آشتیناپذیریِ شکاف در حاکمیت، محصول بحران مشروعیت
تشدید اختلافات درونی حاکمیت ملایان و سوق یافتن آن به جانب تعارض تمامعیار، نشانیِ چیست؟ آیا صرفاً یک اختلاف باندی است؟
در ساختارهای سیاسی، شدت گرفتن این تعارضات، صرفاً یک مسألهی درونحکومتی نیست؛ بلکه بازتابی از بحرانهای عمیقتری است که در رابطه میان حکومت و جامعه شکل گرفتهاند. هنگامی که یک نظام سیاسی با نارضایتی گسترده، بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و فروریختن سرمایهی اجتماعی روبهرو میشود، اختلافات درونی آن نیز بههمین دلیل تشدید میشود. از این منظر، افزایش تضادها و درگیریهای درون حاکمیت ملایان، نشانهای از عمیقتر شدن بحران و دشوارتر شدن امکان ترمیم رابطه با مردم است.
حاکمیتی که از پشتوانهی حداکثریِ اجتماعی برخوردار باشد، معمولاً میتواند اختلافات داخلی خود را از طریق سازوکارهای سیاسی و اصلاحات، مدیریت کند. اما زمانی که شکاف میان جامعه و حاکمیت عمیق میشود، اختلافات درونی نیز شکل حاد به خود میگیرند. مشخصاً در نظام ملایان، هر باند، دیگری را مسؤل شکستها و بحرانها معرفی میکند و رقابت بر سر حفظ قدرت شدت میگیرد. در چنین شرایطی، تضادهای درونی دیگر صرفاً اختلاف بر سر روش ادارهی کشور نیست، بلکه به بحران بقا تبدیل میشود.
یکی از مهمترین نشانههای این وضعیت، استمرار سیاست سرکوب و اعدام در سایهی جنگ و مذاکره است. هنگامی که حکومت بهجای پاسخ دادن به مطالبات سیاسی و صنفی و اجتماعی، بیش از پیش به ابزارهای امنیتی و قضایی متوسل میشود، میتوان نتیجه گرفت که فاصله میان حکومت و جامعه شدت یافته است. اعدام در چنین چارچوبی تنها یک اقدام قضایی نیست، بلکه به ابزار و نمادی از سیاست ارعاب و کنترل جامعه تبدیل میشود.
از سوی دیگر، استمرار اعدامها به عامل تشدید بحران میان حاکمیت و مردم تبدیل شده است. جامعهای که قرار است همواره با سرکوب و مجازاتهای سنگین کنترل شود، فقط و فقط خصلت انفجاری پیدا میکند. به این ترتیب، چرخهای شکل میگیرد که در آن بحران اجتماعی به سرکوب بیشتر و سرکوب بیشتر به شکاف عمیقتر میان مردم و حکومت منجر میشود.
تشدید اختلافات درون حاکمیت، بههمین زمینه برمیگردد و اهمیت پیدا میکند. هرچه بحران میان جامعه و حاکمیت عمیقتر شود، ظرفیت توافق درون حکومت کاهش مییابد و بخشهای مختلف قدرت، یکدیگر را به ناکارآمدی، فساد یا ناتوانی در مدیریت جنگ و مذاکره متهم میکنند. درنتیجه، با فقدان مشروعیت حاکمیت نزد اکثریت مردم، انرژی ساختار نظام صرف رقابتهای درونی و حفظ موقعیت باندی میشود.
مسألهی اساسی این است که با عبور جامعهی ایران از مراحل قیامهای ششگانه ــ خاصه قیام دی ۱۴۰۴ ــ دیگر حاکمیت بههیچوجه نمیتواند شکاف عمیق میان خود و جامعه را حتی با ابزارهای قهرآمیز ترمیم بخشد یا این شکاف را مدیریت کند. بدین سبب است که اختلافات درونی حاکمیت افزایش یافته و شدیدتر هم خواهد شد. توسل به استمرار سرکوب و اعدام، نه نشانهی ثبات، بلکه نشانهی شکنندگیِ ساختار قدرت است.
بنابراین تشدید تخاصمات درون حاکمیت ملایان و استمرار اعدامها را میتوان دو نمود از یک بحران مشترک دانست: بحران اصلیِ رابطهی میان حکومت و مردم. هرچه روند سرکوب و اعدام ادامه پیدا کند، چاشنیِ انفجاری به لحظهی ناگزیری که جامعه مترصد آن است، نزدیکتر میشود. چگونگیِ مدیریت این بحران، اصل و اساس داد و هوارهای عناصر باندهای حکومتی و افشاگریها علیه یکدیگر است.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران
# کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی
