فارین پالیسی واچداگ: اقدامات سرکوبگرانه ، فرسایشی وسیستماتیک مقامات ایران ، علیه مدافعان حقوق بشر
اقدامات سرکوبگرانه و رو به افزایش ایران علیه مدافعان حقوق بشر، که با بازداشتهای خودسرانه، خشونت هدفمند و استفاده سیستماتیک از مجازات اعدام مشخص میشود، چالش عمیقی برای هنجارهای بینالمللی و نیروی بیثباتکننده در خاورمیانه به شمار میرود. وضعیت کنونی، که با سرکوب مداوم گروههای اقلیت و گسترش نظارت دولتی تشدید شده، نیازمند توجه فوری و پایدار جامعه جهانی است. این تحلیل به زمینه تاریخی سابقه حقوق بشر ایران میپردازد، حامیان کلیدی و انگیزههای آنها را شناسایی میکند و پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت این روند نگرانکننده را ارزیابی مینماید. این وضعیت نیازمند پاسخی قوی برای حفاظت از جمعیتهای آسیبپذیر و حفظ حقوق اساسی بشر است.
ریشههای نقض حقوق بشر در ایران به دههها پیش بازمیگردد و با بیاعتنایی مداوم به استانداردهای حقوقی بینالمللی و سابقه سرکوب مخالفتها مشخص است. پس از انقلاب ۱۹۷۹، جمهوری اسلامی به سرعت دستگاه امنیتی را برای حذف تهدیدهای ادراکشده علیه اقتدار خود برقرار کرد که منجر به دستگیریهای گسترده، شکنجه و قتلهای فراقانونی شد. دهه ۱۹۸۰ شاهد دورهای به ویژه وحشیانه از خشونت دولتی بود که عمدتاً سیاسیون مخالف و اعضای گروههای اقلیت را هدف قرار داد. در حالی که ماهیت رژیم در سالهای اخیر تا حدی تغییر کرده، اصول اصلی اولویت دادن به امنیت بر آزادیهای فردی همچنان محکم سر جای خود باقی مانده است. همانطور که دکتر سارا واتسون، تحلیلگر ارشد گروه بحران بینالمللی، اشاره میکند: «رویکرد ایران به حقوق بشر اساساً توسط ایدئولوژی انقلابی آن شکل گرفته که مخالفت را به عنوان بدخیمی خطرناکی میبیند که باید ریشهکن شود.»
توسعههای اخیر و تحلیل مدافعان
در شش ماه گذشته، سرکوب مدافعان حقوق بشر به طور قابل توجهی تشدید شده است. اعدام دوازدهمین معترض زن زندگی آزادی در دسامبر ۲۰۲۲، پس از بازداشت طولانی، عملی به ویژه ناهنجار بود که تمایل رژیم به ساکت کردن هر شکلی از مخالفت را برجسته میکند، صرفنظر از زمینه یا باورهای فرد. این اعدام، همراه با حضور مداوم دهها معترض و مدافع حقوق بشر دیگر در ردیف مرگ، بر نیاز فوری به تعلیق فوری اعدامها تأکید میکند. علاوه بر این، گسترش قابلیتهای نظارت دولتی، به ویژه هدف قرار دادن زنان و دختران درگیر در فعالیتهای حقوق بشری، حمله مستقیمی به آزادی بیان و تجمع است.
ذینفعان کلیدی شامل دولت ایران، نمایندگیشده توسط ولی فقیه علی خامنهای و نخبگان روحانی حاکم، است که مدافعان حقوق بشر را تهدیدی برای اقتدار خود میبینند. قوه قضائیه ایران، تحت تأثیر عناصر تندرو، نقش مرکزی در اجرای دستگیریها و تعقیبات را ایفا میکند. همزمان، سازمانهای جامعه مدنی داخلی، علیرغم فشار عظیم، به مستندسازی و افشای نقضهای حقوق بشر ادامه میدهند. فراتر از ایران، بازیگران بینالمللی کلیدی شامل بریتانیا، ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سازمانهای حقوق بشری بینالمللی است. بیانیه اخیر بریتانیا، همانطور که در انتشارات دولتی جزئیات داده شده، نگرانی رو به رشد و تعهد به پاسخگویی رژیم ایران را منعکس میکند. وزارت خارجه ایالات متحده به طور مداوم سابقه حقوق بشر ایران را محکوم کرده و تحریمهایی بر افراد و نهادهای درگیر در نقضهای حقوق بشر اعمال کرده است. اتحادیه اروپا الگویی مشابه را دنبال کرده و از فشار دیپلماتیک و تحریمهای هدفمند استفاده میکند. «مقیاس و ماهیت سیستماتیک سرکوب بیسابقه است»، دکتر مایکل پتروف، کارشناس برجسته سیاست ایران در کالج کینگز لندن، بیان میکند. «این صرفاً خشونت پراکنده نیست؛ کمپینی دقیقاً هماهنگشده برای ساکت کردن مخالفت و حفظ کنترل است.»
سرکوب اقلیتهای مذهبی، به ویژه بهائیان و مسیحیان، جنبه نگرانکننده دیگری از وضعیت را نشان میدهد. رسانههای وابسته به دولت به طور مداوم لفاظی ضداقلیت را تقویت کرده و تبعیض و خشونت را بیشتر دامن زده است. هدف قرار دادن روزنامهنگاران و فعالان مستندکننده نقضهای حقوق بشر در خارج از کشور، تمایل ایران به ساکت کردن صداهایی که سوءاستفادههای رژیم را افشا میکنند، نشان میدهد. این فعالیت با استراتژیهای ژئوپلیتیک گستردهتر برای مقابله با نفوذ ادراکشده غربی مرتبط است.
پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت
در کوتاهمدت (شش ماه آینده)، میتوان انتظار تشدید مداوم سرکوب را داشت، که ممکن است شامل اعدامهای بیشتر و نظارت افزایشیافته باشد. انتخابات آتی ایران بدون شک فرصتی برای رژیم فراهم میکند تا قدرت خود را با سرکوب مخالفت و ساکت کردن صداهای مخالف تثبیت کند. علاوه بر این، درگیری مداوم در اوکراین ممکن است به ایران پوشش دهد تا حوزه نفوذ خود را بیشتر گسترش دهد، که ممکن است منجر به حمایت افزایشیافته از گروههای نیابتی و فعالیتهای بیثباتکننده شود.
در بلندمدت (۵-۱۰ سال)، وضعیت ریسکهای قابل توجهی ایجاد میکند. فرسایش مداوم حقوق بشر در ایران میتواند ناآرامی اجتماعی گستردهتری را دامن بزند و بالقوه منجر به درگیریهای خشونتآمیز شود. خانم فاطمه حسن، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بینالملل، هشدار میدهد، گسترش نفوذ ایران در منطقه، تسهیلشده توسط نقضهای حقوق بشر آن، میتواند درگیریهای موجود را تشدید کند و ثبات منطقهای را تضعیف نماید. علاوه بر این، سرکوب سیستماتیک صداهای مخالف میتواند نوآوری و توسعه اقتصادی در ایران را خفه کند. «پیامدهای بلندمدت این بحران حقوق بشر عمیقاً نگرانکننده است. بدون تغییر اساسی در رویکرد رژیم ایران، خطری در پیش داریم که با نقضهای گسترده حقوق بشر و بیثباتی مداوم مشخص شود.»
دعوت به تأمل
مورد نقضهای حقوق بشر ایران نیازمند توجه و اقدام بینالمللی پایدار است. وضعیت صرفاً مسئلهای بشردوستانه نیست؛ بلکه چالش اساسی برای نظم جهانی و اصول کرامت انسانی است. ما باید در گفتگویی پایدار درگیر شویم و از ترکیبی از فشار دیپلماتیک، تحریمهای هدفمند و حمایت از سازمانهای جامعه مدنی استفاده کنیم. جامعه بینالمللی باید به رسمیت بشناسد که حفاظت از حقوق بشر در ایران نه تنها امری اخلاقی است، بلکه گام حیاتی برای تضمین آیندهای صلحآمیزتر و باثباتتر است. بیایید بر پیامدهای این وضعیت تأمل کنیم و به طور فعال به دنبال راههایی برای تضمین پاسخگویی و حفاظت از حقوق کسانی باشیم که آسیبپذیرترین در برابر ستم هستند.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
