از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر داستانی که در این گنبد دوار بماند
ظهور پر تلألؤ جنبش مقاومت در آلبانی، از پس خامخیالیهایی که خلیفه ارتجاع برای نابودی آن در سر داشت، در تقارنی میمون با سر برآوردن بهار سرسبز از دل زمستان سرد و بیروح صورت گرفت، پخش زنده چندین ساعتة مراسم نوروزی حلول سال جدید در حضور رئیسجمهور برگزیده مقاومت، اعضای شورای ملی مقاومت ایران و حامیان این مقاومت در اقصا نقاط جهان، در جوهر خود، مختصات صحنه رودررویی دو نیروی هماورد صحنه سیاسی امروز ایران را با وضوح تمام به نمایش گذاشت. در یکسو، فاشیسم مذهبی در آستانه تقسیم قدرت باندهای مافیایی، تحلیل رفته از مقابله با وضعیت انقلابی جامعه، در وحشت از قیام و خیزش مردم بهجانآمده، غرق در تلاشی و بههم ریختگی بسر میبرد و در این سو مقاومت انقلابی پرشور و منسجمتر از هر زمان دیگر در «تهاجمی برقآسا»، ظهور سیاسی خیرهکنندهای را عرضه میکند. مقایسه این دو تابلو بازهم اثبات کرد آنچه اصیل، پایدار و ماندگار است، بهار و زندگی، رویش و انقلاب در برابر مرگ و میرایی و ارتجاع و کهنگی است. «نیروی سازمانیافته انقلاب» در پس عبور از یک پراتیک پایداری پرشکوه و بینظیر ۱۴ساله، در پیوند نزدیک با سرچشمه الهام دهندة ایدئولوژیکی خود، غبار سالهای طولانی دوری را از خود زدود و در مداری ارتقا یافته جوهر بهار را در خود زنده کرد و به این وسیله شایستگی طلایهداری، راهگشایی و پیامآوری بهار بزرگ مردم ایران در قامت هزار اشرف را از آن خود ساخت، چراکه قانونمندی بهار اجتماعی و سیاسی، ساختهشدن آن با دست کسانی است که بار چنین رسالتی را با تمام وجود بر دوش میکشند و با چنگ و ناخن و دندان بهپیش میبرند. این موضوع به صورتی دیگر وجه تمایز یک نیروی آرمانگرا -که با نظمپذیری داوطلبانه زیر سهمگینترین فشارهای نظامی و سیاسی آزمایش بقا پس داده را با باندهای مافیایی حاکمی که نقطه اتحادشان مشارکت در غارت و کشتار است ولی حتی در حاکمیت هم قادر به هم آوردن شکافهای خود نیستند، نشان میدهد و بیانگر محتوای سراپا متضاد این دو جبهه است. یکسو مبشّر تغییر در تقدیر است و در مقدم سرسبزی فرخندهاش نسیم مژدهبخش بهار آزادی و رحمت و رهایی برای ملت ایران به مشام میرسد و دیگری نمادی از مرگ و نیستی و زمستان خلافت سفیانی تحت نام ولایتفقیه است. تحقق بهار، گواه قانون خدشهناپذیر تغییر، انقلاب و پیشرفت در طبیعت و اجتماع است با این تفاوت که بهار اجتماعی بهوسیله انسان جمعپذیر و اجتماعی شکل میگیرد و برخلاف بهار طبیعت، پیشرفتی آگاهانه و ارادی است؛ زیرا تابع عنصر آگاهی و اراده آزاد انسانی است. با همین شاخص بهخوبی میتوان سرنوشت میهنمان را هم، درنبرد سرنوشت با اهریمنان حاکم بر آن، ارزیابی کرد. حتمیت تغییر اجتماعی میهن هم باکیفیت عنصر انقلابی، آگاه و مشتاق در عملکرد پیشتازان آن جامعه ارزیابی میشود. رزمآوران آزادی مردم ایران که مریم برایشان نشانهای از ارزشهای والای انسانی نظیر رحمت، احیاگری، فزایندگی و تکثیر است، مبین همین قطعیت و توانمندی هستند. به این دلیل همچنان که در پخش مراسم امسال همگان به صورتی بیواسطه دیدند سرشارتر از همیشه، غزلخوان، جانبرکف، با پایکوبی و سرفرازی در پیشگاه مردم ایران «حاضر» گویان، پیمان قیام بیشتر به این رسالت تاریخی بستند و در پرتو همین اراده و همین حقانیت و اصالت است که توطئههای دشمن ضدبشر یکی پس از دیگری را نقش بر آب کرده و میکنند. دعاوی و دروغهای آن را، نهتنها مثل برف، مقهور آفتاب تموز کردند که مکر و کیدش علیه جنبش انقلابی را با قرار دادن «سپاه جهل و جنایت» در آستانه لیست گذاری تروریستی به خلیفه زهرخوردة ارتجاع برگشت دادند. در مقابل اما، ظهور دوبارة مقاومت، با سرعتی بسا بیشتر ازآنچه انتظار میرفت، خیرهکننده چشمها شد. حالا خلیفه ارتجاع هرچقدر میخواهد نمایشها، سریال و فیلم بسازد تا عقبماندگیهای خود را مثلاً جبران کند؛ اما نه پیشرویهای مقاومت غیر قانونمند بوده است و نه تشتت و بههمریختگی جبهه دشمن تصادفی است. آویختن خامنهای به اعدام، شکنجه و دخالتهای خارجی به واضحترین صورت بیانگر شکست یک نیروی مرده تاریخی است. همچنان که تهاجمات سیاسی مقاومت، خیزشها و اعتراضات اجتماعی و مقاومت آگاهانه و ارادی، گامهایی هستند شتابان بهسوی بهار بزرگ آزادی.
با @bahareazady ما را در توئیتر دنبال کنید



