وقتی قاتلان روایتگر عفو میشوند – پشت پرده حضور هادی صفایی همکار لاجوردی برای لودادن مجاهدین در دادگاه نمایشی قضاییه جلادان
در چهل و ششمین جلسه از دادگاه نمایشی قضاییه جلادان که با هدف محاکمه غیابی مجاهدین خلق برگزار میشود، پرده از چهرهای دیگر کنار رفت. فردی به نام «هادی صفایی» که خود را مسئول سابق «انجمن ونک» و عضو قدیمی مجاهدین معرفی کرد، به جایگاه شهود فراخوانده شد. اما در پسِ این معرفی به ظاهر ساده، روایتی از خیانت، نفوذ و همکاری با دستگاه سرکوب نهفته است. حضور صفایی در این نمایش قضایی، نه برای اجرای عدالت، بلکه بخشی از پروژه تکراری وزارت اطلاعات برای بازیافت مهرههای سوخته و توابان دهه شصت است.
بازیگران تکراری سناریوی خیانت
هادی صفایی تنها یک نام در این پرونده نیست؛ او جرثومه سیستمی است که در آن خائنانی همچون «عیسی آزاده» یا «بهزاد علیشاهی»، بسته به نیاز روز رژیم تغییر چهره میدهند. روزی در قامت پناهنده سیاسی در اروپا ظاهر میشوند، روزی دیگر کارشناس مسائل مجاهدین میشوند و زمانی که تاریخ مصرفشان در خارج تمام شد، با ریش و تسبیح بهعنوان «شاهد» به دادگاههای رژیم بازمیگردند.
ناصر رضوی، از سرکردگان «میز مجاهدین» در وزارت اطلاعات، سالها پیش اعتراف کرده بود که «بدون توابین، سازمان اصلاً ضربه نمیخورد». حضور هادی صفایی در دادگاه ۱۰۴، تجسم عینی همین اعتراف است.
روایت جعلی از عفو و توبه
هادی صفایی در دادگاه مدعی شد که حکم اعدامش در اواخر سال ۶۳ یا اوایل ۶۴ شکسته و به ابد تبدیل شده است. او تلاش کرد اینگونه وانمود کند که صرفاً با بیان جمله «من دیگر سازمان را قبول ندارم» مورد عفو قرار گرفته است. اما حقیقت ماجرا چیز دیگری است. در دستگاه قضایی رژیم، بهویژه در دهه ۶۰، هیچ عفوی بدون «توبه» و همکاری فعال در سرکوب و شکار همرزمان سابق معنا نداشت. صفایی در حالی از رأفت اسلامی دم میزند که تلاش دارد دستان آغشته به خون خمینی و خامنهای را از قتلعام ۶۷ پاک کند. او با تفکیک احکام اولیه و ثانویه، سعی در توجیه جنایت دارد، غافل از آن که اسناد تاریخی و حتی فایل صوتی منتظری، ماهیت جنایتکارانه آن «هیئتهای مرگ» را افشا کردهاند.
دامگذاری خائنانه در ونک و اراک
هادی صفایی واقعاً کیست و چرا حکم اعدامش شکست؟ پاسخ در «خیانت» نهفته است. او که پیش از دستگیری از اعضای انجمن ونک بود، پس از به دام افتادن، به ابزاری در دست لاجوردی و بازجویان اوین تبدیل شد. شهادت شاهدان عینی و همبندان او پرده از جنایاتش برمیدارد. طبق اسناد و روایتها، رژیم در سال ۶۲ با استفاده از خائنانی چون صفایی، خانههای امن جعلی (خانههای نفوذی) راهاندازی کرده بود. صفایی پس از خیانت، با همرزمان سابق خود تماس میگرفت و آنها را به بهانه وصل مجدد به تشکیلات، به این قربانگاهها میکشاند. یکی از تلخترین فصلهای این خیانت، لو دادن مجاهد شهید «محسن امیرپناهی» و «مهرداد ابراهیمی» بود. صفایی با سوءاستفاده از اعتماد قبلی، محسن را که پس از ضربه تشکیلات اراک متهورانه به تهران گریخته بود، دوباره به دام انداخت. شاهدان میگویند صفایی در خانههای امن وزارت اطلاعات، با اصرار عجیب بر گرفتن کروکی و چارت تشکیلاتی، تلاش میکرد تمامی اعضای هستههای مقاومت را شناسایی کند. نتیجه مستقیم همکاری او، دستگیری و اعدام محسن امیرپناهی و احتمالاً تأثیر در پرونده شهید حبیب خبیری (کاپیتان تیم ملی فوتبال) بود.
مهرهای سوخته برای مأموریتی جدید
خیانت هادی صفایی چنان آشکار بود که حتی خانوادهاش در محله ونک نیز از شرم انگشتنما شدن، مجبور به ترک محله شدند. او که روزگاری در پارک ملت خود را در میان خانوادههای زندانیان پنهان میکرد تا نقش قربانی را بازی کند، خیلی زود ماهیتش برای مبارزان رو شد و از سوی هستههای مقاومت طرد گردید. حالا پس از چهار دهه، رژیم درمانده خامنهای بار دیگر این مهره زنگزده را از بایگانی خارج کرده است. هدف چیست؟ ترساندن نسل جوان. خامنهای با آوردن امثال صفایی میخواهد به جوانان شورشی بگوید که سرنوشت مبارزه، یا اعدام است یا تبدیل شدن به تفالهای مثل صفایی. اما این تقلای مذبوحانه، نتیجه معکوس دارد. حضور این جنایتکاران در دادگاه، تنها حقانیت مقاومت و مظلومیت سربداران دهه ۶۰ را اثبات میکند. هادی صفایی که امروز برای خوشخدمتی به جلادان طناب دار میبافد، در فردای آزادی ایران، باید در دادگاهی عادلانه پاسخگوی خونهایی باشد که با خیانت او بر زمین ریخته شد. آن روز، برخلاف دادگاههای نمایشی امروز، عدالت حقیقی جاری خواهد شد
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
