
فرسودگی یا خیزش؟ تناقض بزرگ جامعه امروز ایران - خیزش نسل جوان در دود دم وسرکوب واعدام ، نماد واقعی جامعه ایران
فرسودگی یا خیزش؟ تناقض بزرگ جامعه امروز ایران
از بحران معیشتی تا خیزش نسل جوان؛ دو چهره واقعی جامعه ایران
در حالی که بنبستهای سیاسی و اقتصادی رژیم همچنان ادامه دارد و چشمانداز روشنی برای حل بحرانهای انباشته کشور دیده نمیشود، رسانههای حکومتی خود تصویری نگرانکننده از وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران ارائه میدهند. اما در کنار این تصویر، واقعیت دیگری نیز در حال شکلگیری است؛ واقعیتی که نشان میدهد جامعه ایران، بهرغم فشارهای گسترده اقتصادی و اجتماعی، نه تسلیم شده و نه به انفعال کشیده شده است. اعتراضات و تحرکات نسل جوان، بهویژه دانشآموزان و دانشجویان، نشانهای از همین پویایی اجتماعی است.
روزنامه جهان صنعت در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ در گزارشی با عنوان «وضعیت بحرانی رژیم غذایی خانوار» به تشدید مشکلات معیشتی پرداخت. این روزنامه با اشاره به افزایش قیمت لبنیات و کاهش شدید مصرف مواد غذایی ضروری نوشت که بسیاری از خانوادهها ناچار شدهاند گوشت، لبنیات و برخی میوهها را از سبد غذایی خود حذف کنند. کارشناسان حوزه سلامت نیز هشدار دادهاند که ادامه این روند میتواند در سالهای آینده به افزایش سوءتغذیه، پوکی استخوان، کمخونی و مشکلات جسمی در نسلهای آینده منجر شود.
جهان صنعت در گزارش روز ۱۳ خرداد ۴۰۵ با عنوان «فرسودگی روان جمعی مردم» از کاهش تابآوری اجتماعی، افزایش تنشهای روزمره، رشد نزاعهای خیابانی و گسترش ناامیدی سخن گفت. این گزارش با استناد به دیدگاه کارشناسان تأکید میکرد که جامعه ایران زیر فشار بحرانهای اقتصادی، نااطمینانی سیاسی، تورم، بیکاری و مشکلات اجتماعی، دچار نوعی فرسایش گسترده شده است.
اما آیا چنین وضعیتی به معنای خاموش شدن جامعه است؟
بسیاری از نظریهپردازان علوم اجتماعی پاسخ متفاوتی به این سؤال میدهند. تد رابرت گور در نظریه «محرومیت نسبی» توضیح میدهد که اعتراضات زمانی شکل میگیرند که فاصله میان انتظارات مردم و واقعیت زندگی آنها افزایش پیدا کند. از نگاه او، احساس بیعدالتی و محرومیت میتواند به طغیان و خشم اجتماعی منجر شود.
چارلز تیلی و سیدنی تارو نیز در مطالعات خود درباره جنبشهای اجتماعی نشان دادهاند که بحرانهای اقتصادی و سیاسی، اگر با آگاهی و سازمانیافتگی همراه شوند، میتوانند زمینهساز ظهور حرکتهای اعتراضی گسترده شوند. تدا اسکاچپول نیز در بررسی انقلابها به این نتیجه رسیده است که انباشت بحرانها و ناتوانی حکومتها در پاسخگویی به مطالبات مردم، اغلب بستر تحولات بزرگ اجتماعی را فراهم میکند.
تحولات امروز ایران نیز نشانههایی از همین واقعیت را در خود دارد. در حالی که برخی تحلیلگران حکومتی از «فرسودگی اجتماعی» سخن میگویند، نمونههای متعدد نشان میدهد که بخش مهمی از جامعه، بهویژه نسل جوان، همچنان در حال اعتراض، و جستجوی راهی برای تغییر هستند.
بیانیه اخیر هزار جوان معترض نمونهای از این روند است. جوانانی که همگی پس از انقلاب ۱۳۵۷ متولد شدهاند و در مواضع خود بر آزادی، استقلال و رد هرگونه دیکتاتوری تأکید کردهاند. این نسل که در متن بحرانهای اقتصادی و محدودیتهای سیاسی رشد کرده، خود را از تحولات آینده کشور کنار نکشیده و بر نقشآفرینی در تعیین سرنوشت ایران پافشاری میکند.
نمونه عملی این پویایی را میتوان در اعتراضات گسترده دانشآموزان در ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ مشاهده کرد. در تهران، دانشآموزان معترض در مقابل وزارت آموزش و پرورش تجمع کردند و نسبت به تغییرات اعمالشده در قوانین کنکور، سوابق تحصیلی و ترمیم معدل اعتراض کردند. شعارهایی مانند «دانشآموز بیداره، از تبعیض بیزاره»، «دانشآموز میمیرد، ذلت نمیپذیرد» و «تا حق خود نگیریم، از پا نمینشینیم» بیانگر روحیه اعتراض و شورش نسلی است که حاضر نیست حقوق خود را نادیده بگیرد. گزارشها حاکی از آن بود که معترضان پس از این تجمع به سمت شورای عالی انقلاب فرهنگی حرکت کردند تا اعتراض خود را ادامه دهند.
همزمان در لرستان نیز دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم همراه با خانوادههای خود در برابر استانداری تجمع کردند و نسبت به تصمیمات جدید آموزشی اعتراض کردند. حضور همزمان دانشآموزان و خانوادهها در این تجمعات نشان میدهد که مطالبات اجتماعی دیگر محدود به یک قشر خاص نیست و به بخشهای مختلف جامعه گسترش یافته است.
در همان روز، گروهی از معترضان شرکت فرهان دیزل نیز از نقاط مختلف کشور مقابل دادگستری اسلامشهر تجمع کردند و خواهان رسیدگی به مطالبات خود شدند. این تجمع نیز نشاندهنده استمرار اعتراضات صنفی و اجتماعی در شرایطی است که فشارهای اقتصادی روزبهروز افزایش مییابد.
مجموع این تحولات نشان میدهد که جامعه ایران را نمیتوان صرفاً با شاخصهای فقر، تورم، فرسودگی و ناامیدی توصیف کرد. بدون تردید بحرانهای اقتصادی و اجتماعی عمیق هستند و حتی رسانههای حکومتی نیز به بخشی از این واقعیت اعتراف میکنند. اما در سوی دیگر، نسلی قرار دارد که همچنان به دنبال احقاق حقوق خود است، اعتراض میکند، سازمان مییابد و در برابر تبعیض سکوت نمیکند.
از این رو، واقعیت امروز ایران دو چهره دارد: از یک سو فشارهای اقتصادی، کاهش سطح رفاه و فرسایش اجتماعی؛ و از سوی دیگر، تداوم روحیه اعتراض، وشورشگربا آگاهی و مطالبهگری در میان جوانان و اقشار مختلف جامعه. واصالت با همین پویایی شورشگران است که خصوصا از قیام ۱۴۰۴ ببعد به نماد واقعی جامعه تبدیل شده است که نشان میدهد جامعه ایران، با وجود همه دشواریها، زنده وپویا وعصانی است و ظرفیت تأثیرگذاری وپتانسیل فراگیری را باور میکند واین روند روبه صعود است
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران