۱۴۰۲ تیر ۲۷, سه‌شنبه

جنگ ایران و عراق چگونه پایان یافت؟- چرا خمینی دجال ناچار شد تن به آتش بس بدهد وجام زهررا بخورد

             جنگ ایران و عراق چگونه پایان یافت؟- چرا خمینی دجال ناچار شد  تن به آتش بس بدهد وجام زهررا بخورد 




                                         ۲۷تیرماه ۶۷ پایان جنگ ایران و عراق  و رؤیای امپراتوری منطقه‌یی خمینی

پایان جنگ ایران و عراق  پایان جنگی بود که  تنها در طرف ایران ۱میلیون کشته و ۲میلیون معلول و مجروح و۴میلیون آواره و بیش از هزارمیلیارد دلار خسارت برجای گذاشته بود، این جنگ در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹آغاز شد و ۸ سال به طول انجامید. وزیر آموزش و پرورش رژیم در سال ۶۷ اعلام کرد که در این جنگ،۴۵۰هزار دانش‌آموز به جبهه‌ها فرستاده شدند.این دانش‌آموزان در تاکتیک «حمله با امواج انسانی» با عنوان «سربازان یک بار‌مصرف» مورد استفاده قرارگرفتند.

رفسنجانی در نماز جمعه روز ۹ آبان سال ۱۳۷۶ اعتراف کرد که ۳۶۰۰۰ تن از این کودکان دانش‌آموز در جبهه‌ها جان خود را از دست دادند.

رفسنجانی هم‌چنین اعتراف کرد که یک قرن درآمد نفت ایران یعنی متجاوز از ۱۰۰۰میلیارد دلار به تنور جنگ ایران و عراق ریخته شده است.

اما جام زهری که ارتش آزادیبخش ملی ایران با فتح شهر مهران و یک‌صد رشته عملیات دیگر به حلقوم خمینی و تنور جنگ ضدمیهنی او ریخت، اثر کرد و او را وادار به قبول قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت ملل متحد کرد که آن را از تیرماه سال ۱۳۶۶ مستمراً و قاطعانه، رد کرده بود.

خمینی، از ۶ سال قبل از آن، یعنی از سال ۱۳۶۱ قطعنامه‌های سالانه شورای امنیت ملل متحد برای آتش‌بس و خاتمه دادن به جنگ را پی‌درپی رد می‌کرد و می‌گفت: «اگر این جنگ ۲۰سال هم طول بکشد، ما آماده‌ایم».

۲۷تیرماه ۶۷ پایان رؤیای امپراتوری منطقه‌یی خمینی

اما ارتش آزادیبخش کار را به آن‌جا رساند که احمد خمینی بعداً گفت «امام وقتی در معادلات به این نتیجه رسیدند که قطعنامه را قبول کنند، گفتند من جام زهر قطعنامه را می‌نوشم، من کنار امام بودم. امام مرتب مشتشان را بر روی پایش می‌زدند و آخ می‌گفتند… بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ چند روز امام به‌درستی نمی‌توانستند راه بروند.»

جام زهر آتش‌بس

خمینی تشنه جنگ بود و تن‌دادن به صلح و آتش‌بس برایش دشوار بود. آتش‌بس علاوه بر خمینی برای کارگزارانش نیز بسیار تلخ بود. 

علی‌اکبر ولایتی، وزیر خارجه وقت خمینی، در مصاحبه با روزنامه حکومتی ایران در پاسخ به این سؤال که تلخ‌ترین روز کاری شما در سال‌هایی که در وزارت امور خارجه بودید، چه بوده است؟ گفت «تلخ‌ترین روز، آن موقعی بود که بعد از قبول آتش‌بس از سوی امام و قبول قطعنامه ۵۹۸ برای برقراری آتش‌بس به نیویورک رفتیم. در نخستین جلسه‌یی که می‌خواستیم با آقای دکوئیار ملاقات کنیم،

همین که نشستم، دیدم که یک تلکس به من دادند که در آن نوشته شده بود منافقین به ایران حمله کرده و کرند و اسلام‌آباد غرب را تصرف کرده‌اند و پشت دروازه‌های کرمانشاه هستند، در حالی که ما رفته بودیم تا برای آتش‌بس صحبت کنیم. خلاصه این تلخ‌ترین روز در طول ۱۶سال عمر کاری من بود.»

انکارها بعد از آتش‌بس

از فردای آتش‌بس و پایان جنگ ایران و عراق، مقام‌های حکومت ایران از قبیل رفسنجانی، در موضع رئیس مجلس وقت و موسوی اردبیلی، رئیس قوه قضاییه، که تا آن زمان برای ادامه جنگ یقه‌درانی می‌کردند، به‌شدت از آن فاصله گرفتند، و گناه ادامه ناموجه جنگ به مدت ۶ سال و پس از عقب‌نشینی نیروهای عراقی از خاک ایران را به گردن خمینی انداختند.

علی شمخانی، وزیر دفاع سابق حکومت ایران، روز ۴ مهر ماه ۱۳۸۴ اذعان کرد؛ «هیچ‌کس، هیچ‌کس، غیر از مجاهدین، داخل کشور وجود ندارد که بعد از خرمشهر، اطلاعیه‌یی یا بیانیه‌یی داده باشد که جنگ باید خاتمه پیدا کند».

آری، در آن روزگاران که کسی را یارای در افتادن با خمینی و مقابله با جنگ ایران و عراق نبود، چون می‌ترسیدند مارک وطن‌فروش! بخورند، در حالی که خمینی وطن را نابود کرده بود، این فقط این مقاومت ایران بود که یک‌تنه در مقابل این جنگ ضد‌میهنی ایستاد. [جنگ ایران و عراق «جنگ جنگ تا پیروزی یا صلح و آزادی؛ کدامیک؟»]

به این ترتیب، خمینی که رویای تصاحب عراق و کشورهای عربی را در سر می‌پروراند، در مقابل اراده رزمندگان مقاومت ایران به ناچار تسلیم شد، آتش‌بس را پذیرفت تا راه آتش مقاومت و رزمندگان آزادی را سد کند.

این همان واقعیتی بود که خمینی نمی‌توانست بر زبان بیاورد و زیر بار همین اندوه دق کرد و مرد.

**                                         **

مطلب بیشتر درباره جنگ افروزی وبه کشتن دادن کودکان در جنگ ضد میهنی 

سالها پس از پذیرش آتش بس در جنگ ایران و عراق، هاشمی رفسنجانی اعتراف کرد که ۳۶۰۰۰ تن از کودکان دانش‌آموز، در جبهه‌ها جان خود را از دست دادند

عکسی از اعزام کودکان به جبه‌های جنگ در سالگرد پذیرش آتش بس توسط خمینی؛ بسیاری از آنان هرگز به خانه بازنگشتند. این تصویر مربوط به خانی آباد تهران در سال ۶۴ است.

خانی‌آباد تهران، عکس تکان‌دهنده اعزام کودکان به جبهه های جنگ برای پاکسازی میدان مین؛ سال ۶۴
خانی‌آباد تهران، عکس اعزام کودکان به جبهه‌های جنگ برای پاکسازی میدان مین؛ سال ۶۴ – عکسی از اعزام کودکان به جبه‌های جنگ در سالگرد پذیرش آتش بس

کودکانی که حد اکثر ۱۳ سال سن دارند سرهای خود را از اتوبوس بیرون آورده و از دوستان خود خداحافظی می‌کنند. دو پسر بچه دوان دوان خود را به اتوبوس رسانده و درحال فشردن دست دوستان خود هستند.

اما کودک دیگری که ظاهرا نتوانسته از جوی آب رد شود از داخل پیاده رو درحال دست تکان دادن برای مسافران خردسال اتوبوس است. کمی دورتر گروهی از بزرگسالان با نگرانی در حال تماشای این صحنه هستند. یک پاسدار که خود هم سربند بسته است، چند متر آنطرف در حال سوار شدن به اتوبوس است . . .

در این تصویر کودکانی مشاهده می‌شوند که تحت تاثیر تبلیغات گسترده روانی در مدارس با بستن سربند راهی جبهه های جنگ شدند و نهایتا به اسارت درآمدند.

عکس‌های به کشتن دادن ده‌ها هزار کودک توسط خمینی در سالگرد پذیرش آتش بس توسط او
کودکانی که در جنگ به اسارت نیروهای عراقی در‌آمدند

بسیاری از این کودکان هرگز به خانه بازنگشتند. برای روحیه دادن به این کودکان و ایجاد فضای شهادت طلبی با سوء استفاده از سادگی کودکانه آنان با فریبکاری به هرکدام از آنان یک کلید دروازه ورودی بهشت داده می‌شد که در دست خود بفشارند و یا اینکه از گردن خود آویزان کنند.

عکس‌های به کشتن دادن ده‌ها هزار کودک توسط خمینی در سالگرد پذیرش آتش بس توسط او
یک کودک سرباز ایرانی – سالگرد پذیرش آتش بس

همان زمان از این کودکان به عنوان سربازان یک بار مصرف نام برده می شد که سران نظام به آن افتخار هم می کردند. کارکرد اصلی این کودکان باز کردن میادین مین و کمین های خطرناک با تحریک آنان توسط نوحه های مذهبی بود که با کامیون آنها را به کنار میادین مین برده و با شعار الله اکبر به داخل میادین مین می فرستادند. سالها بعد هاشمی رفسنجانی به این اعتراف کرد که ۳۶۰۰۰ تن از کودکان دانش‌آموز، در جبهه‌ها جان خود را از دست دادند.

البته این موضوع مختص دوران جنگ ۸ ساله ایران و عراق نیست و هنوز هم به اشکال مختلف ادامه دارد. در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی بطور سیستماتیک روی کودکان برای ایجاد فضای نظامی گری و قتل و کشتار کار می شود.

وظیفه اصلی پایگاههای بسیج مستقر در مدارس به خدمت گرفتن دانش آموزان خردسال است.

به گفته مسئولان بسیج دانش آموزی فقط در سال ۹۷ بیش از ۷ میلیون دانش آموز در قالب اردوهای راهیان نور به مناطق جنگی جنوب و غرب کشور فرستاده شدند. سالانه بخش قابل توجهی از بودجه وزارت آموزش پرورش به جای ایجاد امکانات و فضای آموزشی صرف ایجاد تاثیرات روانی مخرب بر دانش آموزان می شود.

در یک نمونه نمونه بارز از این وضعیت محمد بطحائی وزیر آموزش و پرورش در یکی از اظهارات خود همه ۱۴ میلیون دانش آموز در سرتاسر ایران را سربازان جنگی خواند و گفت که اگر لازم باشد آنها همچون دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق «جانفشانی» خواهند کرد.

اسکندر بیرالوند فرمانده سابق تیپ ۸۴ پیاده خرم آباد، پس از آتش بس و پایان جنگ در خاطره‌ای از «سربازان یک بار مصرف» در زمان جنگ ایران و عراق، می‌گوید:

عکس‌های به کشتن دادن ده‌ها هزار کودک توسط خمینی در سالگرد پذیرش آتش بس توسط او
یک کودک سرباز ایرانی – سالگرد پذیرش آتش بس

«هنوز نمی‌دانستیم کار آن بچه‌ها چیست… در کنار میدان مین به خط ایستادند و در حالیکه چهره‌های همه‌ شان پر از اشک بود به میدان مین نگاه می‌کردند. منطقه در سکوت فرورفته بود و همه با هیجان و نگرانی چشم به آنان دوخته بودند. جوانی که تقریبا حدود ۲۰ سال سن داشت رو به دیگران کرد و گفت:

فدای بدن پاره پاره آقا اباعبدالله، تمام جان‌های ما. آقا منتظرند. بیشتر از این آقا را معطل نگذارید.

یاحسین گفت و به میدان مین زد. صدای انفجارهای پشت سر هم جهنمی از آتش را در مقابل دیدگاه همه به وجود آورد. صدای یا حسین شان در صدای انفجارها گم شده بود.»

اصلی ترین سربازان یک بار مصرف در میدان‌های مین که برای «مصرف» جنگ خمینی خواسته می‌شدند کودکان دانش آموز بودند چون به راحتی تحت تاثیر تبلیغات روانی قرار گرفته و فریب می خوردند.


💞# براندازیم  #تيك_تاك_سرنگوني    #قیام_تنها_جوابه  

🍏# مجاهدین_خلق ایران #ایران  #  کانونهای شورشی

🌳# MaryamRajavi  # IranRegimeChange   

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 0شورا