۱۴۰۵ خرداد ۱۸, دوشنبه

پهلوان‌پنبه‌ی متوهم؛ حقیقت نزار در پسِ ادعاهای ابرقدرتی توسط کارگزاران مستاصل نظام



پهلوان‌پنبه‌ی متوهم؛ حقیقت نزار در پسِ ادعاهای ابرقدرتی

وضعیت امروز رژیم آخوندی، دقیقاً یادآور حکایت پهلوان‌پنبه‌ای است که در مواجهه با واقعیت‌های سخت، تمامی پنبه‌هایش زده شده و هیکل ضعیف، رنجور و نزارش عیان گشته است. با این حال، این موجود در هم شکسته هنوز در تالار آینه‌های توهم خویش زندگی می‌کند؛ به طوری که با اشاعه‌ی قدرت‌نمایی‌های پوشالی، بیهوده می‌کوشد دنیا و به‌ویژه جامعه‌ی داخلی را فریب دهد.

 تجلی این توهم را می‌توان در لفاظی‌های کارگزاران نظام دید؛ جایی که از «مجتبی» تا مهره‌هایی چون رسایی و علم‌الهدی، با دجال‌گری از پیروزی قطعی و معرفی نظام به عنوان «ابرقدرت چهارم جهان» سخن می‌گویند. منطقِ پوشالی آن‌ها بر این گزاره استوار است که چون رژیم تاکنون سرنگون نشده، پس پیروز میدان است؛ حال آنکه این بقای موقت، نه حاصل قدرت رژیم، بلکه ناشی از رویگرد و جهت‌گیری غلط سیاست غرب است.

حقیقت میدان اما گواهی می‌دهد که ضربات استراتژیک وارد شده به پیکره‌ی نظام، عمق راهبردی آن را به صفر رسانده است. خامنه‌ای که روزی از شش ارتش نیابتی به عنوان مؤلفه‌ی قدرت و دیواره‌ی دفاعی در عمق هزار کیلومتری یاد می‌کرد، اکنون شاهد نابودی کامل این ساختار است. در این تقابل استراتژیک، رژیم نه‌تنها بخش اعظم نیروی دریایی، هوایی و پدافندی خود را از دست داد، بلکه با خروج خامنه‌ای یعنی ستون اصلی خیمه نظام از چرخه‌ی قدرت، دچار ضعف مفرط  شد. میلیاردها دلار سرمایه‌ی اتومی باد فنا رفت، ذخایر موشکی و پهپادی تخلیه شد و بحران‌های کلان اقتصادی، جامعه را به نقطه‌ی جوش و انفجار نزدیک‌تر کرد.

هدف رژیم از این دود و دم‌های «ابرقدرتی»، چیزی جز سد بستن در برابر قیام سازمان‌یافته‌ی توده‌ها نیست. اما این ادعا با واقعیت‌های درونی نظام در تناقض است؛ باید پرسید این چه ابرقدرتی است که کارگزارانش از قالیباف تا مداحان حکومتی، در وحشت از خیزش مردم، شب تا صبح التماس می‌کنند که «خیابان‌ها را ترک نکنید» تا مبادا با خالی شدن خیابان، قیام و فتنه مجاهدین آغاز شود؟ این چه ابرقدرتی است که به دلیل وحشت از اراده‌ی جوانان و دانشجویان، اینترنت را در نقطه صفر می‌بندد و مدارس و دانشگاه‌ها را تعطیل می‌کند؟ و کدام ابرقدرتِ مقتدری است که یگان‌های ارتش آزادی در قلب تهران، در امنیتی‌ترین نقطه‌ی کشور، مانور مسلحانه اجرا کرده و بیت ولایت را هدف قرار می‌دهند؟

واقعیت این است که این پهلوان‌پنبه، امروز از هیچ مشروعیت اجتماعی برخوردار نیست؛ بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد مردم زیر خط فقر مطلق برای بقا می‌جنگند و سلول به سلول جامعه لبریز از نفرت از این حاکمیت است. رژیم برای این‌که چند صباحی بیشتر به عمر خود اضافه کند، عمداً دست به بحران‌سازی می‌زند؛ یعنی با سوءاستفاده از شرایط جنگی و تهدید به بستن تنگه هرمز، برای خود یک فرصت و «نان موقت» دست‌وپا می‌کند تا توجهات را از وضعیت بحرانی داخل کشور منحرف سازد و به‌طور موقت روی شکاف‌ها و اختلافات درونی خود سرپوش بگذارد. اما این جنگِ تعیین‌تکلیف‌کننده، دیر یا زود به پایان می‌رسد و رژیم در شکننده‌ترین موقعیت تاریخی خود، در جنگ سرنوشت، باید به مصاف مردم و مقاومت برود. پهلوان‌پنبه‌ی حاکم هیچ تکیه‌گاهی برای حفظ تعادل ندارد؛ چرا که در غیاب هرگونه راهکار انحرافی نظیر باد کردن بچه شاه نماینده بورژوازی، این ارتش آزادی و جامعه‌ی آماده‌ی انفجار است که به عنوان تنها جایگزینِ واقعی، ضربه‌ی نهایی و تمام‌کننده را برای سرنگونی این استبداد فرسوده وارد خواهد کرد.

      ی. یزدی  - خرداد ۱۴۰۵


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7