قسمت سوم: شاخصهای یک نیروی آلترناتیو چیست؟ - من به اين درك سنتي باور ندارم كه حتما يك فرد ميتواند نقش يك رهبري كاریزماتيك را داشته باشد يا ميتواند باشد. رهبري كاريزماتيك يعني انديشهاي كه متبلور شده و به گفتمان غالب تبديل شده. حالا اين انديشه توسط هركسي هم كه بخواهد حمل بشود.
رهبری کاریزماتیک یعنی چه؟
هستند كساني كه انديشه هاي واقعا سترگي را حمل بكنند. يك تمثیل از عيسي مسيح نقل میکنند که طفل خردسالي بوده که ميخواهد با مادرش از رود اردن رد بشود. فرد تنومندي به اسم کریستوف كه کارش عبور دادن افراد از رود اردن بوده عیسی مسیح را بدوش میکشد تا از رود اردن عبور دهد. می بیند که هیچ توانی در پایش ندارد و از بس که این کودک سنگین است نمی تواند حرکت کند و به تنگی نفس افتاده است.
از کودک میپرسد: ای بچه خردسال! من از این رود اسب، قاطر و گاو را عبور دادم.
چرا تو این قدر سنگيني؟ پاهاي من توان كشیدن تو رو ندارد
کودک ميگوید: بله خيليها توان كشیدن من را نخواهند داشت، عيسي مسيح بوده در دوران كودكي، این يك تمثيله. پس يك انديشه ميتواند باشد ولي اين كه چه كساني ميتوانند اين انديشه را حمل كنند آن مهم است.
یک رهبر كاريزماتيك بايد ويژگيهايي داشته باشد، اولا بايد رو به تعالي داشته باشد. يعني اين كه از يك طرف وارد طوفان ميشود و از طرف ديگر از طوفانها بيرون مياید و رنگين كمان در آسمانها نقش ميبندد. ميگوید من نميتوانم جهت طوفان را عوض كنم ولي ميتوانم آن چنان بادبانها را برافرازم كه بر طوفان چيره بشوم. اين يكي از ويژگيهاي مهم رهبر كاريزماتيك است.
دومين ويژگيش شجاعت است ميتواند تصميماتي اتخاذ كند، ريسك پذيري بالايي دارد، كه آن تصميمات را در آن زمان نميتوانند درك بكنند. آينده را ميتواند به خوبي ببيند و تصميمات بسيار سترگي ميگيرد و حرفهاي بسيار سترگي دارد.
بیشتر بخوانید
انقلاب چگونه به پیروزی می رسد؟ دکترعزیز فولادوند
رهبر کاریزما فرزند طوفانهای سهمگین است!
سومين ويژگیش اعتماد به نفس است. فرزند طوفانهاي سهمگين است در جهان پر آشوب و در زمانهاي بسيار پيچيده و پرالتهاب با طمانينه مي نشيند و سازماندهي ميكند حوادث سهمگين نميتواند او را گيج بكند. خودش در صف اول فدا قرار دارد، صحبت از فدا كه ميكند بازي با واژهها نيست بلكه معني فدا را ميفهمد. چون ميداند اين پروژه تعالي بدون فدا امكان پذير نيست. از اسپارتاكوس تا عيسي مسيح تا امروز بايد فدا کرد تا بشود اين پروژه تعالي را پيش برد. انساني هست كه در واقع تقليد نميكند يك رهبري اصيل است، پروژه اش پروژه بومي است تقليدي نيست.
از ديگران تاثير نميپذيرد استراتژيش را مرتب تغيير نميدهد، اعوجاج در كارش نيست. مرتب روي استراتژي خودش پاي مي فشارد و حاضر نيست اين استراتژي را تغيير بدهد. ما در اين زمان با يك رهبر كاريزاتيك مراجه هستيم حالا ميتواند هركس ديگري باشد اگر كسي تحمل اين پروژه را دارد و اين ويژگي ها را دارد ميتواند انقلاب راهدايت كند. خود فرد بايد برسد كه چه كسي توانمندي، شايستگي و صلاحيت و هدايت اين را دارد.
آلترناتیو در چه جامعه ای
اما در مورد آلترناتیو، بايد ببينيم در چه جامعه اي داریم از آلترناتيو حرف ميزنيم. در يك جامعه دمكراتيك داريم زندگي ميكنيم يا در يك جامعه استبدادی و فاشيسم ديني؟ در يك جامعه دمكراتيك مثلا در آلمان گاهي وقتها حزب سوسيال دمكرات مسيحی آلترناتيو است. تلاش ميكند با راه كارهاي سياسي با مبارزات انتخاباتي حزب رقيب را كنار بزند و خودش بر قدرت بنشيند. اگر حداكثر آرا را داشته باشد دولت يك دست تشكيل ميدهد در غير اين صورت ائتلاف ميكند با گروهها و احزاب ديگر تا بتواند دولت راتشكيل بدهد.
دولت قبلي آلترناتیو ميافتد در اپوزيسيون، براي 4سال آينده، اين مكانيسيم در سیستمهای دمکراتیک است. اما در يك دستگاه استبداد خونين، استبداد شاهي، استبداد شيخي، آلترناتيو ويژگيهاي ديگري دارد. در شرايط خاصی رشد ميكند. قبل از هر چيز همچنان كه گفتم بايد انسانها، كادرها و افسران برجسته اي وجود داشته باشند كه از خود گذشته باشند. بايد بتوانند تیرگی شب را با نور وجودشان روشن كنند، بايد اراده داشته باشند بر ديوار ضخيم اختناق چنگ بزنند. اين افراد همه جا پيدا نميشوند.
آلترناتیو مردمی شناور در اقیانوس جامعه
ديروز سرگذشت چگوارا را ميخواندم. خيلي جالبه! به هرحال در آن شرايط جامعه به چنين افرادي نياز دارد كه بتوانند الگو باشند و تكثير بكنند، بايد ريشه مردمي داشته باشند. يعني هر نيرويي نميتواند ادعاکند. مثلا در جامعه ما متاسفانه حزب توده نتوانست، چرا؟ بخاطر وجود ايرادهاي بسيار اساسي پايگاه مردمياش را از دست داد.
يعني بايد مردم را به عنوان پشتوانههاي اطلاعاتي از يك طرف، پشتوانههاي اقتصادي و پشتوانههاي امنيتي خودش از طرف دیگر داشته باشد. يك آلترناتيو مردمي در سيستم ديكتاتوري در اقيانوس جامعه شناوره، چتر حمايتش بايد مردم باشند، بايد امكانات مردمي داشته باشد. اين آلترناتيو ويژگيهاي ديگري هم دارد. بايد بتواند اگر بخواهد به عنوان دولت سايه عمل كند. اينها پروژه هاي غول پيكري است.
بايد امكانات، تشكيلات و كادرهاي ارزنده داشته باشد. بايد امكانات قدرتمند مالي داشته باشد بايد پروژه هاي عظيم را بتواند در اين جهان بسيار بسيار پيچيده مدرن راه بیاندازد. بايد قبل از هرچيز هم از يك حمايت بين المللي برخوردار باشد.
نقش آلترناتیو در جهان کنونی
متاسفانه ما در جهاني هستیم كه قدرتهاي بزرگ به هر حال تاثيرات بسيار عميقي را در تحولات اجتماع در تحول سياسي، اقتصادي و اجتماعي جهان ما دارند. بايد نگاهي بيندازند به جغرافياي سياسي ايران، كه كشور مورد بحث ماست و بدانند كه نيرويي وجود دارد. ارزش حضور در جلسات را دارد، ميشود از اين نيرو حمايت كرد اين نيرو به بلوغ سياسي رسيده، اینها بسيار مهم است. بايد غير وابسته باشد، يك آلترناتيو اصيل اگر وابسته باشد به سرنوشت اين احزاب دچار خواهد شد كه در خطه فرهنگي ما فراوان بودند.
حالا چه وابسته به دولت حاكم و زائده دولت حاكم باشد يا اين كه به نيروهاي خارج از مرزها وابسته باشد. استقلال مالي بايد داشته باشد يعني اگر اين آلترناتيو استقلال مالي نداشته باشد مرتب بايد دريوزگي كند. نميتواند با اعتماد به نفس در پاي ميز مذاكرات بنشيند و اصولش را پيش ببرد، مرتب در يك نقطه پایین قرار دارد و نميتواند از منافع و آرمان مردم دفاع كند.
💞# براندازیم #تيك_تاك_سرنگوني #قیام_تنها_جوابه
🍏# مجاهدین_خلق ایران #ایران # کانونهای شورشی
🌳# MaryamRajavi # IranRegimeChange
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 0