اعتراف ناخواسته رژیم بدلیل جنگ باندها به عملیات بزرگ پیت آتشین به بیت اتلعنکبوت رژیم وتوجیه غیبت مجتبی خامنهای
چرا باندهای حکومتی بعد از ماهها سکوت به حرف آمدند؟
چگونه دستگاه تبلیغاتی حکومت برای توجیه غیبت مجتبی خامنهای و تسویهحسابهای درونی، ناچار به اذعان درباره عملیاتی شد که ماهها تلاش میکرد آن را با سکوت برگزار کند
ماهها بود که رژیم ولایت فقیه درباره عملیات «پتک آتشین» سکوت کرده بود،سکوتی که بیدلیل نبود. اذعان به وقوع چنین عملیاتی در قلب تهران و در حساسترین نقطه حفاظتی نظام، چیزی نبود که دستگاه تبلیغاتی رژیم با میل و رغبت درباره آن سخن بگوید. اما تحولات اخیر و تشدید جنگ قدرت در درون نظام، برخی محافل حکومتی را ناچار کرده است بخشی از واقعیت را، هرچند در پوششی از اتهامات و داستانپردازیهای سیاسی، بر زبان بیاورند.
تلگرام «دیدهبان انقلاب» که از رسانههای نزدیک به جریانهای تندرو حکومتی محسوب میشود، در اول تیرماه و در مطلبی با عنوان «ماجرای کودتا علیه خامنهای» کوشید به پرسشی پاسخ دهد که این روزها در محافل حکومتی نیز مطرح است: «چرا سید مجتبی خامنهای هنوز مخفی مانده است؟»
اما پاسخ ارائهشده، بیش از آنکه پاسخی به این سؤال باشد، به اعترافی ناخواسته درباره عملیاتی تبدیل شد که رژیم ماهها تلاش داشت از کنار آن عبور کند.
داستان سرایی دیدهبان انقلاب از پتک آتشین
بر اساس روایت دیدهبان انقلاب، چند روز پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه، نیروهایی به بیت رهبری حمله کردند و در تهران اتفاقات مهمی رخ داد. این رسانه حکومتی مدعی است که مجاهدین پس از آن عملیات بیانیه صادر کرده و مسئولیت حمله به آنچه «پتک آتشین بر بیتالعنکبوت» نامیدهاند را برعهده گرفتهاند.
در همین نقطه، روایت حکومتی ناخواسته با واقعیتی گره میخورد که پیشتر از سوی مجاهدین اعلام شده بود.
سخنگوی مجاهدین تأکید کرده است که عملیات «پتک آتشین» در بامداد چهارم اسفند ۱۴۰۴ با شرکت ۲۵۰ نفر در قلب تهران انجام شده و اخبار آن همراه با اسامی شهیدان و دستگیرشدگان در همان ایام منتشر و برای گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد و سازمانهای مدافع حقوق بشر نیز ارسال شده است.
اما آنچه پس از این اعتراف ضمنی آغاز میشود، بخش آشنای سناریوسازی رژیم است.
دیدهبان انقلاب میکوشد با درهم آمیختن مجموعهای از ادعاهای اثباتنشده، عملیات را به آمریکا، اسرائیل و همچنین جریان موسوم به «وفاقیون» نسبت دهد. در این روایت ادعا میشود که قرار بوده رهبر جمهوری اسلامی با الگویی مشابه ونزوئلا بازداشت و به آمریکا منتقل شود و پس از شکست این طرح نیز توطئه حذف فیزیکی او در دستور کار قرار گرفته است.
این روایت نه سندی ارائه میکند و نه توضیح میدهد که چگونه جریاناتی با اهداف و ماهیت کاملاً متفاوت ناگهان در یک پروژه مشترک گرد هم آمدهاند. با این حال، هدف اصلی چنین سناریویی ظاهراً چیز دیگری است.
این سناریو سازی چه هدف را دنبال میکند؟
به نظر میرسد دستگاه تبلیغاتی حکومت میکوشد از یک رویداد واحد برای چندین مصرف سیاسی بهرهبرداری کند.
نخست، توجیه غیبت و پنهان ماندن مجتبی خامنهای.
دوم، تسویهحساب با جناحهای رقیب درون حاکمیت و متهم کردن آنان به «کودتا» و «خیانت»
سوم، نسبت دادن هرگونه اقدام سازمانیافته علیه حکومت به آمریکا و قدرتهای خارجی.
و چهارم، ادامه پروژه دیرینه شیطانسازی مجاهدین از طریق پیوند زدن آنان با سناریوهای خارجی و امنیتی.
در مقابل، سخنگوی مجاهدین ضمن تأیید اصل عملیات «پتک آتشین»، هرگونه اطلاع، هدایت یا مشارکت آمریکا، دولتهای خارجی و همچنین هرگونه دخالت جریانهای حکومتی را رد کرده و این ادعاها را «کذب محض» توصیف کرده است. به گفته وی، طرح چنین سناریوهایی محصول تشدید جنگ گرگها در درون رژیم و تلاش برای بهرهبرداری سیاسی از یک رویداد مشخص است.
اما فارغ از این کشمکشها، یک واقعیت قابل انکار نیست.
اگر عملیات «پتک آتشین» بیاهمیت بود، چرا رژیم ماهها درباره آن سکوت کرد؟
و اگر آنقدر مهم بود که اکنون برای توضیح غیبت مجتبی خامنهای و حمله به رقبای داخلی به آن استناد میشود، پس چرا تاکنون حاضر نبود درباره اصل وقوع آن سخنی بگوید؟
پاسخ این پرسشها شاید مهمتر از تمام داستانهایی باشد که این روزها در رسانههای رژیم روایت میشود.
گاه ارزش یک اعتراف نه در آن چیزی است که گوینده میخواهد بگوید، بلکه در آن چیزی است که ناخواسته فاش میکند. روایت تازه رسانههای حکومتی نیز از همین جنس است. آنان در تلاش برای متهم کردن این و آن، در واقع پرده از واقعیتی برداشتند که ماهها میکوشیدند پنهان نگه دارند؛ واقعیت عملیاتی که اکنون حتی مخالفان و دشمنان آن نیز ناچار به اذعان درباره آن شدهاند.«در نبرد روایتها، گاه مهمترین سند، همان اعترافی است که ناخواسته از زبان رقیب بیان میشود.»
تنظیم : ی. یزدی
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
