بازی پنهان تهران برای به شکست کشاندن فرآیند صلح غزه
چگونه آتشبسی شکننده، اتحادهای متغیر و فشار فزاینده داخلی، حاکمان ایران را به مانعتراشی از پشت صحنه واداشته است . تیترها روشن هستند: تبادل آوارگان و اجساد؛ یک آتشبس—ناقص اما واقعی—برقرار شده؛ میانجیگران از «فردای» غزه سخن میگویند، اما در درون تهران، محاسبات به هیچ وجه ساده نیست، تنها روزها پس از آنکه خطبههای نماز جمعه پیشنهاد آمریکا را یک «حیلۀ شیطانی» خواندند، وزارت خارجه ایران اعلام کرد که از «هر تصمیمی توسط فلسطینیان» که کشتار را متوقف کند، خروج را الزامی کند، راه را برای کمکهای انساندوستانه بگشاید و بازسازی را ممکن سازد، استقبال میکند—و سپس عمداً از پذیرش کرسی در میز اجرایی سر باز زد، فاصله میان منبر و بیانیه، عامدانه است، و خود گویای همه چیز است،
در روزهای اخیر، ارزیابیهایی را که در میان مقامات تهران در گردش است و از سوی منابع مطلع در اختیارم قرار گرفته، مرور کردهام، آنها با آتشبس به عنوان یک وضعیت نهایی برخورد نمیکنند؛ بلکه آن را یک میدان نبرد میدانند، منطق آنها همراستا با چیزی است که رسانههای همسو با حکومت به زبان فارسی علامتدهی میکنند: «نقاط ضعف معماری صلح را پیدا کرده و بر آنها فشار بیاورید—با قدرت هرچه بیشتر».
چرخش عمومی — و نقشه خصوصی
در عرصه جهانی، دست گشوده، خط رسمی ایران حالا اصرار دارد که تصمیمات متعلق به «مردم فلسطین و مقاومت» است و هر ابتکاری که چهار معیار—توقف کشتار، خروج، کمکرسانی، بازسازی—را برآورده کند، قابل قبول است، این، تایید نتایج بدون تأیید فرآیندی است که تهران را از آن حذف کرده است،
در عرصه داخلی، مشت گره کرده، تریبونهای نماز جمعه و رسانههای تندرو، این طرح را دامی غربی برای تحقیر فلسطینیان قلمداد میکنند و بر دو بند خاص—خلع سلاح حماس و استقرار یک حکومت تکنوکرات موقت در غزه—تمرکز کردهاند، این قاببندی، پایگاه مردمی را بسیج نگه میدارد و رهبری را در برابر اتهام تسلیم، واکسینه میکند،
صندلی خالی، امتناع تهران از حضور در مذاکرات قاهره/شرمالشیخ، در بستهبندی «درستکاری اخلاقی» ارائه شد—«با کسانی که به ما حمله و ما را تحریم میکنند، نمینشینیم»—اما در عین حال، قابلیت انکار را نیز حفظ کرد، اگر توافق با مشکل مواجه شود، ایران میتواند بگوید «ما به شما هشدار داده بودیم»، اگر توافق پایدار بماند، رسانههای دولتی ادعا خواهند کرد که این موفقیت در چارچوب شرایطی حاصل شده که ایران اعمال کرده است.
سه وجه محتمل مانع تراشی (بر اساس آنچه که در تحقیقات من در پیامرسانی دولتی—و در یادداشتهای داخلی دیدهام)
۱، ابهام فاز دوم را به خدمت بگیر،
تحریکات را بر روی شکافهای اجرایی متمرکز کن: تعریف «خلع سلاح»، نهاد ناظر بر آن، و حکمران غزه در دوران گذار، هر دو مسیر را غیرقانونی، تحمیلی از خارج و غیرعملی جلوه بده—مخصوصاً اگر توسط یک کمیته تکنوکرات تحت نظارت بینالمللی هدایت شود، هدف، نقض کامل آتشبس نیست؛ بلکه متشنج و قابل بازگشت نگه داشتن آن است،
۲، «سوءنیت» را شخصیسازی کن،
شک و تردید را حول نخستوزیر اسرائیل متمرکز کن—ادعا کن که بقای سیاسی او نیازمند تنش است، بنابراین هر بند مبهمی یک تله است، این قاببندی، زمینهساز اعلام تخلفات مداوم میشود، در حالی که مسئولیت مستقیم هرگونه شکست از دوش تو برداشته میشود،
۳، بازسازی را به سلاح تبدیل کن،
بازسازی را به عنوان «اشغال توسط پیمانکاران» معرفی کن: چه کسی مناقصهها، ارز خارجی و لجستیک مرزی را کنترل میکند؟ هدف، بیرغبت کردن خرید محلی و اعتماد سرمایه گذاران خارجی از همان ابتدا است، تاخیرها و اختلافات، از پیش به عنوان نقشه شیطانی بر طراحیشده بودن طرح برچسب بخورند،
هیچ یک از اینها نیاز به شلیک حتی یک تیر از سوی تهران ندارد، این کار مستلزم روایتهای هماهنگ، تشدید انتخابی از طریق شرکا در خارج از غزه در صورت لزوم، و حملاتی شبیه به «جنگ حقوقی» علیه مشروعیت توافق است،
دوگانگی در داخل—و سه جریان نوظهور
رویۀ دوگانه تهران همچنان عامدانه است: خطبههای آتشین برای پایگاه مردمی، عبارتبندیهای حقوقی وزارت خارجه برای پایتختهای خارجی، اما در زیر این سطح، سه جریان در حال قوت گرفتن هستند—و آنها محدودیتهایی ایجاد میکنند برای اینکه رژیم تا کجا و تا چه مدت میتواند مانعترازی خارجی را حفظ کند،
۱- «سهشنبههای نه به اعدام» از دیوارهای زندان فراتر میرود،
اکنون در نود و یکمین هفته متوالی خود، کمپین ضد مجازات اعدام به نقطه عطف چشمگیری رسید زمانی که زندانیان در بند ۲ زندان قزلحصار یک اعتصاب غذای یکهفتهای برگزار کردند که به گفته سازماندهندگان کمپین و ناظران حقوق بشر، منجر به توقف شش حکم اعدام برنامهریزی شده شد، اقدامات همبستگی به گزارشها در ۵۲ زندان دیگر نیز گسترش یافت؛ در همان هفته، آمار اعدامها به طور بیسابقهای افزایش یافت—نشانهای از دولتی که برای اعمال ترس به دار متوسل میشود و جامعهای که کمتر تمایل به تسلیم دارد، نمادین بودن این رویداد به اندازه اعداد مهم است: مقاومت سازمانیافته در درون سیستم زندانهایی که رژیم برای مهار مخالفان به آن متکی است، در حال بلوغ است،
۲) اعتراضات معیشتی گسترده میشود—و رسانههای دولتی هم دارند متوجه میشوند،
بازنشستگان، پرستاران، کارگران نفت و پتروشیمی، نانوایان و سرمایهگذاران کلاهبرداری شده، تجمعات هماهنگی را در چندین استان—از کرمانشاه تا اهواز و تبریز—در مورد دستمزد، پوشش درمانی، معوقات و فروپاشی حقوق بازنشستگی مرتبط با شرکتهای هلدینگ وابسته به رژیم برگزار کردند، اینها جرقههای پراکنده نیستند؛ آنها نبض یک اقتصاد شکننده هستند که زندگی روزمره را خرد میکند،
۳) «واحدهای مقاومت» در تهران پرچم برمیافرازند،
در آستانه ۳۱ اکتبر، «کانونهای شورشی» وابسته به مقاومت سازمانیافته، ویدیویی از یک کاروان کوچک خودرو و موتورسیکلت در پایتخت منتشر کردند که شعارهایی در حمایت از مریم رجوی حمل میکرد، حتی اگر ابعاد آن کم باشد، انتخاب مکان و تاریخ—و صرف شهامت در این حرکت هماهنگ تحت یک شبکه کنترلی سنگین—حامل ارزش نمادینی است که دستگاههای امنیتی آن را نادیده نخواهند گرفت،
چرایی اهمیت: مقاومت در زندانها، بسیج معیشتی و علامتدهی مقاومت مشهود در خیابان، همگی از «پهنای باند قدرت سرکوب و کنترل رژیم میکاهند—پهنای بندی که در غیر این صورت میتوانست آن را به بیرون صادر کند، وقتی دولت مجبور است ذخیره ترس خود را در داخل خرج کند، اشتها و ظرفیت آن برای خرابکاری پایدار در خارج کاهش مییابد، بهویژه اگر یک رژیم راستیآزمایی در غزه، به تدریج هزینه خرابکاری را افزایش دهد،
ترک خوردن یک ستون: «دفاع پیشرو» پس از غزه
دکترین منطقهای ایران حفظ قدرت از طریق شرکا و نیابتیها برای نگه داشتن نبردها «آنجا» و نه «اینجا»—ارتفاع خود را از دست داده است، یک آتشبس در لبنان، فضای تشدید در شمال را محدود کرده؛ حوثیها عملیات خود را به پایداری آتشبس گره زدهاند؛ و ترکیه، نه تهران، در حال ظهور به عنوان یک میانجی مرکزی با بازیگرانی است که اکنون برای امور روزمره غزه بیش از همه اهمیت دارند، اجرای سختگیرانهتر تحریمهای نفت و لجستیک را نیز به این معادله اضافه کنید، تا یک فشار ساختاری دریافت کنید، دقیقاً در زمانی که سپاه قدس نیازمند بازسازی ذخایر و مسیرهای خود است، حتی روزنامههای محافظهکار فارسیزبان وابسته به نظام هم به پذیرش امر بدیهی روی آوردهاند و مینویسند: «قمار ۷ اکتبر به غزه آسیب زد و به محور ایران نیز لطمه وارد کرده است».
پیامدهای این وضعیت برای فرآیند صلح
یک نگاه واقع گرایانه دو حقیقت را همزمان در بر میگیرد: آتشبس شکننده است، و برخی انتقادات ایرانی بر آسیبپذیریهای واقعی فرود میآید—ابهام فاز دوم؛ انگیزههای سیاسی در اورشلیم؛ ریسک تبدیل بازسازی به اهرم کنترل و اعمال هژمونی، اما شکنندگی به معنای بیفایده بودن نیست، هر لایه از اجرا—نظارت بر مداخله، رژیمهای مرزی، مالی شفاف—فضای مانع تراشان را کوچکتر و هزینه حرکتهای آنها را افزایش میدهد، دقیقاً به همین دلیل است که رسانههای حکومتی سعی در بیمشروعیت کردن این لایهها دارند، پیش از آنکه سخت شوند،
انتظار مداخله در سه جبهه را داشته باشید:
• جنگ روایت که هرگونه نقض یا تأخیر در پیشبرد بازسازی را به عنوان« دلیل سوءنیت» برجسته میکند، بهویژه حول خلع سلاح و حکمرانی.
• تشدید حاشیهای—تهدیدها یا حملات محاسبهشده از جبهههای غیرغزه—تا به مذاکرهکنندگان یادآوری کند که تهران هنوز توان و قدرت کنترل اوضاع را دارد.
• اصطکاک در بازسازی—کمپینهایی که مناقصهها و کنترلها را به عنوان تصرف استعماری معرفی میکنند، با هدف دلسرد کردن سرمایه گذاران و شقه کردن سهامداران محلی.
حتی اگر بخشی از این نقد طنینانداز شود، واقعیت و قلب قضیه پابرجاست: یک آتشبس که توسط حماس پذیرفته شده، توسط ضامنان منطقهای پایش میشود و توسط سرمایه گذاری عربی و بینالمللی تأمین مالی میشود، دولتی را به حاشیه میراند که هویت خود را حول محور صدور بحران و جنگ دائمی ساخته است، سخنان خود تهران—استقبال از «هر تصمیمی» توسط فلسطینیان—دلالت بر این تله دارد، به محض اینکه فلسطینیان آرامش را برگزینند، حق وتوی ایران ارزش خود را از دست میدهد.
رهنمودهای سیاستی- برای مجریان و سرمایه گذاران
• بر نقاط فشار قبل از رژیم تهران مسلط بشو، بر راستیآزمایی مرزها و جریان سلاح تمرکز کن؛ توالی خلع سلاح را شفاف کن؛ جدول زمانی حکمرانی را به عربی و فارسی منتشر کن.
• پول را دنبال کن، پرداختها را متمرکز کن، خریدها را راستی آزمایی کن، و گرههای انحراف را در اسرع وقت توقف بزن؛ بازسازی را به گونهای پیش ببر که به وضوح به سود شهروندان باشد، نه دلالان.
• بیوقفه ارتباط برقرار کن، اجازه نده هوچی ها تنها صاحبان بلندگوها باشند—سود هر فاز برای غیرنظامیان و مکانیسمهای رسیدگی به شکایات را از پیش توضیح بده.
• جبهه داخلی را در محاسباتت وارد کن، افزایش ناگهانی اعدامها، دستگیری کارگران و فشار بر ارز، شاخصهای قابل اعتمادی برای اضطراب رهبری هستند—و پنجرههایی که در آن تشدید خارجی میتواند وسوسهانگیزتر شود.
نتیجهگیری نهایی
موضع جدید تهران—تأیید اصول آتشبس، رد فرآیندی که ایران را از آن حذف کرد—پوشش روایی میخرد، نه اهرم فشار واقعی، اگر خروجی غزه سخت شود (آوارگان به خانه بازگردند، مرزها مدیریت شوند، پول تحت حکمرانی درآید)، نفوذ به کسانی تعلق میگیرد که اجرا میکنند، نه کسانی که مانعتراشی، برای جمهوری اسلامی، خطر واقعی یک «طرح شیطانی» غربی نیست؛ بلکه یک معماری صلح است که در آن نیروهای نیابتی کماهمیتتر میشوند، ترکیه «در درون خانه» قرار میگیرد و مردم ایران—که به تازگی از بلوکهای زندان تا میادین استانها سازمانیافتهتر شدهاند—تحمل کمتری برای پرداخت صورتحساب جنگهای بیپایان دارند، در چنین فضایی، صداهای مقاومت و فضای ضد ماجراجویی تنها بلندتر خواهد شد.
این تحلیل بخشی از پژوهشهای جاری و سفارشی من در مورد ژئوپلیتیک خاورمیانه با تمرکز ویژه بر ایران است—تولید شده توسط کارشناسانی که روز به روز در دل این رویدادها زندگی و کار میکنند، برای مطالعات سفارشی، تحقیقات سیاستی یا تحلیلهای انحصاری، میتوانید مستقیماً با من تماس بگیرید.
لینک مقاله به زبان انگلیسی:
https://jalalarani.substack.com/p/tehrans-quiet-playbook-to-trip-the
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
