چرا ممکن است اسرائیل در بحران بین ایران و ایالات متحده در حمله به ایران پیشدستی کند
این مقاله توضیح میدهد که تقابل ایران و ایالات متحده به احتمال زیاد بهصورت یک برخورد مستقیم دولت با دولت آغاز نخواهد شد؛ بلکه به شکل فعالسازی سیستماتیک شبکهٔ نیابتی ایران — شامل حزبالله، شبهنظامیان عراقی و حوثیها — که هدف آن توزیع ریسک و حفظ بقا برای رژیم است. اسرائیل در نقطهٔ پیشانی فشار قرار دارد و بیشترین احتمال بروز مرحلهٔ اولیهٔ تنش در آنجا دیده میشود……
بر اساس اطلاعات بدست آمده اخیر، اسرائیل خود را برای یک کارزار هوایی گسترده در جنوب لبنان — جنوب رود لیطانی و احتمالاً فراتر از آن — آماده کرده است؛ با برداشت به حمایت قوی ایالات متحده تحت ریاستجمهوری ترامپ……
رهبری ایران اعتراضهای داخلی و فشار خارجی را تهدیدی برای بقا میبیند و به همین دلیل معماری نیابتی خود را از «گزینهٔ راهبردی» به «ضرورت» تغییر داده است. حزبالله همچنان بازوی بازدارندهٔ اصلی ایران در برابر اسرائیل و اهرم اصلی تشدید تنش است……
ایران بعید است که یک حملهٔ مستقیم اولیه به اسرائیل انجام دهد، زیرا سامانههای دفاعی قدرتمند اسرائیل و ایالات متحده — از جمله سامانهٔ لیزری آیرون بیم، سامانههای ارو، تاد و پاتریوت — خسارت را محدود و در مقابل واکنش ویرانگر را تضمین میکنند……
در نقطهٔ مقابل، اسرائیل از حملهٔ مستقیم به ایران پرهیز میکند تا به رژیم ایران یک دشمن خارجی وحدتبخش ندهد که بتواند اعتراضهای داخلی را سرکوب یا منحرف کند……
در نتیجه، یک بنبست راهبردی شکل گرفته است: اسرائیل با حملهٔ همهجانبه به حزبالله خطر ورود مستقیم ایران را بالا میبرد، و حمله به ایران به رژیم تهران جایگاه بقای داخلی میدهد……
در مقاله ارزیابی میشود که ایالات متحده قصد اعمال فشار نظامی جدی بر ایران را دارد (با اهداف مشخصشده) اما هماهنگی با اسرائیل حیاتی است. اگر آمریکا به ایران حمله کند، شریان حیاتی حزبالله به خطر میافتد و این نیاز به تشدید سریع از سوی حزبالله ایجاد میکند……
در چنین سناریویی، اسرائیل احتمالاً یک بازهٔ هشدار کوتاه — در حد چند دقیقه تا چند ساعت — پیش از حملهٔ آمریکا به ایران دریافت میکند، که باعث میشود اسرائیل پیشدستانه یک عملیات گسترده علیه زیرساخت حزبالله در سراسر لبنان آغاز کند تا توان شلیک و فرماندهی حزبالله را پیش از پاسخ متقابل تضعیف کند……
محتملترین شکل آغاز درگیری این است که اسرائیل نخستین حرکت را انجام دهد یا تقریباً همزمان با حملهٔ آمریکا علیه ایران وارد عمل شود تا تهدید فوری نیابتی را مهار کند، در حالیکه آمریکا بر خود ایران تمرکز دارد……
این ترتیب زمانی، منبع تقصیر را مبهم میکند، سرزنش دیپلماتیک را کاهش میدهد و طرف مقابل را وارد وضعیت بقا میکند. انباشت نیروها، تقویت سامانههای دفاعی و تغییر در وضعیت عملیاتی همگی نشانگر یک طرح چندجبههای هماهنگ است……
خطر اصلی در محاسبهٔ غلط نهفته است: پوشانی شدن فرضیات طرفین دربارهٔ کنترل میتواند کل شبکهٔ نیابتی را فعال کند، خشونت را در چند جبهه توزیع نماید و چرخهٔ تصمیمگیری را مختل کند. نشانههایی مانند تغییر آرایش حزبالله، فعالیت شبهنظامیان و اقدامات دریایی حوثیها شاخصهای روشنتری از تنش دیپلماتیک و لفاظیها محسوب میشوند……
نتیجهگیری مقاله این است که افزایش تنش نه از یک تصمیم واحد، بلکه از یک توالی فشرده و بههمپیوسته ناشی میشود که از منطق بقای رژیم تهران و اجرای بازدارندگی از سوی واشنگتن و اورشلیم تغذیه میشود؛ و ممکن است اسرائیل برای مهار تهدید نیابتی پیش از تکامل آن، نخستین حرکت را انجام دهد……
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
