شکستن چرخه تسلیم؛ عاشورا مانیفست آزادی و آزادگی - بازخوانی عاشورا در ایران امروز
عاشورا یک حادثه محبوس در تداول کور روزگار نیست. تقلیل این حماسه به یک تقویم تمامشده، بزرگترین تحریف آن است. نگاه سنتی و ارتجاعی، از کربلا یک دایرهٔ بسته میسازد تا دکانهای ریایی خود را پر رونق نگهدارد. مأموریت این نگاه، با اشک و مویه تمام میشود. این یک برداشت ایستا و کاسبکارانه است.
جوهره قیام حسین، پویا و زنده است. این حرکت در افق تکامل انسان معنا دارد. عاشورا یک بیانیه است؛ بیانیهیی برای رهایی و مسئولیت تاریخی. این قیام، یک کنشگری آگاهانه است؛ شورشی است علیه نیروهای کهنه، مستبد و متکی بر جهل.
خروج از دایرهٔ کور تاریخ
برخی فلاسفه تاریخ را برآمد و افول تمدنها و یک تکرار کور میانگارند.
اسؤالد اشپنگلر در کتاب «انحطاط غرب»، تمدنها را مانند ارگانیسمهای زنده (گیاهان یا انسانها) میداند که متولد میشوند، رشد میکنند، به پیری میرسند و در نهایت میمیرند. از نظر اشپنگلر، تاریخ بشر هیچ «هدف غایی» یا پیشرفت خطی ندارد؛ بلکه توالی تمدنهایی است که هر کدام در یک دایرهٔ بسته، مسیر ناگزیر خود را طی میکنند و غروب میکنند.
«آرنولد توینبی» نیز تاریخ را برآمده از چرخه زیستی تمدنها میداند که در فرآیند «چالش و پاسخ» شکل میگیرند، ولی در نهایت با از دست رفتن خلاقیت اقلیت حاکم، فرو میپاشند و این دایره دوباره از صفر آغاز میشود.
همچنین «فریدریش نیتشه» با ایده «بازگشت ابدی»، بر آن است که جهان و تمام رویدادهای آن بهطور بیپایان و در همان قالب مشخص تکرار میشوند.
در این دیدگاهها، تاریخ پیشرانی به سوی تکامل ندارد، تکرار یکنواخت ساختارهاست. این نگاه، انسان را اسیر دستبسته ساختارها جلوه میدهد.
اما حسینبنعلی با «فدا»ی آگاهانه و تمامعیار خود و یاران و اهل بیت خویش، تمام این فرضیه را ویران کرد.
او مناسک حج را نیمهکاره رها کرد. این کار در اوج مناسک عبادی رخ داد. این یک دگرگونی بزرگ تاریخی بود. او دایره تکرار را شکست؛ فلشی سرخ به سوی آینده ترسیم کرد. این یعنی باور به امکان تغییر. تاریخ تکرار کورکورانه نیست. تاریخ یک مارپیچ صعودی است. این مسیر با انتخابهای بزرگ انسان رو به بالا حرکت میکند.
شکوه انسان انتخابگر
گوهر اصلی این قیام، انتخاب گری است. در سپاه حسین، هیچکس مجبور نبود. هیچکس از روی جهل نماند. او شب پیش از نبرد، چراغها را خاموش کرد. تاریکی فرصتی برای گزینش آزاد بود. او راه بازگشت را باز گذاشت.
این یعنی اصالت آزادی انسان. بشر میتواند با تصمیم خود، چرخ تاریخ را بچرخاند. حسین بهدنبال سیاهیلشکر نبود. او بر کیفیتها و اصالتها تکیه داشت. پیام او روشن بود: اقلیتهای آگاه جهان را تغییر میدهند، نه اکثریتهای تمکینکرده به سلطهٔ ظلم.
«هر زندهای به راه من میرود»
این کلام جاودانهٔ حسین است.
زیستن بیمعنا، زندگی نیست. حیات واقعی یعنی ایستادگی. یعنی کنشگری در برابر تاریکی. یعنی اگر تمام راهها نیز بسته است، انسان میتواند تنها دارایی خود، یعنی جانش را در چلهٔ کمان بگذارد و برای دریدن پردههای ستبر تاریکی با آخرین قوا پرتاب کند. آری، در این دیدگاه پویا زندگی در ستیز با ستم معنا مییابد.
نگاه حسین آیندهمحور بود. او خود را فدا کرد. او این کار را برای گشودن راه زندگی نسلهای بعد انجام داد. این معنای حقیقی شهادت است. شهادت یعنی روشن کردن یک مشعل؛ مشعلی در تاریکترین نقطهٔ تاریخ برای هدایت آیندگان.
ایستادگی در برابر منکر زمانه
بزرگترین انحراف امروز، سرقت نام عاشورا است. بنیادگرایان دینی عامدانه این کار را میکنند تا حسین و عاشورا را از دینامیسم رهاییبخش آن تهی سازند. آنها خود مصداق بارز منکر زمانهاند. از دوران صفویه تا امروز، این جریان فعال است و روح رهاییبخش عاشورا را مصادره میکند تا این حماسه را به ابزار توجیه ظلم خود تبدیل کند.
تمرکز قدرت در دست فقیه مطلقه، بازسازی همان حاکمیت یزیدی است. این ساختار با جوهره پیام حسین بیگانه است. این نظام، نقطه مقابل کربلا و رسالت حسین و زینب است.
بازخوانی عاشورا در ایران امروز
بازخوانی عاشورا در ایران امروز، یک ضرورت است. این یک وظیفه اخلاقی و سیاسی است. امروز آزادی و کرامت انسان پایمال میشود. بازگشت به حقیقت قیام حسین، یعنی ورود به میدان مبارزه. شورش بر ستم، عین تکریم عاشوراست. این احیای آرمانهای حسین است. نسل جوانی که در خیابانها فریاد میزند، کانونهای شورشی و یگانهای ارتش آزادیبخش که خود را برای آزادی مردم ایران نثار میکنند به جان عاشورا دست یافتهاند. آنها که در برابر منکر زمانه میایستند، یاران واقعی حسین و زینباند.
بنابراین عاشورا یک خاطره یا نوستالژی نیست. یک پروژه انقلابی برای امروز و فردای ماست. راهی است گشوده برای شکستن بنبستها.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
