پیامد جنگ و فروپاشی اقتصاد: از رکود جهانی تا انفجار اجتماعی در ایران
چگونه «پیامد جنگ» اقتصاد جهانی را به رکود و جامعه ایران را به مرز انفجار رساند
روزی در واپسین سالهای امپراتوری روم، مورخان روایت کردهاند که شهروندان در میدانهای عمومی جمع میشدند و درباره پیروزیهای نظامی سخن میگفتند، در حالی که در همان زمان خزانه امپراتوری تهی شده و ارزش سکهها سقوط کرده بود. آنچه از بیرون شکوه و قدرت به نظر میرسید، در درون به فرسایش اقتصادی و فروپاشی اجتماعی انجامیده بود. این روایت تاریخی، تصویری آشنا از وضعیتی است که امروز در تحلیل «پیامد جنگ» در ایران و جهان میتوان مشاهده کرد.
امروز نیز پیامد جنگ نهتنها مرزهای جغرافیایی را درنوردیده، بلکه ساختارهای اقتصادی و اجتماعی را در سطوح مختلف تخریب کرده است. اقتصاد ایران پیش از آغاز جنگ نیز در مسیر فروپاشی تدریجی قرار داشت، اما اکنون این روند به مرحلهای رسیده که میتوان آن را شتابگرفته و غیرقابل مهار توصیف کرد. در همین حال، اثرات این بحران به اقتصاد جهانی نیز سرایت کرده و نشانههای رکود در بسیاری از کشورها آشکار شده است.
بودجه جنگی و فروپاشی مالی دولت
یکی از آشکارترین جلوههای پیامد جنگ در ایران، بحران عمیق در ساختار بودجه است. بودجه سال ۱۴۰۵ در شرایطی تدوین و ابلاغ شده که مفروضات اصلی آن عملاً بیاعتبار شدهاند. کاهش شدید درآمدهای نفتی، ناکامی در تحقق درآمدهای مالیاتی و افت عملکرد گمرکی نشان میدهد که پایههای درآمدی رژیم ایران بهشدت سست شدهاند.

در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۴، تنها ۵۸ درصد منابع عمومی تحقق یافته است. این رقم خود گویای شکاف عمیق میان پیشبینی و واقعیت است. در همین دوره، درآمدهای نفتی فاصلهای چشمگیر با اهداف تعیینشده داشته و دولت برای جبران این شکاف به استقراض گسترده روی آورده است. استقراضی که بخش بزرگی از آن از طریق شبکه بانکی و در نهایت از منابع بانک مرکزی تأمین میشود.
این روند، بهطور مستقیم به افزایش نقدینگی و در نتیجه تشدید تورم منجر خواهد شد. پیامد جنگ در اینجا نهفقط بهصورت تخریب فیزیکی، بلکه در قالب یک بحران مالی ساختاری ظاهر میشود. بودجهای که بر پایه مفروضات غیرواقعی بنا شده، در شرایط جنگی بهسرعت به یک ابزار تولید بحران بدل میشود.
افزایش هزینههای نظامی و اجرای طرحهای حمایتی کوتاهمدت، بدون پشتوانه درآمدی پایدار، کسری بودجه را به سطحی بیسابقه رسانده است. این کسری، نه یک مشکل موقتی بلکه نشانهای از فروپاشی کارکردی نظام مالی است. در چنین شرایطی، دولت عملاً میان دو گزینه گرفتار میشود: یا کاهش هزینهها که به نارضایتی اجتماعی میانجامد، یا افزایش استقراض که تورم را تشدید میکند. هر دو مسیر، به تعمیق بحران منتهی میشوند.
چرخه معیوب جنگ، تورم و بیثباتی اجتماعی
پیامد جنگ تنها در ارقام بودجه خلاصه نمیشود، بلکه در ساختار کلی اقتصاد نیز بازتاب مییابد. جنگ باعث تغییر ترکیب اقتصاد میشود: تولید کاهش مییابد، سرمایهگذاری افت میکند و نااطمینانی افزایش مییابد. این روند، یک چرخه معیوب ایجاد میکند که خروج از آن در چارچوب ساختار کنونی تقریباً ناممکن است.
افزایش هزینههای دولت در کنار کاهش درآمدها، به رشد شدید نقدینگی منجر میشود. این رشد نقدینگی، با یک وقفه زمانی، به تورمهای سنگین تبدیل خواهد شد. تورمی که نهتنها قدرت خرید را کاهش میدهد، بلکه به بیثباتی اجتماعی نیز دامن میزند. در چنین شرایطی، مفهوم «تابآوری» که از سوی ساختار حاکم تبلیغ میشود، عملاً به معنای به تعویق انداختن بحران است، نه حل آن.

پیامد جنگ در ایران، بهطور خاص، در خطر «انفجار اجتماعی» قابل مشاهده است. افزایش قیمت کالاهای اساسی، کاهش دسترسی به منابع حیاتی و گسترش فقر، زمینههای نارضایتی گسترده را فراهم کردهاند. این وضعیت، در کنار تخریب زیرساختها و نبود چشمانداز بازسازی، میتواند به بحرانهای انسانی گسترده منجر شود.
از سوی دیگر، ناهمزمانی میان تصمیمات نظامی و پیامدهای اقتصادی، به خطاهای راهبردی دامن میزند. تصمیمگیریهایی که بر مبنای شاخصهای کوتاهمدت انجام میشوند، هزینههای بلندمدتی را به جامعه تحمیل میکنند که اغلب نادیده گرفته میشوند. این شکاف زمانی، یکی از مهمترین عوامل تشدید بحران در شرایط کنونی است.
شوک انرژی و رکود اقتصاد جهانی
پیامد جنگ تنها به ایران محدود نمانده و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. تنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان، نقش کلیدی در این بحران ایفا میکند. اختلال در جریان انرژی از این مسیر، به کاهش عرضه جهانی نفت و گاز انجامیده و شوکی کمسابقه به بازارهای جهانی وارد کرده است.
برآوردها نشان میدهد که حذف میلیونها بشکه نفت از بازار جهانی، اثری شدیدتر از شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ داشته است. این شوک، نهتنها از طریق افزایش قیمتها، بلکه از طریق کاهش عرضه و اختلال در زنجیره تأمین عمل میکند. در نتیجه، بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان با خطر رکود یا رکود تورمی مواجه شدهاند.
در اروپا، صنایع انرژیبر با بحران مواجه شدهاند و شاخصهای اعتماد مصرفکننده کاهش یافته است. در آسیا نیز کاهش تولید و افزایش نااطمینانی به چشم میخورد. حتی اقتصاد آمریکا، با وجود آمادگی نسبی، از فشارهای ناشی از افزایش هزینههای نظامی و بیثباتی بازارها در امان نمانده است.
این تحولات نشان میدهد که پیامد جنگ، یک پدیده چندلایه و جهانی است. جنگی که در یک منطقه آغاز شده، اکنون به یک بحران اقتصادی جهانی تبدیل شده است. با این حال، شدت و عمق این بحران در ایران بهمراتب بیشتر است، زیرا اقتصاد کشور پیشاپیش در وضعیت شکنندهای قرار داشت.

ایران در آستانه فروپاشی اجتماعی
در نهایت، باید تأکید کرد که پیامد جنگ در ایران، بهطور همزمان اقتصادی و اجتماعی است. تخریب زیرساختها، افزایش هزینههای بازسازی و نبود منابع مالی، اقتصاد را به مرز فلج کامل رسانده است. در چنین شرایطی، ادامه وضعیت موجود تنها به تعمیق بحران منجر خواهد شد.
افزایش تورم، کاهش قدرت خرید و گسترش فقر، نشانههایی از یک بحران اجتماعی در حال شکلگیری هستند. این بحران، نه یک رویداد ناگهانی، بلکه نتیجه سالها سیاستگذاری ناکارآمد و ساختارهای معیوب است که اکنون در شرایط جنگی به اوج خود رسیدهاند.
پیامد جنگ، در این چارچوب، نهتنها یک بحران اقتصادی بلکه نشانهای از بنبست ساختاری است. بنبستی که نشان میدهد ادامه این مسیر، به فروپاشی کامل اقتصادی و اجتماعی خواهد انجامید. آنچه امروز مشاهده میشود، صرفاً آغاز مرحلهای است که میتواند به تحولات عمیقتر و گستردهتر در آینده منجر شود.
منابع:
فکتنامه، «سرنوشت بودجه سال جدید در میانه جنگ»، ۱۴۰۵
محمد مالجو، «جنگ امروز، تورم فردا»، ۱۴۰۵
دنیای اقتصاد، «اقتصادها در تنگنای تنگه»، ۱۴۰۵
رادیو زمانه، گفتوگو با مهرداد وهابی، ۱۴۰۵
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
