دستاوردهای رژیم آخوندی سه ماه پس از جنگ ۴۰ روزه : با لا گرفتن جنگ وجدالهای باندی ، اعتراضات نسل جوان؛ وبالا گرفتن اعتراضات صنفی
شکاف در رأس حاکمیت و گسترش اعتراضات اجتماعی، نشانههای بحران فزاینده پس از جنگ ۴۰ روزه
سه ماه پس از پایان جنگ ۴۰ روزه، نشانههای جنگ قدرت در راس رژیم بیش از گذشته آشکار شده است. در حالی که مقامات حکومتی همچنان از «وحدت ملی» سخن میگویند، رسانههای رسمی و روزنامههای حکومتی از افزایش اختلافات میان جناحهای قدرت، تقابل دولت و باندهای تند رو ، نقش سیاسی صداوسیما و نگرانی از گسترش تفرقه در درون نظام خبر میدهند. همزمان در سطح جامعه نیز اعتراضات دانشآموزی در دهها شهر کشور نشان داد که نارضایتیهای اجتماعی نه تنها فروکش نکرده، بلکه در حال گسترش است. مجموعه این تحولات تصویری از حکومتی ارائه میدهد که پس از جنگ، هم با شکافهای فزاینده در رأس قدرت و هم با نارضایتیهای انباشته در بدنه جامعه روبهروست.
جنگ قدرت در درون اصولگرایان
روزنامه جهان صنعت در ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ از تشدید اختلاف میان جبهه پایداری و جریان نزدیک به قالیباف خبر میدهد و این نزاع را «دعوایی ساختاری» بر سر شیوه حکمرانی، تعریف انقلابیگری و سهمخواهی از قدرت توصیف میکند. این اختلافات از مجلس فراتر رفته و به صداوسیما نیز کشیده شده است؛ جایی که سیاست عملاً از منطق مدیریت به منطق رقابت دائمی قدرت نزدیک شده است،یکی از فلاسفه اجتماعی وضعیت چنین دولتی را اینگونه توصیف میکند «سیاست در این دولت عرصهای است که در آن اعتماد جای خود را به محاسبه، ترس و حذف میدهد»
این روزنامه در ادامه توقف ناگهانی برنامه «ثریا» و مناقشات پیرامون مذاکرات را از نشانههای آشکار این شکاف میداند. همچنین تأکید میکند که نزاعهای درونی دیگر محدود به رقابتهای پشت پرده نیست و به سطح رسانههای حکومتی و افکار عمومی رسیده است.
صداوسیما؛ رسانه ملی یا اپوزیسیون دولت؟
یکی از نمودهای مهم این بحران، عملکرد صداوسیما است. روزنامه جهان صنعت در ۱۷ خرداد به حذف بخشهایی از پیام مجتبی خامنه ای اشاره میکند؛ از جمله جملهای که تأکید داشت:
«هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد. »
همزمان روزنامه توسعه ایرانی گزارش داد که پس از اتصال دوباره اینترنت بینالملل، برخی برنامههای سیاسی صداوسیما عملاً به تریبونی علیه تصمیمات دولت تبدیل شدند و حتی مشروعیت ستاد تشکیلشده از سوی رئیسجمهور را زیر سؤال بردند.
در همین رابطه محمدصادق جوادیحصار هشدار داده است:
«قرار نیست در کشور یک دولت مستقر باشد و یک دولت دیگر هم به نام صداوسیما در مقابل آن فعالیت کند.»
این اظهارات انعکاس نگرانی فزاینده از تبدیل شدن رسانهای که از بودجه عمومی استفاده میکند به یکی از مراکز اصلی مخالفت با سیاستهای دولت است.
نبرد بر سر اینترنت و اختیارات دولت
روزنامه توسعه ایرانی در شماره ۱۶ خرداد با تیتر «هر گشایش؛ یک پرونده جدید علیه دولت!» نوشت: بلافاصله پس از بازگشایی اینترنت بینالملل، تهدید به استیضاح وزیر ارتباطات، شکایتهای حقوقی و کمپینهای محدودسازی اینترنت آغاز شد.
این روزنامه تأکید میکند که موضوع اصلی صرفاً اینترنت نیست، بلکه تقابل دو رویکرد متفاوت به حکمرانی است؛ یک رویکرد خواهان تعامل بیشتر با جهان و کاهش محدودیتها و رویکرد دیگر مدافع کنترل و انسداد گستردهتر است.
این گزارش میافزاید که بسیاری از مخالفان فعلی اینترنت آزاد، همان حامیان پیشین طرح صیانت هستند که اکنون با استناد به شرایط امنیتی، همان سیاستها را دنبال میکنند.
هشدار مقامات درباره تفرقه و شکست از درون
واکنشها تنها به نیروهای نزدیک به دولت محدود نبوده است. مصطفی هاشمیطبا با اشاره به جریانهای تندرو گفته است:
«برای بسیاری از مردم روشن است که منظور رهبر انقلاب از افراد تفرقهافکن چه کسانی هستند.
مهمتر از همه، روزنامه اطلاعات در مقالهای با عنوان «ردای خیرخواهی بر تن نفاق و تفرقه» نسبت به پیامدهای ادامه این روند هشدار داده و نوشته است:
«اگر به آنچه اقلیت وحدتشکن میکنند مهار زده نشود… باید شاهد فاجعه شکست از درون و اعلام پایان تابآوری ملی باشیم.»
این هشدارها نشان میدهد که نگرانی از شکافهای داخلی دیگر تنها در میان منتقدان حکومت مطرح نیست، بلکه بخشی از رسانههای وابسته به نظام نیز نسبت به آن ابراز نگرانی میکنند.
گزارشات منتشرشده در رسانههای حکومتی نشان میدهد که سه ماه پس از جنگ ۴۰ روزه، شکافهای درونی جمهوری اسلامی نه تنها کاهش نیافته بلکه آشکارتر شده است. اختلاف میان جناحهای اصولگرا، تقابل فزاینده تندروها با دولت، نقشآفرینی سیاسی صداوسیما و مناقشه بر سر اینترنت، همگی نشانههای بحرانی هستند که در قلب ساختار قدرت جریان دارد.
در کنار این وضعیت، اعتراضات گسترده دانشآموزان در دهها شهر کشور با شعارهایی چون «محصل داد بزن، حقتو فریاد بزن»، «نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم» و «دانشآموز میمیرد، ذلت نمیپذیرد» نشان داد که نارضایتی اجتماعی نیز همچنان در زیر پوست جامعه در حال گسترش است. اعتراضاتی که بیانگر مطالبات فراتر از مسائل آموزشی و بازتابدهنده نارضایتی عمیقتر از تبعیض و بیعدالتی هستند.
از این رو، آنچه امروز رژیم با آن مواجه است، صرفاً پیامدهای جنگ یا فشارهای خارجی نیست؛ بلکه همزمانی دو بحران است: تشدید شکافها در رأس حاکمیت و تداوم نارضایتیهای اجتماعی در جامعه. همین واقعیت است که موجب شده حتی رسانههای رسمی حکومت نیز از خطر «تفرقه» و «شکست از درون» سخن بگویند؛ هشداری که نشاندهنده فزاینده از بی ثباتی سیاسی در کشور است.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
