سایت انگلیسی : ترامپ تمام برگهای برنده را برای فروپاشی ایران از درون در اختیار دارد
وقتی صحبت از فشار شدید اقتصادی میشود، واشنگتن بین همه چیز و هیچ چیز، گزینههای عظیمی در اختیار دارد. گزینهای در این میان که آسیب زیادی به ایران وارد کند، کاملاً کارساز خواهد بود. آینده تاریک ایران زیر فشار ترامپ: تحت محتملترین سناریو، ایران شبیه کره شمالی بدون سلاح هستهای یا کوبا بدون کوبا لیبره خواهد شد. تنها تهدید ترامپ به جنگ اقتصادی، این رژیم را برای مدتی به حاشیه استراتژیک جهان میراند. علاوه بر این، وعده رئیسجمهور برای اقدام نظامی در آینده را نیز اضافه کنید که در صورت شروع هر تحرکی از سوی ایرانیها، همانند خاموش کردن یک آتش کوچک قبل از شعلهور شدن آتشسوزی بزرگ، آنها را سرکوب کند. هیچ نتیجهای وجود ندارد که در آن تهران در آینده قابل پیشبینی به قدرت و وزنی که یک سال پیش داشت بازگردد. و این، دوستان من، تازه سناریوی خوشبینانه است.
انتظار ایرانی فقیر، از نظر جغرافیایی منزوی و ضعیفتر در برابر همسایگانش را داشته باشید؛ بازیگری کماهمیت در بازار جهانی انرژی و باری سنگین به جای یک دارایی برای دوستان و متحدان باقیمانده آیتالله.
توافق شود یا نشود، محتملترین وضعیت نهایی برای ایالات متحده به شکلی قابل توجه مشابه به نظر میرسد.
ایران در بازیابی توانمندیهایی که تهران را به قدرتی منطقهای که باید از آن ترسید تبدیل میکرد، با نفوذ جهانی و وتوی مجازی بر هر مسیری به سوی خاورمیانه بزرگتر که شامل صلح، رفاه و امنیت گسترده باشد، ناکام مانده است. این یعنی: بدون سلاح هستهای؛ بدون زرادخانهای از تسلیحات دوربرد برای در هم کوبیدن همسایگان به هر میزان که بخواهند؛ و بدون ارتشی از نیروهای نیابتی که بتوانند به دستور برای کاشتن هرج و مرج و آشوب رها شوند. ایالات متحده تا حد زیادی به این اهداف دست یافته است. اکنون سوال این است: وضعیت نهایی برای تداوم جدول زمانی تا چه حد میتوان پایین آوردن قدرت رژیم ایران در آینده به چه شکلی است؟
یک گزینه این است که ایران به توافق برسد.
نماینده ویژه رئیسجمهور تقریباً اصل مطلب را بیان کرد. جرد کوشنر اظهار داشت: اگر ایران مایل است توافقی را که با ما در حال بحث بوده به پایان برساند تا توانایی خود برای ساخت سلاحهای هستهای را کنار بگذارد، پس مشخصاً آنها مایل به ایجاد توافقی هستند که میتواند برای مردم ایران عالی باشد. این چیزی است که او پذیرای آن خواهد بود.
ترجمه این است: ترامپ در مورد هیچیک از دستاوردهایی که کسب کرده، مصالحه نخواهد کرد. او قرار نیست دوباره توانایی قلدری در منطقه را به ایرانیان بازگرداند. مزیت پذیرش این گزینه توسط ایران این است که رژیم از فقر مطلق میگریزد. ترامپ ممکن است در کاهش فشار خفقانآور اقتصادی سخاوتمندتر باشد. این ممکن است همان توافقی باشد که کوشنر پیشبینی کرد که برای مردم ایران عالی باشد، اما حداقل ایرانیان عادی مجبور نخواهند بود با تورم عظیم و نبود گوشت بر سر سفره کنار بیایند.
از سوی دیگر، تسلیم شدن در برابر خواستههای استراتژیک واشنگتن، که بدون شک شامل انواع هشدارها در مورد اعتماد و راستیآزمایی خواهد بود، کاملاً تحقیرآمیز خواهد بود. اعتراف به شکست، آنچه از رهبری رژیم باقی مانده را ضعیف نشان میدهد، همان تحقیرآمیزی که آنها مشتاقانه سعی در اجتناب از آن دارند.
اگر آنها بر عدم توافق پافشاری کنند، ترامپ فقط نخواهد گفت مهم نیست و آنجا را ترک نخواهد کرد. رژیم باید بهای آن را بپردازد. این ممکن است به خوبی تغییری باشد که آنها اتخاذ میکنند. مجازات یک ملت بسیار آسانتر از مجازات دیکتاتورهای آن است.
مقاومکنندگان اغلب برای مدت طولانی مقاومت میکنند. کره شمالی هرگز توافق نکرد و هنوز هم پابرجاست. کوبا نیز همینطور است که از میان خلیج خوکها، بحران موشکی کوبا و دههها تحریم جان سالم به در برد. طالبان شکست خوردند و اکنون در جهنم خود که قبلاً افغانستان نامیده میشد، به سر میبرند. مردم ممکن است تحت ستم و فقیر باشند، اما این برای رژیمهایی که استدلال میکنند تا زمانی که سرپا هستند در اوج قدرتاند، مسئله بزرگی نیست.
با این حال، اگر ایران به توافق تن ندهد، نه نفوذ استراتژیک خود را باز خواهد یافت و نه هرگز به چیزی بیش از یک منطقه عقبمانده و فقیر در جهان تبدیل خواهد شد. از آنجا که ظرفیت نظامی آنها به شدت کاهش یافته است، تقریباً میتوان روی تهدید ترامپ برای استفاده از زور و چمنزنی [رفع موقت مشکلات] در هر زمانی که لازم باشد حساب کرد. ایالات متحده نیز مجبور نخواهد بود که بار این مسئولیت را برای همیشه به تنهایی به دوش بکشد. اسرائیل بر ایران نظارت خواهد کرد. به احتمال زیاد همسایگان تهران نیز کمک خواهند کرد. ما همچنین احتمالاً شاهد ائتلافهای بینالمللی در آبراههای خلیج فارس خواهیم بود که کمک میکنند تا
حفظ آزادی کشتیرانی. با همکاری ائتلاف و استراتژی حملات انتخابی، ایالات متحده میتواند سرعت عملیاتی معقولی را حفظ کند، زرادخانههای خود را مدیریت نماید و داراییها را به تئاترهای عملیاتی دیگر بازگرداند.
از دست دادن اهرم فشار. علاوه بر عدم دستیابی مجدد به اهرم استراتژیک، نفوذ ایران در تنگه به دلیل روی آوردن منطقه به ابزارهای جایگزین و انعطافپذیر برای جابجایی کالا و خدمات، به تدریج برای تجارت جهانی و بازارهای نفت بیاهمیت خواهد شد. همانطور که در مقاله اخیر بلومبرگ اشاره شد: تولیدکنندگان نفت خاورمیانه با انتقال حجم عظیمی از نفت خام از خلیج فارس، به کنترل قیمتها و کاهش ترس از جهش تورمی ناشی از انرژی کمک میکنند، حتی در حالی که جنگ ایران ادامه دارد. وقتی صحبت از تنگه میشود، تهران گروگان خود را کشته است؛ و هر کسی که فیلم فارگو را دیده باشد، میداند که ارزش یک گروگان مرده چقدر است. علاوه بر این، هیچ سناریویی وجود ندارد که در آن ایران بتواند تنگه را به یک منبع درآمد جدی تبدیل کند.
هیچ توافقی نمیتواند جایگزین قوانین بینالمللی شود که حق عبور بیضرر از تنگهها را تضمین میکند. علاوه بر این، هیچ کشوری که بر تنگهای نظارت دارد، حق قانونی برای دریافت عوارض ندارد. حتی ترکیه که تحت کنوانسیون مونترو، اختیارات گستردهای برای مدیریت تنگههای بسفر و داردانل دارد، نمیتواند عوارض دریافت کند، بلکه فقط میتواند هزینههای مربوط به تامین کمکهای ناوبری، بازرسیهای ایمنی و سایر عملیات نگهداری تردد را دریافت نماید. ایران هرگز با دریافت هزینههای ترانزیت در تنگه هرمز ثروتمند نخواهد شد یا زیرساختها و ارتش خود را بازسازی نخواهد کرد.
بدون سلاح هستهای.
ایران ممکن است به اندازه کره شمالی منزوی و فقیر شود (که در مقایسه، تولید ناخالص داخلی آن حدود ۲ درصد کره جنوبی است، آن هم با حمایت مستمر روسیه و چین). با این حال، کره شمالی دارای زرادخانه هستهای قابل توجه و در حال رشدی است. اما این درسی برای جامعه منع گسترش سلاحهای هستهای است، همراه با دههها تلاش بیهوده برای متوقف کردن جاهطلبیهای هستهای ایران. در آینده، بسیار بعید است که واشنگتن تحمل کند رژیمهای سرکش به زرادخانه هستهای دست یابند؛ و درس آموخته شده این است که مداخله زودتر بهتر از دیرتر است. در نتیجه، ایرانی که تحت تحریمها و محاصرههای شدید قرار دارد، شبیه به کره شمالی خواهد بود، اما بدون مزیت حضور در باشگاه هستهای.
بدون اقتصاد.
محور اصلی اقتصاد ایران انرژی است. بیش از ۵۰ درصد صادرات کشور از سوخت و محصولات مرتبط تامین میشود. ایران نه تنها با رقابت شدید سایر تامینکنندگان و چالش تحریمها روبرو خواهد شد، بلکه به احتمال زیاد تقریبا هیچ تامین مالی برای تعمیر، بازسازی و مدرنسازی زیرساختهای انرژی کشور در دسترس نخواهد بود. ضربه دوجانبه تحریمها و محاصرهای که ایالات متحده در نظر دارد، واقعاً دلهرهآور است، از جمله هدف قرار دادن بانکهای چینی، ناوگانهای سایه و صرافیها. درست است که واشنگتن ممکن است با واکنشهایی نسبت به برخی از این اقدامات، از جمله تلافیجویی چین و تاثیرات منفی بر اقتصاد ایالات متحده مواجه شود، اما با این وجود، به نظر میرسد کاخ سفید آماده پذیرش برخی ریسکها است و میتواند در صورت لزوم اقدامات را تعدیل و تلطیف کند.
وقتی صحبت از فشار اقتصادی شدید میشود، واشنگتن گزینههای گستردهای میان هیچ و همه چیز در اختیار دارد. راهکار میانهای که آسیب قابل توجهی به تهران وارد کند، به خوبی کارساز خواهد بود.
برای شفافسازی باید گفت استدلال قدرتمندی وجود دارد که فشار اقتصادی به تنهایی نمیتواند نظام را مجبور به سقوط کند یا تهران را به توافق وادارد. این موضوع ممکن است کاملاً درست باشد، اما اهمیتی ندارد؛ زیرا برای دستیابی واشنگتن به خواستههایش، هیچکدام از این دو هدف، شرط لازم نیستند.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران
# کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی
