهرها از جمله پایتخت بهشدت با کمبود آب مواجهند. کشوری که روی دریای نفت و گاز است، در تأمین انرژی مورد نیاز خود ناتوان است و این رژیم با قراردادن اقتصاد کشور تحت کنترل سپاه پاسداران و بنیادهای وابسته به خامنهای، طبقه متوسط و بخش خصوصی مستقل را نابود کرده است.
مطابق تجربه طولانی، این رژیم نه تنها در عرصه سیاسی از دست زدن به هرگونه اصلاحی ناتوان است، بلکه در اقتصاد ایران نیز قادر به تغییر و اصلاح نیست.
در نتیجه حتی اگر درآمد رژیم از محل فروش نفت هم جهش پیدا کند، یا داراییهای مالی مسدود شده ایران به آنها داده شود، شرایط اقتصادی کشور بهتر نخواهد شد. زیرا مثل همیشه عمده درآمدها صرف ساختن موشک و پهپاد و تأمین هزینه نیروهای نیابتی رژیم در منطقه خواهد شد.
سه هفته پیش پزشکیان رئیس جمهور رژیم گفت: «ما ۲۰ میلیون بشکه نفتی را که مال دولت بود به هوا فضای سپاه پاسداران دادیم تا بتواند خودش را تجهیز کند». از این پیشتر شکارچی سخنگوی ستادکل نیروهای مسلح گفته بود: «پس از جنگ ۱۲روزه برای لحظهیی خط تولید موشکهای ما تعطیل نشده است».
آری این یک اصل اساسی است که رژیم از دستگیری و اعدام و نقض مستمر حقوق بشر، از بمبسازی اتمی و از جنگ و تروریسم هرگز دستبردار نیست. اما در برابر قیام و مقاومت سازمانیافته دوام نخواهد آورد.
آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت برای استقرار یک جمهوری دموکراتیک برپایه حاکمیت مردم، جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد، خودمختاری ملیتها و لغو حکم اعدام مبارزه میکند
برگرفته از سایت مریم رجوی
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
