۱۴۰۵ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

سراب «جنگ بشردوستانه» و خنجر اعدام؛ ائتلاف نانوشته شاه و شیخ در مسلخ ایران



                             سراب «جنگ بشردوستانه» و خنجر اعدام؛ ائتلاف نانوشته شاه و شیخ در مسلخ ایران

در روزهایی که آسمان خاورمیانه تیره و تار است و بوی باروت و ویرانی به مشام می‌رسد، دو جریان ضدتاریخی و ضدخلقی در یک ائتلاف نانوشته، به نابودی حرث و نسل مردم ایران کمر بسته‌اند: یکی، رژیم درمانده ولایت فقیه که در گرداب بحران‌های لاعلاج دست و پا می‌زند، دیگری، بقایای سلطنت مدفون و «بچه شاه» که در منتهای استیصال، در آرزوی رسیدن به تاج و تخت، ردای خونین جنگ‌افروزی بر تن کرده‌اند.

واقعیت صحنه سیاسی کنونی ایران، پرده از یک دجالیت بزرگ برداشته است. بچه شاه که تا دیروز با دستبند سبز، سراپا «خشونت‌پرهیز» بود و قسم و آیه می‌خورد که متد مبارزه‌اش تنها «نافرمانی مدنی» است، امروز نقاب از چهره انداخته و ملتمسانه خواهان تهاجم نظامی به خاک ایران شده است. او با وقاحتی بی‌نظیر، این ویرانی را «جنگ بشردوستانه» و «حملات استراتژیک برای فروپاشی» می‌نامد. اما مردم ایران به خوبی می‌بینند که خروجی این «بشردوستیِ» ادعایی چیست: هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی، انهدام پل‌ها و تاسیسات نظیر آنچه در کرج شاهد بودیم، و سایه شوم مرگ بر سر مردم بی‌پناه.

وقاحت این جریان وابسته تا آنجا پیش رفته که مشاوران ارشد او، از جمله سعید قاسمی‌نژاد، در رسانه‌ها علناً گرا می‌دهند و بمباران زیرساخت‌های نفت و گاز کشور را از قدرت‌های خارجی طلب می‌کنند. این رویکرد خائنانه، موجی از انزجار و نفرت عمیق را در میان مردم ایران برانگیخته است. مردمی که می‌دانند جنگ‌ها تنها برای منافع مشخص قدرت‌ها صورت می‌گیرند و هیچ بیگانه‌ای برای اهدای دموکراسی، کشوری را بمباران نمی‌کند. بچه شاه که خود فاقد هرگونه سازمان و نیروی میدانی و رزمنده در داخل کشور است و «گارد جاویدان» او و ادعای مضحک «پیوستن ۵۰ هزار پاسدار با کیو. آر کد» تماما فیک است و تنها مصرف تبلیغاتی دارد، در واقع امر او می‌خواهد مانند «احمد چلبی» در عراق، سوار بر تانک‌های بیگانه و از میان خاکستر شهرهای ایران، در «نخستین شهر آزاد شده» فرود بیاید و شکنجه‌گرانی چون «پرویز ثابتی» را هم به عنوان سوغات برای مردم به ارمغان بیاورد!

آن روی دیگر این سکه شوم، فاشیسم دینی حاکم بر ایران است که بیشترین سود را از این جنگ‌افروزی و لفاظی‌های بچه شاه می‌برد. دیکتاتوری مذهبی که پس از قیام دلاورانه دی‌ماه پایه‌های خود را لرزان‌تر از همیشه می‌بیند، این جنگ خارجی را نه یک تهدید، بلکه یک «موهبت» و سپر بلای خود یافته است.

این اصل در پیام‌های رهبری مقاومت به درستی تبیین شده که، «جنگ و بمباران، فرصت قیام نمی‌دهد. حتی به عکس رژیم از آن به‌عنوان سپر بلا، برای بستن شکاف‌ها و عجالتاً برون‌رفت از سایر بحران‌ها یا سرپوش گذاشتن بر آن‌ها استفاده می‌کند.»

دقیقاً در بحبوحه همین هرج‌ومرج و هیاهوی جنگ خارجی است که ماشین اعدام رژیم با شتابی جنون‌آمیز به کار افتاده و رژیم با سوءاستفاده از فضای جنگی و ناسیونالیسم کاذب، در تلاش است تا جبهه خلق را مخدوش کرده و پیشتازان قیام را در سکوت خبری به مسلخ ببرد. اعدام جنایتکارانه ۶ مجاهد قهرمان (محمد تقوی، اکبر دانشورکار، بابک علی‌پور، پویا قبادی، وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر) و سربدار کردن جوانان شورشگر (امیرحسین حاتمی، شاهین واحدپرست و محمدامین بیگلری و علی فهیم) گواه روشن این مدعاست.

رژیم آخوندی با اعدام این دلاوران به اتهام «محاربه»، «مشارکت در عملیات مسلحانه» و «تلاش برای براندازی»، ناخواسته به یک حقیقت بزرگ اعتراف می‌کند: جنگ اصلی و تهدید موجودیت نظام، نه در آسمان‌ها و نه در آن سوی مرزها، بلکه در داخل مرزهای ایران و در مصاف با مقاومت سازمان‌یافته و کانون‌های شورشی در جریان است. وقتی قضاییه جلادان اعتراف می‌کند، «امیرحسین ۱۸ ساله برای تسلیح و براندازی به مرکز طبقه‌بندی شده نظامی حمله کرده» یا «علی فهیم در قیام دی ماه «به اماکن ممنوعه نظامی برای تصرف اسلحه خانه و سرقت سلاح‌های جنگی تعرض کرده بود» یعنی نسل جوان و قیام‌آفرین ایران، راه کار را نه در التماس به بیگانه، بلکه در «آتش جواب آتش» یافته است.

فرضیه «فروپاشی هوایی و خودبه‌خودی» که عمود خیمه استراتژی پوشالی شاه‌پرستان است، توهمی بیش نیست. این رژیم از هوا فرو نمی‌‌پاشد؛ بلکه سرنگونی آن نیازمند نیروی جنگنده، رزم‌آور و سازمان‌یافته بر روی زمین است، و بدیهی است تشکیلات رزمنده‌ با هوچی‌گری و اکانت‌های فیک و فضاسازی سایبری ساخته نمی‌شود، بلکه حاصل دهه‌ها رنج و خون، مقاومت در برابر شکنجه و زندان و آموزش کانون‌های شورشی برای عملیات‌ کوبنده در دل اختناق مطلق است.

امروز، مرزبندی جبهه‌ها روشن‌تر از هر زمان دیگری است. در یک سو، ائتلاف پنهان مستبدین قرار دارد؛ «بچه ‌شاه»ی که همسرش سردمدار شعار فاشیستی مرگ بر «چپی و مجاهد» بوده و برای رد گم کنی «ملا» را هم به آن افزوده و محاکمه مجاهدین در عدالتخانه انتقالی‌اش را وعده میدهد، و «ولی‌فقیه»ی که از جنگ برای اعدام همان انقلابیون بهره می‌برد، تا «تاج و عمامه» یکدیگر را حفظ و پشتیبانی کنند.

و در دیگر سو، جبهه متحد خلق و مقاومت سازمان‌یافته‌ای است که با تکیه بر نیروی لایزال مردم ایران، بهای آزادی را با خون پاک‌ترین فرزندانش می‌پردازد.

پاسخ تاریخی و قاطع مردم و آزادی‌خواهان ایران به این دجالیت مضاعف، همواره در هر کوی و برزن طنین‌انداز بوده و خواهد بود؛ پاسخی که بساط وابستگی و استبداد را توأمان جارو خواهد کرد: «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر».

م.صادقی -  ۱۷ فروردین ۱۴۰۵


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7