۱۴۰۵ تیر ۱۱, پنجشنبه

تلویزیون و سایت الکلمة اونلاین عربی: اعتراف تحلیل گر نظام در برنامه تلویزیونی که سکوت حمله بزرگ مجاهدین خلق به مقر خامنه‌ای در اسفند ۱۴۰۴ را می‌شکند



 تلویزیون و سایت الکلمة اونلاین عربی:  اعتراف تحلیل گر  درون نظام که در برنامه تلویزیونی سکوت درباره حمله بزرگ مجاهدین خلق به مقر خامنه‌ای را می‌شکند

همه اعتراف‌ها در قالب بیانیه رسمی منتشر نمی‌شوند. گاهی کافی است فردی از درون محیط نزدیک به نظام، در لحظه‌ای از سردرگمی یا در جریان یک تحلیل، سخنانی بر زبان بیاورد تا از میان گفته‌هایش واقعیتی آشکار شود که حکومت تلاش کرده آن را پنهان کند. این اتفاق در اظهارات مهدی خراتیان درباره حمله به مقر خامنه‌ای، چند روز پیش از حمله آمریکا، رخ داد؛ سخنانی که بار دیگر موضوعی را مطرح کرد که سازمان مجاهدین خلق پیش‌تر اعلام کرده بود، اما بسیاری از رسانه‌ها آن را روایتی تلقی کردند که نیازمند تأیید از سوی منبعی دیگر است.

نکته قابل توجه این است که آنچه در آن زمان مطرح شد، موضوعی عادی نبود. سازمان مجاهدین خلق از عملیات «چکش آتشین» در قلب تهران و نقش واحدهای مقاومت در هدف قرار دادن یکی از حساس‌ترین مراکز نظام سخن گفته بود. با این حال، واکنش رسانه‌ای در پایتخت‌های غربی و عربی بیشتر به نادیده گرفتن محتاطانه شباهت داشت؛ زیرا تأییدی از سوی یک منبع مستقل وجود نداشت و در نتیجه، این خبر در حاشیه باقی ماند.

سپس اظهارات خراتیان این معادله را بر هم زد. او گفت که این حمله سه یا چهار روز پیش از آغاز جنگ رخ داده و سازمان مجاهدین خلق نیز آن را به‌طور رسمی اعلام کرده است. همین جمله به‌تنهایی از نظر سیاسی و امنیتی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نه از بیانیه مقاومت ایران، بلکه از زبان فردی بیان شده که در فضای تحلیلی نزدیک به نظام فعالیت می‌کند و این واقعه را به‌عنوان رویدادی که واقعاً اتفاق افتاده، نه یک تبلیغات خارجی، مطرح می‌کند.

آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که خراتیان این حادثه را در چارچوب گسترده‌تری از ارزیابی‌هایی قرار داد که درباره سرنوشت رأس نظام مطرح بوده است. او به تصوراتی درباره تکرار الگوی ونزوئلا در ایران و نیز به بحث‌هایی درباره ربودن یا کشته شدن خامنه‌ای و تکیه بر برخی شخصیت‌های درون ساختار حکومت برای انتقال به مرحله‌ای جدید اشاره کرد. هرچند نظام همواره تلاش می‌کند واقعیت‌ها را با نظریه‌های توطئه و اختلافات جناحی در هم بیامیزد، اما این موارد اصل موضوع را تغییر نمی‌دهد: حمله به مقر خامنه‌ای دیگر صرفاً خبری نیست که از سوی مجاهدین خلق منتشر شده باشد، بلکه به موضوعی تبدیل شده که در گفتمان خود نظام نیز مطرح شده است.

در اینجا، مشکل عمیق‌تر در نحوه برخورد بسیاری از رسانه‌ها با موضوع ایران آشکار می‌شود. هنگامی که موضوع به یک اعتراض خودجوش یا اختلاف میان جناح‌های نظام مربوط باشد، به‌راحتی فضا برای تحلیل و پوشش خبری فراهم می‌شود. اما زمانی که موضوع به توانایی مجاهدین خلق و واحدهای مقاومت در انجام عملیات سازمان‌یافته در داخل ایران مربوط می‌شود، ناگهان زبان احتیاط بیش از حد و انتظار طولانی حاکم می‌شود؛ گویی پذیرفتن وجود یک نیروی سازمان‌یافته در داخل کشور، دشوارتر از خود خبر است.

اما واقعیت‌ها منتظر سلیقه رسانه‌ها نمی‌مانند. آنچه مجاهدین خلق پیش از حمله آمریکا اعلام کرده بودند، امروز از درون روایت خود نظام نیز مطرح شده است، هرچند با تلاش برای مخدوش کردن آن همراه باشد. این نخستین بار نیست که نظام چنین مسیری را طی می‌کند: ابتدا انکار می‌کند، سپس به تخریب و تشویش موضوع می‌پردازد و سرانجام، هنگامی که انکار دیگر کافی نیست، به اعترافی ناقص روی می‌آورد.

اهمیت این موضوع تنها به یک عملیات امنیتی محدود نمی‌شود. این مسئله نشان‌دهنده هراس عمیق‌تر نظام از مقاومت سازمان‌یافته ایران و از توانایی واحدهای مقاومت برای ضربه زدن به هیبت حکومت از درون است. حمله خارجی ممکن است یک تأسیسات نظامی را هدف قرار دهد، اما یک عملیات داخلی در نزدیکی مرکز تصمیم‌گیری، تصویری را که نظام از تسلط خود برای داخل و خارج ترسیم می‌کند، متزلزل می‌سازد.

آنچه خراتیان، خواسته یا ناخواسته، بیان کرد، بار دیگر به آنچه سازمان مجاهدین خلق پیش‌تر اعلام کرده بود اعتبار بخشید. گفته می‌شد این روایت تأیید نشده است، اما اکنون این تأیید از جایی آمده که نظام بیش از هر چیز از آن هراس دارد: از درون گفتمان خود او. میان اعلام اولیه و این اعتراف دیرهنگام، آنچه برجای می‌ماند این است که مجاهدین خلق و واحدهای مقاومت، نیرویی دور از واقعیت‌های داخل ایران نیستند، بلکه حضوری فعال در متن معادله‌ای دارند که نظام ولایت فقیه از آن بیم دارد.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7