۱۴۰۴ آذر ۱, شنبه

تاونهال - استروآن استیونسون : جنون اعدام در ایران را متوقف کنید و قاتلان را مورد حسابرس قراردهید



       تاونهال -  استروآن استیونسون : جنون اعدام در ایران را متوقف کنید و قاتلان را مورد حسابرس قراردهید


استبداد قرون وسطایی حاکم بر ایران بار دیگر نیش‌های خود را نشان داده است. جهان شاهد جنون اعدامی است که چنان خشمگین و چنان سیستماتیک و سرد است که تنها می‌توان آن را «قصابی تحت حمایت حکومت» توصیف کرد. روز به روز، دیکتاتوری آخوندی، مردان و زنان بی‌گناه بیشتری را به سمت چوبه‌های دار می‌کشاند، در تلاشی مذبوحانه برای در هم شکستن روحیه ملتی که پیش از این علیه آن قیام کرده است. با این حال، جامعه بین‌المللی تنها ضعیف‌ترین عبارات «نگرانی» را زمزمه می‌کند، گویی این قتل‌ها اعمال طبیعی غم‌انگیز اما اجتناب‌ناپذیری هستند. اینطور نیست. این‌ها جنایاتی عمدی و ابزارهای محاسبه‌شده‌ی ترور هستند که توسط رژیمی که از مردم خود می‌ترسد، به کار گرفته می‌شوند. سکوت کردن، به معنای شریک جرم شدن است.

آخرین قربانیان در صف اعدام، تصویری دلخراش از شجاعت هستند. محمد جواد وفایی ثانی، قهرمان و مربی ۲۹ ساله بوکس، که به دلیل «افساد فی الارض» به اعدام محکوم شده است؛ رضا عبدلی، ۳۵ ساله از اهواز، که به دلیل «محاربه» (جنگ با خدا) به اعدام محکوم شده است؛ و مهدی وفایی، ۳۹ ساله، که در حال حاضر پس از طرح اتهامات ساختگی جدید مبنی بر ارتباط با مجاهدین خلق و «محاربه»، در سلول انفرادی به سر می‌برد.

حمایت از سازمان مجاهدین خلق ایران (PMOI/MEK)، جنبش اپوزیسیون دموکراتیک که به نقطه کانونی برای جوانان شجاع ایران تبدیل شده است، مجازات اجباری اعدام را در پی دارد. احکام آن‌ها منعکس‌کننده موارد بسیاری دیگر است، از جمله نوید افکاری، قهرمان کشتی که در سال ۲۰۲۰ اعدام شد، ورزشکاران، دانشجویان، کارگران، مادران و حتی بازنشستگانی که تنها جرمشان این بود که جرأت رؤیای یک ایران آزاد را در سر داشتند.

بیش از ۲۰ اسطوره المپیک، از جمله مارتینا ناوراتیلوا، تریسی ادواردز، شارون دیویس و کریگ فاستر، صدای خود را [به عنوان اعتراض] بلند کرده و نامه‌ای قدرتمند را امضا کرده‌اند که خواستار توقف اعدام وفایی ثانی است. آن‌ها این نمایش مضحک را که یک قهرمان شکنجه، زندانی و به اتهام واهی تأثیرگذاری بر سایر ورزشکاران محکوم شود، محکوم می‌کنند. فریاد آن‌ها برای عدالت نجیبانه است، اما نباید تنها بماند. زمان حرف‌های بی‌تأثیر به پایان رسیده است. ماشین مرگ در ایران در حال اضافه کاری است و تا زمانی که جهان متمدن اقدامی نکند، این ماشین بدون وقفه ادامه خواهد یافت.

وسواس رژیم روحانیون به اعدام هیچ گونه ارتباطی به عدالت یا نظم عمومی ندارد. این آخرین پناهگاه یک دیکتاتوری در حال احتضار است.

تنها در سال ۲۰۲۳، ایران ۸۵۳ نفر را اعدام کرد که ۴۸ درصد افزایش نسبت به سال قبل را نشان می‌دهد. در سال گذشته، این رقم به ۹۷۲ نفر رسید که بالاترین میزان از سال ۲۰۱۵ بود. امسال تاکنون بیش از ۱۰۰۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند. هر اعدام پیامی از علی خامنه‌ای است: اگر نتوانیم با رضایت حکومت کنیم، با ترس حکومت خواهیم کرد. رضایتی که به وضوح دیگر در اختیار ندارند.

آخرین قربانیان رژیم، از جمله زندانیان سیاسی مانند زهرا طبری (۶۷ ساله) که پس از ۱۰ دقیقه محاکمه توسط دادگاه انقلاب به اتهام «همکاری با مجاهدین خلق» به اعدام محکوم شد، احسان فریدی (۲۲ ساله) به اعدام به دلیل «محاربه» (جنگ با خدا)، و منوچهر فلاح (۴۲ ساله) به اعدام به دلیل تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبر، در گرداب قضایی گرفتار شده‌اند که نه برای تعیین گناه، بلکه برای تأیید نتایج از پیش تعیین شده توسط آخوندها طراحی شده است. اتهامات مضحکی مانند «افساد فی الارض» و «محاربه» ابداعات قرون وسطایی هستند که برای درهم شکستن مخالفان استفاده می‌شوند. محاکمات چند دقیقه طول می‌کشد. وکلا رد می‌شوند. شکنجه روال معمول است. احکام بدون تجدید نظر تأیید می‌شوند. این یک سیستم قضایی نیست؛ این یک تسمه نقاله مرگ است.

با این حال، انگیزه‌های رژیم به طور فزاینده‌ای شفاف و ناامیدکننده هستند. حاکمان ایران وحشت‌زده‌اند. وحشت‌زده از خیزش «زن، زندگی، آزادی» که در سال ۲۰۲۲ شعله‌ور شد. وحشت‌زده از شجاعت نسل زد (Z) ایران. وحشت‌زده از نفوذ روزافزون مجاهدین خلق و جنبش مقاومت دموکراتیک. وحشت‌زده از مردم خود که بارها و بارها با ریسک شخصی بالا شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دهند.

حتی مقامات خود رژیم نیز شروع به اعتراف به حقیقت کرده‌اند. در ۳۱ اکتبر، یک مشاور ارشد رئیس جمهور مسعود پزشکیان با صراحت نوشت که «نسل زد علیه ماست... این یک واقعیت است.»

از تریبون‌های نماز جمعه، این صحنه‌های غم‌انگیز تبلیغات، نمایندگان خامنه‌ای هشدار داده‌اند که «نبرد تعیین کننده» اکنون در قلب‌ها و ذهن‌های جوانان در حال وقوع است. این لاف‌زنی یک رژیم با ثبات نیست؛ این ناله‌ی یک رژیم ترسیده است.

و بنابراین، آن‌ها از ترس خود می‌کشند. آن‌ها بستگان فعالان را زندانی می‌کنند. آن‌ها زندانیان سیاسی را شکنجه می‌کنند. آن‌ها دادگاه‌های خود را رها می‌کنند تا اتهامات کیفری جدیدی بسازند. آن‌ها خون را بر خیابان‌ها می‌ریزند و امیدوارند که جزر و مد فزاینده مخالفت را غرق کند. اما این مد سریع‌تر بالا می‌آید.

اکنون جهان متمدن باید به این سؤال پاسخ دهد: آیا ما اجازه خواهیم داد نسل دیگری از ایرانیان سلاخی شوند در حالی که ما بیانیه‌های بی نتیجه دیپلماتیک صادر می‌کنیم؟ یا بالاخره، با شجاعت کسانی که با چوبه‌های دار روبرو هستند، همگام خواهیم شد و دست خواهیم یافت؟

مسیر پیش رو روشن است. با یک تقاضای صریح آغاز می‌شود که تمام اعدام‌های با انگیزه سیاسی در ایران فوراً متوقف شوند. اما نباید به اینجا ختم شود. عاملان این جنایات، قضات، مقامات اطلاعاتی، وزرا، زندانبانان، شکنجه‌گران، و در نهایت خود خامنه‌ای، باید پاسخگو باشند ومورد حسابرسی قرار گیرند.

معماران این دستگاه اعدام صرفاً به این دلیل که از پشت دیوارهای یک حکومت دینی فعالیت می‌کنند، مصون از عدالت نیستند.

علاوه بر این، جهان باید به طور رسمی و بدون ابهام، حق مردم ایران برای مقاومت در برابر استبداد را به رسمیت بشناسد. برای مدت طولانی، جامعه بین‌المللی از ترس «مداخله» در اطراف این واقعیت قدم برداشته است، در حالی که مداخله رژیمی را که هر روز در حق زندگی شهروندانش دخالت می‌کند، نادیده می‌گیرد. مقاومت در برابر ترور دولتی نه تنها یک حق، بلکه یک تعهد اخلاقی است.

مردم ایران شجاعت نفس‌گیری را در مواجهه با ظلم غیرقابل تصور از خود نشان داده‌اند. آن‌ها سزاوار چیزی بیش از کلمات همدردی هستند. آن‌ها شایسته عمل هستند. آنها شایسته همبستگی هستند. آن‌ها سزاوار جهانی هستند که حاضر باشد در مقابل رژیمی بایستد که اعدام را ابزاری برای سیاست می‌داند. جنون اعدام در ایران بایستی بلادرنگ پایان یابد. اگر نتوانیم با این بربریت مقابله کنیم، تاریخ سکوت ما را فراموش نخواهد کرد. و مردم ایران، در تاریک‌ترین ساعت خود، ما را نخواهند بخشید.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7