۱۳۹۳ دی ۱۴, یکشنبه

درباره يك مزدور صادراتي گشتاپوي آخوندي به تركيه براي اعزام به اروپا به منظور مصرف عليه مجاهدين

گوينده:
رژيم آخوندي از « ضربات مهلکي برپيکره » مجاهدين خبرداد و اعلام كرد «منافقين اعضاي خواهان جدايي را به وسيله خانواده اش شکنجه مي کنند»!
خبرگزاري حكومتي مهر وابسته به ولي فقيه ارتجاع در روز 22 ارديبهشت گزارش كرد : جداشدن دو زن طي سال گذشته به اسامي «روناك دشتي و مرضيه قرصي که سال گذشته از منافقين بريدند، نه تنها تابوي دشواري جداشدن از اين گروهک را شکست، بلکه ضربات مهلکي نيز بر پيکره نيمه جان منافقين وارد آورد».
روناك دشتي كه از اين پيشتر در تلويزيون رژيم عليه مجاهدين مورد مصرف قرار گرفته بود زني است كه در مرداد سال 83 همزمان با اعلام موقعيت حقوقي مجاهدين ,  از پذيرش قرارگاه اشرف همراه با برادرش اخراج و به خروجي تحت كنترل نيروهاي آمريكايي رفته بود .
اما در موردزن ديگر بنام مرضيه قرصي , خبرگزاري ولي فقيه ارتجاع مي افزايد كه وقتي اين زن با همسر و كودك شيرخوارش به قرارگاه اشرف رفته به او گفته اند كه اينجا جاي زندگي خانوادگي و نگهداري اطفال نيست و لذا همسرش كودك را به نزد مادربزرگش در ايران برگردانده است .
ولي فقيه ارتجاع در خبرگزاري خود مي افزايد : به همسر اين زن فقط يكبار اجازه داده اند او را ببيند و آن وقتي بود كه اين زن ميخواسته همسر خود را مجاب كند «كه نبايد از گروهك منافقين جدا شود»  !  اما آخوند خامنه اي به عمد از ياد برده است كه نام همسر اين زن را ذكر كند . او شهيد پر افتخار مجاهد خلق , آرام گفتاري است كه همسر مطلقه خود را از بيم دستگيري توسط رژيم آخوندي در نزد مجاهدين باقي گذاشت و خود با كودك شيرخوار به ايران رفت و سپس در بهمن 1379 در تهران حين يك جنگ و گريز قهرمانانه در محاصره انبوه مزدوران بدنام اطلاعات آخوندي به شهادت رسيد .
خبرگزاري ولي فقيه ارتجاع همچنين از قول زن مزبور ادعا كرده است كه مجاهدين او را در قرارگاه اشرف به زندان انداخته بودند و 7 ساعت مورد شکنجه قرار داده اند .
خبرگزاري حكومتي مهر به نحو ابلهانه اي براي دلخوش كردن مزدوران روحيه باخته رژيم, مي افزايد : اما اين زن توانست « با جدايي خود از گروهک منافقين, ضربه اي مهلک بر گروهک تروريستي وارد آورده و آنان را يک گام ديگر به فروپاشي نهايي نزديک سازد»!!
هموطنان عزيز , براي اطلاع از« ضربه مهلكي»! كه به گفته ارگان خبري  ولي فقيه ارتجاع , مجاهدين را به فروپاشي نزديك كرده است ,  چند و چون اين ضربه مهلك! را از قرارگاه اشرف مورد سؤال قرار داديم . سه نامه از زن مزبور را بدون شرح برايمان ارسال كرده اند و معلوم شد كه وي پس از اخراج و  قبل از رفتن به ايران 10 روز در سرپل خروجي مجاهدين و 20 روز هم درنزد نيروهاي آمريكايي بوده و نيروهاي آمريكايي در باره اتهامات وارده ازسوي  وي هم نامه اي به سازمان مجاهدين خلق ايران تسليم كرده اند . توجه شما را به اين نامه ها جلب ميكنيم.اين نمونه اي است كه اوج درماندگي و استيصال ولي فقيه ارتجاع را در وَلَعي حيرت انگيز براي جعل خبرو دروغپردازي عليه مجاهدين , برملا ميكند :

نيروي زميني
نيروي وظيفه 134 جياتف
كمپ اشرف, عراق
5 مي 2006
يادداشت براي : افسر رابط سازمان مجاهدين خلق ايران
موضوع : اتهامات ساخته شده توسط زن بريده (مرضيه قرصي)
1. يك زني كه اخيراً به تيف آمده است اتهامي زد كه سازمان مجاهدين خلق ايران به او گفته است سربازان آمريكايي به زنان تجاوز ميكنند و نفرات حفاظت شده را با زنجير دستبند ميزنند و به آنها روي زمين غذا ميدهند. اين نفر جديد همچنين گفت كه اين روش عام سازمان مجاهدين خلق ايران است كه چنين چيزهايي را به زناني كه به فكر رفتن به تيف هستند ميگويد. اين شخص اسامي زناني را داد و گفت كه اين حرفها بدليل اينكه آنها ميخواستند به تيف بيايند به آنها گفته شده است.
2. سرهنگ دوم نورمن و من با افسر رابط سازمان مجاهدين خلق ايران تماس گرفتيم كه ترتيب ملاقات با اين زنان را كه ذكر شده بود بدهيم. توضيح داده شد كه اين براي ما روش كار است كه در مورد اتهامات تحقيق كنيم و نه بخاطر اينكه ما داستان او را باور كرده باشيم. افسران رابط قبول كردند و ترتيب ملاقاتها با اين زنان را دادند.
3. روز جمعه 21 آوريل 2006,  سرهنگ دوم نورمن و من با اين سه زن كه نامشان ذكر شده بود و دو نفر ديگر ملاقات كرديم. يكي درخواست كرده بود كه ما با او ملاقات كنيم و يكي ديگر كه افسران رابط خواسته بودند كه ما با او ملاقات كنيم.
4. ما با تمام آن زنان در مورد تيف و زندگي روز مره در آنجا صحبت كرديم. ما از آن زنان سؤال كرديم كه آيا به آنها چيزي از اين حرفها كه در شكايت ذكر شده گفته شده است. آنها همه گفتند كه چنين چيزي به آنها گفته نشده است. سپس از آنها سؤال كرديم كه آيا هيچوقت چيزي در مورد چنين اتهاماتي شنيده ايد. آنها مجدداً جواب دادند كه نشنيده اند.
5. سازمان مجاهدين خلق ايران معتقد است كه خانم قرصي يك عضو رژيم ايران است و اين حرفها را بدليل بخشي از  معامله براي برگشت به ايران گفته است.
در اين نقطه با توجه به عدم وجود اطلاعات يا دليل بيشتر, اين اتهام بعنوان بي پايه دسته بندي ميشود.
دارل مارتين
سروان
معاون فرمانده جياتف
نامه مرضيه قرصي-21 فروردين85

نامه مزدور مرضيه قرصي-22فروردين85

رسيد دريافت كمك هزينه براي تيف -22 فروردين85

۱۳۹۳ دی ۱۲, جمعه

کمی بيشتر در مورد نافع عيسی بدانيم: مأمور عراقی نيروی تروريستی قدس در دولت مالکی

آشنايی بيشتر با سوابق اين مزدور، ماهيت مأموريت اخير او را روشن تر می کند. هدف رژيم، مقابله با خشم و انزجار جهانی ناشی از قتل عام و اعدام جمعی 52 مجاهد اشرفی و ربودن 7تن از آنهاست. طبق معمول مأموريت اين مزدور جنايتکار اين است که مجاهدين را متهم کند که خودشان خودشان را کشته اند و لابد خودشان، خودشان را ربوده اند! با الگوی همان ادعای سخيفی که اولين بار خود خمينی دجال، در ماجرای تکذيب شکنجه در زندانها و مخفی گاههای نيروهايش، عليه مجاهدين به کار برد.
نافع عيسی، مزدور دوجانبه خامنه ای و مالکی است. مالکی، او را به عنوان رئيس يک مؤسسه پوششی به نامکميته حمايت از متحصنان اشرف منصوب کرده بود. (منظور از متحصنان هم همان فاميلهای الدنگ هستند که به استخدام وزارت اطلاعات و نيروی قدس، درآمده اند و به وسيلهٴ بيش از 300 بلندگو، به مدت 677روز، با تهديد و دشنام شبانه روزی، مجاهدين را شکنجه روانی می کردند)
نافع عيسی سال 1385 به استخدام نيروی قدس درآمد. و تا سال90 که نيروهای آمريکايی عراق را ترک نکرده بودند، هر سال چند بار برای توجيه و گرفتن خط کار عليه مجاهدين به ايران سفر می کرد.
اولين مأموريت نافع عيسی، اجير کردن مزدور برای فعاليت مستمر عليه اشرف بود. اين مستخدمين، در پوشش تجارت و رابط تجاری نخست وزيری عراق، به ايران رفت و آمد می کردند. نافع عيسی، مواجب مزدوران را از سفير رژيم در بغداد می گرفت و بين آنان توزيع می کرد. رابط نافع عيسی در سفارت بغداد، حاج علی نويدی است.
نافع عيسی، يک جلاد عراقی نيروی قدس است که مطامع آخوندها عليه اشرف و ساکنانش را بارها به زبان آورده است. از جمله، وی روز 17ارديبهشت 90 در تلويزيون رسمی رژيم، تحت عنوان جعلی، «دکتر» و «فعال حقوق بشر» شرکت کرد و با واگويه کردن اباطيلی که وزارت اطلاعات در دهانش گذاشته بود، گفت: «اين گروهک تروريستی شيطان هستند. حتی اگر از اين جايی که هستند به منطقه ديگری منتقل شوند مشکل حل نمی شود و مشکل هم چنان باقيست.
- موضوع اين نيست که اردوگاه اشرف در فلان نقطه باشد و در فلان نقطه نباشد. تا وقتی که به نظر من اينها اخراج نشوند و يا اگر در عراق حضور دارند به دست دستگاه قضايی محاکمه نشوند وضعيت هم چنان ادامه خواهد داشت
-بدون ترديد مردم به اردوگاه اشرف حمله می برند و آن را بر سر اعضا و کسانی که در آن هستند خراب می کنند».
مزدور نافع عيسی، روز جمعه 17ديماه 1389، در سازماندهی تهاجم وحشيانهٴ مزدوران اجيرشده به اشرف نقش فعالی داشت. در آن تهاجم 176تن (شامل 91 زن مجاهد خلق) مجروح شدند. مزدور نافع عيسی، فردای آن روز برای دريافت مواجب به کرمانشاه و از آنجا به قم و تهران شتافت. در کرمانشاه از «مشاور اقتصادی استاندار کرمانشاه» و در تهران از «آقا محمدی» از اعضای شورايعالی امنيت رژيم «مزد» خود را، همراه با خط کار اقدامات بعدی عليه اشرفيان دريافت کرد.
، هرگاه سفارت رژيم در عراق قصد برپايی تجمع عليه اشرف را داشت، نافع عيسی با مراجعه به ميدانها و محلهای تجمع کارگران جويای کار، تلاش می کرد با پيشنهاد پول بيشتر، آنها را به شرکت در تجمع عليه مجاهدين بکشاند.
در يک گزارش درونی رژيم آمده است: رابطين در مجموع بابت 500نفر پول کراية خودرو و دستمزد نفرات عادی از سفارت گرفته اند؛ ولی در شمارش، تعداد آنها کمتر از 122نفر بوده است. در اين گزارش همچنين قيد شده است، برای 53نفر به عنوان شيخ از سفارت رژيم پول گرفته شده؛ در حالی که تعداد شيوخ تنها 15نفر بوده است. بقيهٴ آنها افراد عادی يا کارگران روزمزد بوده اند که با پوشاندن عبا و عگال، آنها را تحت عنوان شيوخ جا زده بودند!
در ادامه گزارش آمده است که رابطين (يعنی نافع عيسی و چند مزدور ديگر از قماش او) برای تعداد 650نفر غذا و مواد خوراکی و ميوه درخواست و صورتحساب داده اند؛ در حالی که به غير از يک ساندويچ چيز ديگری بين نفرات توزيع نشده و کل جمعيت هم 186نفر بيشتر نبوده است.
در ملاحظه ای زير اين گزارش، از طرف وزارت اطلاعات قيد شده که به مخارج زياد و کلاهبرداريهای مزدوران توجه نشود؛ مهم برگزاری تجمع با هر ميزان نفر است و هزينهٴ آن مهم نيست؛ زيرا از بالاتر تصويب شده و مشکلی از اين بابت وجود ندارد. منبع وزارت اطلاعات که در تجمع در مقابل اشرف حضور داشته، در گزارش خود به طورکلی برآورد کرده است، نزديک به 50هزار دلار برای اين تجمع پول گرفته اند؛ در حالی که در عمل کمتر از 5هزار دلار هزينه شده، است و به هر خبرنگار که از بغداد آورده بودند 150 دلار داده شده است.
امروز که بار ديگر رژيم برای باز گرداندن آبروی نداشته خودش و مالکی دست به دامن بی آبرويی مانند نافع عيسی شده و اين بار به جای اشرف ساحت دانشگاه بغداد را به لوث وجود او و همپالکيهايش می آلايد، مبين اوج استيصال و انزوای جهانی و منطقه يی رژيم و متحدش مالکی است. چرا که در صحنهٴ سياسی عراق، در برابر هزاران تن از وکلا، متخصصان، روشنفکران و شيوخ و صدها هزار تن از اقشار مختلف مردم شريف عراق که با امضای طومارهای متعدد، از مجاهدين حمايت کرده و ضمن تأکيد بر ضرورت آزادی 7گروگان اشرفی، جنايتهای رژيم و مالکی در اشرف را به شدت محکوم کرده اند؛ مدافعان رژيم و مالکی، جز مزدوران پيشانی سياه نيروی تروريستی قدس و امثال نافع عيسی نيستند.

۱۳۹۳ دی ۱۱, پنجشنبه

مأمور دوره گرد وزارت اطلاعات جهانبخش محمدي


بدنبال تنفر و انزجار بين المللي از قتل عام 10شهريور امسال در اشرف كه به دست مالكي و به دستور ولي فقيه طلسم شكسته صورت گرفت رژيم آخوندي تعدادي از شكنجه گران و عوامل اطلاعاتي خود را براي ادامه توطئه و جنايت به اشرف گسيل داشته است.
در همين راستا مقاومت ايران در تاريخ25آذرماه جاري در افشاي طرح جديد مشترك خامنه اي-مالكي اعلام كرد كه:«بر اساس گزارشهاي موثق از داخل ايران، هفته گذشته يك گروه از مزدوران اطلاعات آخوندي و نيروي تروريستي قدس به عراق اعزام و روز شنبه 23 آذر در يك گروه 18نفره توسط سفارت رژيم در بغداد، در هماهنگي با مالكي و مشاور امنيت ملي اش، به اشرف منتقل شدند تا به صحنه سازي و سرپوش گذاشتن بر گروگانگيري و اعدام جمعي و آدم ربايي در 10شهريور بپردازند. مسئوليت اين اكيپ با نماينده وزارت اطلاعات در سفارت ميباشد».
جهانبخش محمدي يكي از مأموران اعزامي گشتاپوي آخوندي به عراق در اين مآموريت كثيف مي باشد.
گماشته هاي بدنام آخوندي با صحنه سازي بر اساس سناريوي وزارت جنايت، به تهيه عكس و فيلم از اماكن مختلف و بطور خاص محلهاي قتل عام مجاهدين در كشتار 10شهريور كه توسط نيروهاي تحت امر مالكي و به «فرموده» ولي فقيه ارتجاع صورت گرفت، پرداختند.
مأمور دوره گرد، جهانشاه محمدي؛ در اكيپ 18نفره مزدوران اطلاعات و قدس، با اسكورت ويژه پليس ديالي كه از طرف سردژخيم جميل شمري به بغداد فرستاده شده بودند؛ به اشرف حمل و توسط افراد نخست وزيري و استخبارات ارتش عراق كه در اشرف مستقر هستند، تحويل گرفته شدند.
جالب اينكه رژيم، چند مأمور اطلاعات را تحت نام خبرنگار واحد مركزي خبر و صدا و سيماي رژيم و تلويزيون موسوم به الكوثر را همراه آنها نمود تا به اين نمايش مضحك پوشش خبري بدهند.
كارگرداني اين محصول مشترك خامنه اي و پسر خوانده اش در عراق، بر عهده مركز جاسوسي و ترور رژيم در بغداد موسوم به سفارت بود.
نماينده وزارت سركوب و كشتار در سفارت، تعدادي از مزدوران مستقر در هتل مهاجر بغداد كه وابسته به سفارت رژيم مي باشد را نيز، با گله اعزامي خود همراه نمود تا اين نمايش، صحنة جست و خيز بوزينگان ولايت در همان محل هاي اعدام هاي جمعي و تيرخلاص زدن به مجاهدين، باشد.
خبرگزاري رسمي رژيم (ايرنا) در گزارشي از همين مأموريت مي نويسد:« جهانبخش محمدی روز جمعه در گفت و گو با خبرنگار اعزامی ایرنا به عراق، گفت: یکی از بندهای انقلاب درونی مجاهدین بند(ر) یا تاکتیک رییس جمهور سازی در شورای فرماندهی این سازمان بود که رجوی بعد از شکست راهبرد نظامی در عراق برای بازگشت مرموزانه به خارج از کشور و تصاحب ایرانیان خارج نشین به آن روی آورد».
قابل توجه اينكه به رغم حمل و نقل گلة لباس شخصي هاي حامي ولايت به اشرف، دولت عراق وقيحانه و بزدلانه مدعي مي شود كه از ورود و حضور 18رأس پادوي اطلاعاتي و نيروي تروريستي قدس به همراه تعداد زيادي از مأموران اطلاعاتي تحت عنوان خبرنگار و فيلمبردار در اشرف و صحنه پردازيهاي آنها براي فيلمبرداري اطلاعي ندارد.

نمايش در خبرگزاري نيروي تروريستي قدس رژيم
پيش از اين مركز خبرگزاري نيروي تروريستي رژيم موسوم به تسنيم در اول مهرماه امسال، صحنة نمايش نامبرده و تعداد ديگري از همپالكي هاي اطلاعاتي وي از جمله علي مرادي، طالب جليليان و صمد نظري بود. طبق سناريوي وزارت سركوب و جنايت، آنها موظف به دروغپردازي عليه مجاهدين براي توجيه جنايت مالكي-خامنه اي در اشرف بودند تا ضمن تعريف و دفاع از رژيم و مهره هاي جنايتكار آن، ضربه گير رژيم در قبال بازتاب بسيار گستردة اجتماعي كشتار و اعدام جمعي مجاهدين در 10شهريور امسال بخصوص در بين جوانان و نيروهاي آگاه و مبارزه شوند.
لازم به يادآوري است كه طالب جليليان از نفوذي هاي پيشاني سياه آخوندها به ارتش آزاديبخش بود كه بعد از لورفتن مأموريتش و اخراج از ارتش آزاديبخش، به نزد آخوندها برگشت و به انجام مأموريتهاي محوله مشغول است.
خبرگزاري نيروي تروريستي قدس (تسنيم) در باره اين نمايش مضحك نوشت:«در ادامه اين نشست، جهانبخش محمدي يکي ديگر از نجات‌يافتگان کادر نظامي گروه مجاهدين گفت: من از افسران ارتش بودم که در سال 59 اسير شدم. در سال 68 تا 84 در کمپ مجاهدين در عراق بودم و بعد از آن‌جا فرار کردم و بعد به کمپ آمريکايي‌ها پيوستم و بعد از عفو مقام رهبري به ايران بازگشتم».

گماشتة اطلاعات آخوندي، جهانبخش محمدي كيست؟
جهانبخش محمدي متولد سال1336 دركرمانشاه از لمپن شكنجه گران جنگ رواني طي دو سال سيرك وحوش ولايت بود. وي همچنين از مأموران وزارت بدنام اطلاعات و از گردانندگان شعبه وزارت در جاسوسي و سركوب خانواده ها در استان كرمانشاه است كه علاوه بر مأموريت هاي برون مرزي، به آزار و اذيت خانواده هاي مجاهدين در داخل كشور مشغول است.
مأموريت ديگر اين گماشتة وزارت بدنام، اعزام به اشرف و لجن پراكني عليه مجاهدان اشرفي براي زمينه سازيهاي، اقدامات تروريستي است كه در هماهنگي با مركز فعاليتهاي تروريستي رژيم در بغداد (سفارت) مأموريت هايش را انجام ميدهد.
نامبرده در تاريخهاي 890819، 891121، 900123، 900714 ، خرداد91 و ... براي اجراي مأموريتهاي محوله به منظور زمينه سازيهاي كشتار مجاهدين، به سيرك وحوش ولايت در اطراف اشرف اعزام شده بود .
يكي ديگر از مأموريتهاي اين مزدور، شركت در نمايشهاي اطلاعاتي در تلويزيون آخوندهاست قبلا نيز ، در سريالي تحت عنوان «پاياني برپايان» به ياوه گويي آخوندي پرداخته بود . ليست دست اندركاران تهيه كننده اين نمايش تلويزيوني كه در تابلوي زير در انتهاي هر برنامه پديدار مي شود، بيانگر ماهيت و اهداف شوي تلويزيوني ملايان است. تركيبي از وزارت اطلاعات ، شعبات پوششي اطلاعات و تارگانهاي صدور تروريسم كار توليد شوهاي مسخره آخوندي را به عهده دارند: