۱۴۰۴ بهمن ۳, جمعه

صحبت از درگیری با ایران در حال افزایش است، اما هنوز وحشت توجیه‌پذیر نیست



 صحبت از درگیری با ایران در حال افزایش است، اما هنوز وحشت توجیه‌پذیر نیست

تحلیل: مقامات اسرائیلی ارزیابی می‌کنند که اگر ایران ظرف چند هفته با مذاکرات ایالات متحده بر اساس شرایط ترامپ موافقت نکند، واشنگتن حمله خواهد کرد. اگر اسرائیل مورد حمله قرار گیرد، به دنبال پایان دادن به قابلیت‌های موشکی و پهپادی ایران خواهد بود، اگرچه عوامل بازدارنده، خطر تشدید فوری درگیری را کاهش می‌دهند.

احتمال دور دیگری از درگیری با ایران در آینده نزدیک، به درستی، باعث ناراحتی و نگرانی در میان مردم اسرائیل شده است. اظهارات خصمانه رئیس جمهور ترامپ، افزایش روزافزون قدرت دریایی و هوایی ایالات متحده در خاورمیانه، واکنش‌های عصبی و گاهی اوقات تقریباً هیستریک آیت‌الله‌ها در تهران، و افزایش هشدار و بسیج نیرو توسط ارتش اسرائیل، همگی نشان می‌دهند که ممکن است اتفاقی، شاید به زودی در راه باشد. در عین حال، عوامل بازدارنده‌ای نیز در محل وجود دارد که احتمال تشدید فوری درگیری را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد.

برخلاف وضعیت قبل از وقایع شوم ۷ اکتبر، سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل و ایالات متحده اکنون از نزدیک تحولات ایران و نیروهای نیابتی آن را زیر نظر دارند. در هر سناریویی که می‌تواند بر اسرائیل تأثیر بگذارد، انتظار می‌رود مردم هشدار دریافت کنند و زمان لازم برای آماده شدن را داشته باشند.

همانطور که اغلب در ماه‌های اخیر اتفاق افتاده است، رسانه‌های اجتماعی از طریق شایعات و اطلاعات غیرقابل اعتماد، اضطراب عمومی را تشدید می‌کنند. این امر باعث ایجاد وحشت غیرضروری شده است که در حال حاضر به زندگی روزمره، اقتصاد و سلامت روان آسیب می‌رساند، علیرغم عدم وجود تهدید ملموس. برای محدود کردن آسیب روانی و جلوگیری از ترس بی‌دلیل، درک ارزیابی‌های اطلاعاتی فعلی و پیامدهای آنها ضروری است.

محرک اصلی اقدامات فعلی ایالات متحده و اسرائیل، وضعیت داخل ایران است. یک ارزیابی مشترک وجود دارد که ایران به وضعیت موجود قبل از موج اخیر اعتراضات باز نخواهد گشت. میزان خشم عمومی، تمایل به به خطر انداختن جان و مال و خواسته‌های آشکار برای تغییر رژیم، و همچنین وحشیگری سرکوب مورد استفاده برای سرکوب آنها، بی‌سابقه بود.

در جریان اعتراضات، چندین مورد تیراندازی مستقیم و مقاومت خشونت‌آمیز، از جمله کشته شدن پرسنل امنیتی، و همچنین فرار افراد از دستگاه امنیتی رژیم، از جمله شبه‌نظامیان بسیج و سپاه پاسداران رخ داد؛ تحولاتی که در موج‌های اعتراضی قبلی دیده نشده بود. جنبش اعتراضی از بین نرفته است. قتل عام‌ها، تظاهرکنندگان را از خیابان‌ها بیرون راند، اما اعتراضات از بالکن‌ها و پنجره‌ها ادامه دارد، که ناشی از همان نارضایتی‌های حل نشده‌ای است که همچنان باعث رنج گسترده می‌شود.

آیت‌الله‌ها می‌دانند که تهدید هنوز برطرف نشده است. رژیم، و به ویژه سپاه پاسداران، در حالت آماده‌باش است و احساس می‌کند که تسلطش بر قدرت همچنان شکننده است. ارزیابی‌های اطلاعاتی هشدار می‌دهد که این امر می‌تواند منجر به اقدامات خشونت‌آمیز بیشتر، از جمله اعدام‌های دسته جمعی، برای سرکوب مخالفان شود.

رژیم همچنین ممکن است برای جلب حمایت داخلی و بازیابی اعتبار از دست رفته‌اش پس از تضعیف در عملیات اخیر «شیر خیزان»، تلاش کند تا به دشمنان خارجی حمله کند. منافع اسرائیل و ایالات متحده در منطقه، از جمله مسیرهای حمل و نقل انرژی و کشورهای عربی خلیج فارس، اکنون کاملاً در تیررس تهران قرار دارد.

تغییر در تصمیم‌گیری تهران و وضعیت خامنه‌ای

یکی دیگر از منابع نگرانی، تصمیم‌گیری در تهران است که از زمان عملیات شیر قیام به طور قابل توجهی غیرمنطقی‌تر و آشفته‌تر شده است، در سطحی که از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ دیده نشده است. یکی از دلایل، حذف مقامات ارشد امنیتی توسط اسرائیل در جریان حمله «عروسی خون» در ماه ژوئن است که ولی‌فقیه علی خامنه‌ای بیشتر به آنها اعتماد داشت. او به آنها اعتماد داشت و تحت تأثیر قضاوت آنها قرار گرفت. پیش از این، حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله، یک تصمیم‌گیرنده ارشد و نسبتاً عملگرا در «محور مقاومت» شیعه نیز کشته شد.

به طور خلاصه، اکثر کسانی که خامنه‌ای برای توصیه‌های آنها ارزش قائل بود، رفته‌اند و کسانی که باقی مانده‌اند، فاقد تجربه و حرفه‌ای‌گری اسلاف خود هستند. اشاره ترامپ به خامنه‌ای ۸۶ ساله به عنوان «بیمار»، نشان‌دهنده تردید در مورد صلاحیت او برای رهبری بود. رهبری ایران که از مشاور مورد اعتماد محروم است، بیشتر مستعد اشتباه محاسباتی یا اقدام بر اساس یک طرز فکر مخرب است.

با این اوصاف، منابع آگاه احتمال حمله ایران علیه اسرائیل یا نیروهای آمریکایی را چیزی بیش از یک اقدام میانه‌رو ارزیابی نمی‌کنند. پنتاگون در حال جمع‌آوری قابلیت‌های دفاعی و تهاجمی قابل توجهی در منطقه است و ایران می‌داند که با توجه به تضعیف شدید پدافند هوایی ایران، اسرائیل می‌تواند دوباره حمله کند، این بار مؤثرتر.

تهران همچنین می‌داند که اسرائیل و ایالات متحده منافع آشکاری در تکمیل نابودی قابلیت‌های تولید موشک‌های بالستیک و پهپادهای باقی‌مانده ایران، به همراه پایگاه‌های سپاه پاسداران، بسیج، پلیس و ارتش منظم دارند. رفتار گذشته نشان می‌دهد که ایران تمایلی به شروع درگیری ندارد، مگر اینکه ابتدا مورد حمله قرار گیرد.

تاریخ همچنین نشان می‌دهد که وقتی با چشم‌انداز وخیمی در مواجهه با ایالات متحده روبرو می‌شود،، ایران اغلب در آخرین لحظه عقب‌نشینی کرده است. در سال ۲۰۰۳، در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی، برنامه هسته‌ای نظامی خود را برای جلوگیری از جنگ متوقف کرد. در سال ۱۹۸۸، آیت‌الله روح‌الله خمینی آتش‌بس تحقیرآمیز با عراق را پذیرفت و آن را به «نوشیدن جام زهر» معروف توصیف کرد. همچنان احتمال زیادی وجود دارد که تحت فشار ایالات متحده، خامنه‌ای دوباره مذاکره با شرایط واشنگتن را انتخاب کند.

با وجود این عوامل بازدارنده، در حال حاضر به نظر می‌رسد که ایالات متحده در حال افزایش فوری بی‌ثباتی منطقه‌ای است. افزایش نیروهای ایالات متحده نشان می‌دهد که ترامپ آماده اقدام است و غیرقابل پیش‌بینی بودن او این حس را تقویت می‌کند که آیت‌الله‌ها، از جمله خامنه‌ای، ممکن است به زودی بفهمند منظور او از توییتش به ایرانیان مبنی بر اینکه «کمک در راه است» چیست.

ارزیابی‌های اسرائیل حاکی از آن است که اگر ایران ظرف چند هفته با مذاکره تحت شرایط ایالات متحده موافقت نکند، واشنگتن به نوعی به ایران حمله خواهد کرد. در عین حال، ملاحظات متقابل قدرتمندی از سوی ایالات متحده وجود دارد. ایالات متحده احتمالاً فاقد فرمول نظامی برای یک یا دو حمله است که رژیم را سرنگون کند. حتی کشتن یا دستگیری خامنه‌ای و آسیب جدی به ساختار فرماندهی سپاه پاسداران، فروپاشی را تضمین نمی‌کند و جانشین او می‌تواند به همان اندازه رادیکال و بی‌رحم باشد.

در حال حاضر هیچ نیروی مخالفی به اندازه کافی قوی برای به دست گرفتن قدرت وجود ندارد، و نه یک روحانی ارشد یا رهبر امنیتی که نشانه‌ای از جدایی از خط سخت رژیم باشد، برخلاف تحولات اخیر در ونزوئلا. احتمال دیگر این است که حملات ایالات متحده باعث هرج و مرج یا جنگ داخلی شود و رنج غیرنظامیان را بیشتر کند. در ایران، بیش از هر جای دیگر، فقط خود مردم می‌توانند تغییر رژیم را ایجاد کنند. بازیگران خارجی می‌توانند کمک کنند، اما یک کمپین جنبشی واحد به آنچه اقدامات نرم‌تر نتوانسته‌اند به آن دست یابند، دست نخواهد یافت.

اسرائیل احتمالاً به یک کمپین پایدار ایالات متحده علیه ایران خواهد پیوست.

یک جایگزین محتمل این است که اگر مذاکرات شکست بخورد، ایالات متحده از نیروهای انباشته خود برای یک کمپین هوایی طولانی مدت با هدف نابودی کامل قابلیت‌های موشکی و هسته‌ای ایران، دفاع هوایی باقی مانده و زیرساخت‌های صنعتی مورد نیاز برای بازسازی آنها استفاده خواهد کرد. اسرائیل احتمالاً در صورت حمله به چنین کمپینی خواهد پیوست و جبهه داخلی اسرائیل را مجبور به دفاع از خود و احتمالاً تحمل خسارت خواهد کرد.

آماده‌سازی‌های ایالات متحده و اسرائیل برای هر یک از این سناریوها، در بهترین حالت، چند هفته طول خواهد کشید. هر چه دوره آماده‌سازی طولانی‌تر باشد، ایران آسیب کمتری می‌تواند وارد کند. آمادگی دفاعی نه تنها شامل سیستم‌های شناسایی و رهگیری و جمعیت غیرنظامی منظم، بلکه شامل قابلیت‌های اضافی، برخی آشنا و برخی غیرمنتظره نیز می‌شود.

آنچه همه این سناریوها را به هم پیوند می‌دهد این است که انتظار نمی‌رود هیچ‌کدام در آینده نزدیک محقق شوند. عوامل بازدارنده قابل توجه هستند و منطقی است که فرض کنیم هشدار قبلی ارائه خواهد شد.

وای نت – ۲۱ ژانویه - ران بن-ییشای Ron Ben-Yishai



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7