مفهوم دقیق میدان، خیابان و دیپلماسی در فرهنگ منحط آخوندها - بازشناسی واژهها در فرهنگ دیکتاتوری فاشیست دینی
بازشناسی واژهها در فرهنگ دیکتاتوری
روز چهارم اردیبهشت ۴۰۵ عباس صالحی وزیر ارشاد آخوندها از قول پزشکیان و دیگر سران فاشیسم آخوندی بر ضرورت همصدایی «میدان، خیابان و دیپلماسی» تاکید کرد. این البته شاید صرفا یک شعار به نظر برسد اما در عالم واقع، بیان مختصر و رمزآلود یک سیاست بهغایت ضدانقلابی و ضدمردمی فاشیسم آخوندی علیه مردم ایران، منطقه و جهان است.
منظور آخوندها از کلمه «میدان» همان صحنه جنگ و عملیات نظامی است، یعنی جایی که رژیم یا هر کشوری با دشمن خارجی در جنگ و نبرد است.
آخوندها معتقد هستند که چیزی مستقل به اسم «دیپلماسی» وجود ندارد و «دیپلماسی» همان مذاکرات ناشی یا منتهی به عملیات نظامی است که اینهم در واقع یک رویکرد دشمنانه با دشمن خارجی است اما در اتاقهای مذاکره و نه در میدان جنگ. اما برای عناصر دیپلماتیک روشن باشد که در آن اتاق مذاکره هم دارند همان «جنگ» در سنگرهای عملیات نظامی را ادامه میدهند.
اما خیابان چی؟
خیابان که تا وقتیکه مملکت به اشغال دشمن در نیامده، نه صحنه عملیات نظامی است و نه عرصه مذاکره با دشمن! آویزان شدن به مستمسکی مانند حضور عنصر یا عناصر دشمن در خیابان هم بیش از آنکه یک واقعیت بزرگ در ردیف جنگ و دیپلماسی باشد، یک ترفند سیاسی برای مشروع کردن سرکوب تمامعیار تودههای مردمی است که برخلاف دشمن خارجی؛
ایرانی هستند،
وطنپرست هستند،
مخالف دیکتاتوری حاکم هستند،
و از قدرت مکفی برای بههم زدن تعادل سیاسی رژیم حاکم و چه بسا سقوط دیکتاتوری هم برخوردار هستند.
اینجاست که آن ترفند ضدبشری آخوندها روشن میشود!
آخوندها تلاش میکنند که با قرار دادن تودههای ناراضی، مخالف و شورشی مردم در کنار دشمن خارجی، همان دستٍ بازی را که در مقابله نظامی و کشتار دشمنان دارد، در کشتار مخالفان داخلی هم برای خودش دست و پا کند!
سیاستی که حرف روشن و شفافش این است که؛ همه مردم ایران، دشمن حاکمیت هستند مگر این که خلافش ثابت شود!
و به همین علت است که دیکتاتوری آخوندها، «خیابان» را هم در کنار میدان جنگ نظامی و میدان جنگ سیاسی (دیپلماسی)، قرار میدهد! تا بتواند کشتار مردم معترض را مشروع جلوه دهد.
این، همان سیاست ضدانقلابی دیکتاتوری حاکم است که برای حفظ حاکمیت خودشان حاضر هستند بیشمار مردم ایران را به اسم عامل دشمن و مزدور بیگانه و مانند آن سرکوب و کشتار کند. مردمی که سادهترین راه را برای اعتراض و ابراز مخالفت با رژیم و سیاستهایش انتخاب کردهاند است!
«خیابان» در فرهنگ آخوندها یعنی موجه کردن کشتار خیابانی مخالفان و هر معترضی،
خیابان در این معنا دیگر یک اسم نیست، اسم رمز یک سیاست است، اسم رمز یک جنایت سازمانیافته حکومتی است، اسم رمز عملیات سرکوب مستمر مردم در آشکارترین شکل خود در بیرون خانههایشان است! در این سیاست یا عملیات، شما باید مطمئن شوید که وقتی پایتان را از چارچوب خانههایتان بیرون میگذارید بلافاصله و بدون هیچ سپر و حفاظی در معرض خطر مرگ و کشته شدن (یا دستگیر شدن و بعدا کشته شدن) هستید. این سرکوب توسط اوباشی انجام میشودکه ممکن است ایرانی باشند یا عراقی یا هر چیز دیگری که آخوندها استخدام کرده و حالا با دوشکا و مسلسلهای سبک و نیمه سنگین به خیابانها سرازیر کردهاند تا به کمک آنها، اکثریت قاطع جمعیت ۹۰ میلیونی ایران را ناگزیر از تمکین و سکوت کنند.
این همان سیاستی است شهروندان ساده اما معترض را مانند دشمن خارجی میبیند!
سیاستی که فقط و فقط با قدرت آتش سازمانیافته همان مردم، یعنی کانونهای شورشی و یکانهای ارتش آزادیبخش باید پاسخ داده شود.
بنابراین وقتی آخوندها صحبت از همنوایی در میدان و خیابان و دیپلماسی حرف میزنند، معنایش سرکوب در داخل، ستیزهجویی و تروریزم در خارج و انزوا در روابط بینالملل است. خامنهای دوم می خواهد با این سیاست برای خودش شانس بقا بخرد. اما باید گفت؛ دیر آمدی ای فریب بدمست!
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
