سرگذشت روبینا امینیان و مسعود ذات پرور که در خون خود غلطیدند - جهان باید بداند چه اتفاقی در حال رخ دادن درحکومت خامنه ای است
سرگذشت روبینا امینیان و مسعود ذات پرور که در خون خود غلطیدند
جهان باید بداند چه اتفاقی در حال رخ دادن درحکومت خامنه ای است
نام روبینا امینیان و مسعود ذات پرور این روزها زیاد شنیده می شود. دو شهید سرفرازی که در قیام کنونی ایران به دست عوامل خامنه ای به شهادت رسیدند.
با توجه به اینکه خاموشی اینترنت تهران به معنای آن است که نامهای کشتهشدگان در قیام تنها شروع به ظاهر شدن کردهاند، دیاسپورا [دیاسپورا (Diaspora) به پراکندگی، مهاجرت یا آوارگی گروهی از مردم یک قوم یا ملت در خارج از سرزمین اصلیشان گفته میشود که با وجود دوری، هویت، فرهنگ و ارتباط خود را با وطن مادری حفظ میکنند] با شوک، غم و خشم واکنش نشان میدهد.
طبق آژانس خبری فعالان حقوق بشر مستقر در آمریکا، بیش از ۲۵۰۰ نفر تاکنون کشته شدهاند، اما تعداد کشتهشدگان انتظار میرود با کاهش رژیم از خاموشی ارتباطات اعمالشده از ۸ ژانویه، به طور قابل توجهی افزایش یابد.
حکومت خامنه ای یکی از بزرگترین دیاسپوراها در جهان را دارد
ایران یکی از بزرگترین دیاسپوراها در جهان را دارد، بسیاری از آنها پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ کشور را ترک کردهاند و حداقل نیم میلیون در اروپا زندگی میکنند. اما با خاموش بودن اینترنت، بستگان مستقر در خارج به کندی سرنوشت اعضای خانواده در ایران پی بردهاند.
سرگذشت شورشگر دلیر روبینا امینیان
هاله نوری، ۴۰ ساله، میگوید وقتی تماسی دریافت کرد که به او گفت خواهرزاده ۲۳ سالهاش، روبینا امینیان، پس از پیوستن به دوستان دانشگاهی در اعتراض در تهران در ۸ ژانویه با تیر به سر از پشت کشته شده است، به زانو افتاد. این خبر تنها پس از اینکه بستگان در ایران به مرز عراق سفر کردند تا اتصال اینترنتی کافی برای تماس با خارج داشته باشند، آمد.
نوری میگوید: «این تراژدی برای خانواده من است. نمیدانم چه میتوانم برای آنها بکنم، اما میخواهم صدای روبینا باشم و نمیخواهم حکومت خامنه ای صدای بچههای ما را خاموش کند».
نوری میگوید خانوادهاش در ایران به تهران سفر کرده بودند تا امینیان را شناسایی کنند و «صدها جسد جوانان تیرخورده و کشتهشده» را دیدند. او میگوید: «آنها سپس مجبور شدند جسد امینیان را به طور پنهانی بردارند پس از اینکه سرکوبگران اجازه بردن آن به خانه را ندادند».
نوری میگوید: «آمنه [مادر امینیان]، که یکی از شجاعترین اعضای خانواده ما است، با صدای بلند ناله کرد، اما مصمم بود فرزند خود را به خانه بیاورد. او او را در آغوش گرفت و مجبور شد جسد کودک خود را بدزدد؛ او با پیکر روی زانویش به خانه رانندگی کرد».
نوری میگوید، «اما پس از ترک، خانواده امینیان توسط نیروهای امنیتی حکومت خامنه ای به خانه تعقیب شدند، که خارج از خانهشان مستقر ماندند. پس از نزدیک شدن به چندین مسجد، خانواده میگویند مراسم تشییع جنازه را منع کردند و «مجبور شدند او را در کنار جاده دفن کنند، زمین را خودشان حفر کنند تا بچه شان را دفن کنند».
نزار مینویی، شوهر نوری، میگوید: «روبینای ما پر از انرژی و رویاها بود. او پر از عشق بود. هر بار که از دانشگاه برمیگشت، به تخت والدینش میخزید و میخوابید. او بچه خانواده بود».
ما با جنگ و گرسنگی بزرگ شدیم
سارا رسولی، ۳۹ ساله، پس از اعتراضات سال ۱۴۰۴ از ایران فرار کرد و اکنون پناهنده در آلمان است. پس از اینکه بالاخره با خانوادهاش که هنوز در ایران هستند صحبت کرد، میگوید پی برد که پسرعمویش ابراهیم یوسفی، پدر کرد ۴۲ ساله دارای سه فرزند، پس از تیراندازی توسط نیروهای امنیتی حکومت خامنه ای کشته شده است.
ساعاتی قبل از شرکت در اعتراض، یوسفی پیامی در رسانههای اجتماعی خود منتشر کرده بود و گفته بود: «ما خودمان هرگز شانسی نداشتیم، نه کودکانمان … ما با جنگ و گرسنگی بزرگ شدیم، کودکانمان با تحریمها، قطع برق، کمبود آب، و آلودگی … خدا، در نهایت، چه بر سر کودکانمان خواهد آمد».
رسولی میگوید خبر مرگ او را وقتی بستگان پس از سفر به مرز عراق با او تماس گرفتند، دریافت کرد.
رسولی میگوید: «پسرعمویم بیرون رفت تا برای آزادی و حقوق مردمشان بجنگد. او مهربان بود و فقط بهترین کسی که میتوانستید ملاقات کنید». او همچنین میگوید: «یکی دیگر از پسرعموهایش زخمی شده و دیگری در اعتراض دستگیر شده است».
رسولی در ادامه میگوید: «آخرین چیزی که میدانم این است که دو نفر از بستگانم رفتند تا جسد یوسفی را بازیابی کنند. نه تنها جسد را ندادند، بلکه هر دو نیز توسط نیروهای امنیتی حکومت خامنه ای دستگیر شدند. ما بهروزرسانی در مورد چیزی دیگری که برای اعضای خانوادهام اتفاق میافتد به دلیل خاموشی نداریم».
او میگوید: «کل جهان باید بداند چه اتفاقی برای کودکان ایران، به ویژه کردها [اقلیت قومی قابل توجه در غرب ایران]، در حال رخ دادن است».
صدایی که بیش از ۴۰ سال در من خاموش شده باید فریاد بزنم
یک ایرانی دیگر ساکن کانادا، اکبر سرباز، ۳۶ ساله، قهرمان جهان بدنسازی، نمیتوانست باور کند وقتی فهمید مربی و دوست بیش از ۱۵ سالهاش، مهدی (مسعود) ذاتپرور، در اعتراض در ۹ ژانویه توسط سرکوبگران حکومت خامنه ای تیر خورده و کشته شده است».
سرباز میگوید: «ذاتپرور، قهرمان بدنسازی و مربی، همچنین پستی در اینستاگرام درست ساعاتی قبل از مرگش به اشتراک گذاشته بود و گفته بود: «من فقط حقوقم را میخواهم. صدایی که بیش از ۴۰ سال در من خاموش شده باید فریاد بزند».
شما جوانی، امیدها، رویاهای ما را گرفتید، او میگوید. «من اینجا هستم تا فردا به خودم در آینه نگاه نکنم و بگویم که هیچ رگی نداشتم، هیچ شرافتی … هر چیزی برای آن پرداخت خواهم کرد». سرباز میگوید: «فقط ساعاتی قبل از اینکه کشته شود، از من خواست این پست اینستاگرام را به اشتراک بگذارم و صدای مردم معترض ایران باشم». او بیباک و مهربانترین بود.
مسعود ذات پرور همچنین دو سازمان خیریه را مدیریت میکرد. نمیتوانم باور کنم دیگر او را نخواهم دید. هنوز در شوک هستم، او میخواست برای حقوق و آزادی هموطنانمان بجنگد و علیرغم سرکوب مزدوران حکومت خامنه ای، به دیگران در خیابانها پیوست. او شجاعترین بود.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
