۱۴۰۵ فروردین ۲۱, جمعه

المجله لندن : ۳نفر که ایران بدون رهبر را اداره میکنند« قالیباف – وحیدی – ذوالقدر» - وضعیت اداره کشور به کدام سمت میرود ؟


المجله لندن : ۳نفر که ایران بدون رهبر را اداره میکنند«  قالیباف – وحیدی – ذوالقدر» -   وضعیت اداره کشور به کدام سمت میرود  ؟

پس از تعیین مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جدید، او هنوز به‌صورت علنی ظاهر نشده و در غیاب وی، ساختار قدرت در ایران بر سه محور اصلی متمرکز شده است: فرماندهان امنیتی و نظامی و رئیس مجلس. در رأس این ساختار، محمدباقر ذوالقدر، احمد وحیدی و محمدباقر قالیباف قرار دارند که هر سه از بدنه امنیتی برخاسته‌اند. هم‌زمان، چهره‌هایی چون محسنی اژه‌ای و احمدرضا رادان نیز نقش کلیدی در تثبیت کنترل داخلی دارند. گزارش تأکید می‌کند که نظام به‌جای فروپاشی، به سمت یک حاکمیت جمعی سخت‌گیرتر حرکت کرده است.

از زمان تعیین مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان «رهبر عالی» در ایران، به‌عنوان جانشین پدرش که در حمله‌ای آمریکایی–اسرائیلی در 28 فوریه ترور شد، او هنوز به‌صورت علنی ظاهر نشده است، اما نظام ایران همچنان پابرجاست؛ در حالی که پرسش‌هایی درباره اینکه چه کسی در جریان این جنگ تصمیم‌گیر است، مطرح می‌شود.

بقای نظام اکنون به شخصیت‌های کلیدی وابسته است؛ از جمله فرمانده «سپاه پاسداران»، رئیس شورای عالی امنیت ملی و رئیس مجلس که هر دو از بدنه «سپاه» برخاسته‌اند.

نخست: ژنرال محمدباقر ذوالقدر، مرد مرموز

محمدباقر ذوالقدر نماد ابهام در نظام و اتاق فرمان واقعی است. او به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، بر هماهنگی میان ارتش، «سپاه پاسداران»، دستگاه اطلاعاتی و سیاست خارجی نظارت دارد. این همان جایگاهی است که تصمیمات کلان در آن شکل می‌گیرد: جنگ، برنامه هسته‌ای و پاسخ به بحران‌ها.

او در مارس 2026 منصوب شد. این انتصاب صرفاً یک تغییر اداری نبود، بلکه نشانه‌ای از ترجیح نظام به استفاده از چهره‌هایی با پیشینه امنیتی برای مدیریت این مرحله بود. ذوالقدر از عرصه سیاست نیامده، بلکه از عمق ساختار امنیتی، یعنی «سپاه پاسداران»، «بسیج» و ستاد کل نیروهای مسلح برخاسته است.

«بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» می‌گوید که او از طراحان شبکه نیروهای نیابتی منطقه‌ای ایران است که از راه دور «حزب‌الله» و سایر بازوهای ایران را مدیریت می‌کنند. گزارش‌های غربی نیز نشان می‌دهد که به دلیل نقش خود در برنامه هسته‌ای و سرکوب داخلی، تحت تحریم قرار گرفته است.

گفته می‌شود که او تصمیم‌گیر نهایی نیست، بلکه هماهنگ‌کننده قدرت میان مراکز مختلف است؛ نقشی که در زمان غیبت رهبر عالی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

دوم: ژنرال احمد وحیدی، مسئول کنترل امنیتی

ژنرال احمد وحیدی نمایانگر جوهره دکترین امنیتی نظام است: دفاع از طریق قدرت، چه در داخل و چه در خارج. نام او از گذشته با «نیروی قدس» در «سپاه پاسداران» گره خورده؛ نیرویی که قاسم سلیمانی آن را بنیان گذاشت.

گزارش‌های بین‌المللی به ارتباط او با عملیات‌های خارجی از دهه 1990 اشاره دارند، از جمله پرونده انفجار «آمیا» که به‌دلیل آن پلیس بین‌الملل (Interpol) علیه او اعلان قرمز صادر کرده است.

در داخل، ایالات متحده و اتحادیه اروپا به‌دلیل نقش او در سرکوب اعتراضات 2022، از جمله هماهنگی قطع اینترنت و استفاده از زور علیه معترضان، تحریم‌هایی علیه او اعمال کرده‌اند.

بر اساس تحلیل پژوهشگران، وحیدی بخشی از یک تحول گسترده‌تر است: پیشروی نهاد نظامی–امنیتی به مرکز واقعی قدرت، به‌ویژه در زمان تهدیدهای وجودی.

او صرفاً یک فرمانده نظامی نیست، بلکه تجسم این ایده است که بقای نظام از مسیر کنترل کامل امنیتی می‌گذرد، نه از طریق نهادهای دینی که در گذشته نقش پررنگ‌تری داشتند.

سوم: محمدباقر قالیباف، مرد امنیت و سیاست

در ایران، محمدباقر قالیباف نماینده ترکیبی متفاوت است؛ حلقه اتصال میان امنیت و سیاست. او پس از کشته شدن علی لاریجانی، رئیس شورای عالی امنیت ملی، در آغاز جنگ، به‌طور ناگهانی برجسته شد.

قالیباف نیز همانند لاریجانی دارای سه ویژگی است: سابقه پارلمانی، وابستگی به «سپاه پاسداران» و توان فکری، و برخی او را نسبت به دیگران معتدل‌تر می‌دانند.

او مسیر خود را در «سپاه پاسداران» آغاز کرد و فرمانده نیروی هوایی آن شد، سپس به فرماندهی پلیس رسید، بعد شهردار تهران شد و در نهایت به ریاست مجلس رسید. این مسیر، نه تنوع شغلی، بلکه بازتاب الگویی مشخص در ایران است: گردش نخبگان امنیتی در نهادهای مدنی.

در نظام ایران، سرکوب امنیتی به‌تنهایی کافی نیست؛ بلکه نیازمند پوشش قانونی است.

خبرگزاری «رویترز» گزارش داده که قالیباف در جریان بحران اخیر به چهره‌ای «محوری‌تر» در تصمیم‌گیری تبدیل شده، به‌ویژه در کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم با غرب. در شرایطی که توازن سنتی میان روحانیون و سیاستمداران تضعیف شده، قالیباف به‌عنوان چهره مرحله کنونی ظاهر شده است؛ کسی که می‌تواند با نظامیان سخن بگوید، مذاکره سیاسی انجام دهد و گفتمان داخلی را مدیریت کند.

او، به‌طور خلاصه، نمونه‌ای از «سیاستمدار امنیتی» است که در لحظات بحران بازتولید می‌شود و با وجود لحن تند در شبکه‌های اجتماعی، نسبتاً معتدل تلقی می‌شود.

دو چهره مهم دیگر

دو شخصیت مهم دیگر نیز وجود دارند که «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» به آن‌ها اشاره کرده است.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، مرد قضا و اطلاعات

در نظام ایران، سرکوب امنیتی باید با مشروعیت قانونی همراه شود. در اینجا نقش غلامحسین محسنی اژه‌ای مطرح می‌شود. او پیش‌تر وزیر اطلاعات بوده و اکنون ریاست قوه قضاییه را بر عهده دارد. این ترکیب امنیت و قضا، او را به یکی از خطرناک‌ترین چهره‌ها در ساختار نظام تبدیل کرده است؛ کسی که سرکوب را به مشروعیت قانونی تبدیل می‌کند.

«رویترز» اشاره می‌کند که در دوره ریاست او از سال 2021، اعدام‌ها افزایش یافته است، و تحریم‌های غربی از سال 2009 نیز نقش او در بازداشت‌های خودسرانه و شکنجه را تأیید می‌کنند. پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، قوه قضاییه از یک نهاد صرف، به ابزاری برای بازگرداندن کنترل از طریق ترس سازمان‌یافته تبدیل شده است.

احمدرضا رادان، مجری کنترل در خیابان

اگر اژه‌ای احکام را صادر می‌کند، احمدرضا رادان آن‌ها را در خیابان اجرا می‌کند. او فرمانده نیروهای انتظامی است؛ خط مقدم در مقابله با اعتراضات.

ایالات متحده و اتحادیه اروپا از سال 2010 به‌دلیل نقش او در سرکوب اعتراضات 2009 علیه او تحریم اعمال کرده‌اند، و این تحریم‌ها با تشدید اعتراضات ادامه یافته است.

بر اساس ارزیابی‌ها، او بر موجی از بازداشت‌های گسترده در بحران‌های اخیر نظارت داشته و گفتمان او بر بازدارندگی مستقیم استوار است. او نماینده آن چیزی است که می‌توان «دولت در خیابان» نامید.

نظامی بدون رأس... اما نه بدون کنترل

آنچه این سه یا پنج شخصیت اصلی نشان می‌دهند این است که ما با صرفاً تقسیم قدرت روبه‌رو نیستیم، بلکه با تغییر در ماهیت حاکمیت مواجه هستیم. ایران دیگر از طریق توازن میان یک رهبر دینی در رأس و نهادهای دولتی اداره نمی‌شود، بلکه از طریق ائتلافی از نهادهای مکمل و رقابتی مدیریت می‌شود.

در این الگو، غیبت رهبر به معنای فروپاشی نظام نیست؛ بلکه ممکن است برعکس باشد: رهایی نهادها از نیاز به یک چهره واحد، و ظهور یک حاکمیت جمعی سخت‌گیرتر و کم‌انعطاف‌تر، و شاید در آینده رقابت میان رهبران.

این همان چالش واقعی پیش‌روی مخالفان ایران است؛ نه نظامی شکننده که در انتظار سقوط باشد، بلکه نظامی که خود را حول ابزارهای قدرتمند بقا بازسازی کرده است.

با این حال، این نظام با چالش‌های داخلی جدی نیز روبه‌روست؛ منابع مالی کشور تحلیل رفته و جنگ باعث تخریب زیرساخت‌های مهمی چون برق، گاز، راه‌آهن و پل‌ها شده است. این وضعیت ممکن است در ماه‌های آینده نظام را با خشم اجتماعی روبه‌رو کند؛ خشمی که تبلیغات رسمی درباره «پیروزی» را نخواهد پذیرفت، به‌ویژه در شرایطی که ارائه خدمات اساسی دشوار شده و فصل تابستان نزدیک است.مرحله پس از جنگ، در صورتی که جنگ به‌زودی پایان یابد، ممکن است برای نظام خطرناک‌تر از خود دوره جنگ باشد.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7