۱۴۰۵ مهر ۳, جمعه

بیانیهٔ چهل و پنجمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران



بیانیهٔ چهل و پنجمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران 

شورای ملی مقاومت ایران -سربرگبیانیهٔ چهل و پنجمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

اکنون که چهل‌وپنج سال از بنیانگذاری شورای ملی مقاومت ایران می‌گذرد و اکنون که سالی پرتلاطم در سپهر سیاسی ایران را پشت سر گذاشته و سال جدید حیات شورا را در میان جنگ و آتش و خون آغاز می‌کنیم، از یاد نمی‌بریم و ارج می‌گذاریم فداکاریها و جانبازیهای زنان و مردان شورشی و دلیری را که در پیکارهای مداوم خود، بر پایه‌های حاکمیت ضربه زدند و بنیادهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران را با شوق دیدار آزادی و چشم‌انداز زندگی انسانی برای تمامی شهروندان، مستقل از جنس، نژاد، ملیت و مذهب آنها، مستحکم کردند.

در آغاز چهل‌و ششمین سال حیات شورا به یاد می‌آوریم نعره‌های ولی‌فقیه به هلاکت رسیده را که وقتی خروش شورشگران قیام دیماه ۱۴۰۴ بالا گرفت، کف بر دهان می‌گفت: «اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند». روز ۲۷دی هم با اعتراف به کشتار «چند هزار نفر» گفت: «فتنه را خاموش» کردیم. همین بسیج سرکوبگرانه که علی خامنه‌ای ۳۷سال با سیاست انقباض به موازات سیاست صدور بنیادگرایی و جنگ‌افروزی برای حفظ ولایتش در پیش گرفت، بعد از مرگش نیز راهبرد اصلی بقایای ولایت درهم‌شکسته اوست. فقیه حقانی، سرکردهٔ پژوهشکدهٔ حکومتی تاریخ معاصر با اذعان به نقش بسیج سرکوبگرانه برای جلوگیری از قیام، می‌گوید: «اگر مردم [بخوانید بسیجیان] از درست روز دهم اسفند به خیابان‌ها نمی‌آمدند شاید اتفاقات ناگواری [بخوانید صاعقهٔ قیام همگانی] در کشور رقم می‌خورد، شاید اساساً آن مقاومت ۴۰‌روزهٔ رزمندگان ما هم شکل نمی‌گرفت» (تلویزیون شبکهٔ خبر، سه‌شنبه ۱۶تیر ۱۴۰۵).

مقایسهٔ سخنان هشت سال پیش علی خامنه‌ای با واقعیت امروز نظام، ترازنامهٔ ضربات بر پیکر نظام را برملا می‌کند. هشت سال پیش، خامنه‌ای در فصلی از بیانیهٔ گام دوم انقلاب [بخوانید ارتجاع] تحت‌عنوان «اقتدار انقلاب اسلامی و تغییر چالشها و شکست مستکبران» نوشت: «ایران مقتدر، امروز هم مانند آغاز انقلاب با چالشهای مستکبران روبه‌رو است... امروز چالش بر سر حضور ایران مقتدر در مرزهای رژیم صهیونیستی و برچیدن بساط نفوذ نامشروع آمریکا از منطقهٔ غرب آسیا و حمایت جمهوری اسلامی از مبارزات مجاهدان فلسطینی در قلب سرزمینهای اشغالی و دفاع از پرچم برافراشتهٔ حزب‌الله و مقاومت در سراسر این منطقه است. اگر آن روز، مشکل غرب جلوگیری از خرید تسلیحات ابتدایی برای ایران بود، امروز مشکل او جلوگیری از انتقال سلاحهای پیشرفته ایرانی به نیروهای مقاومت است. اگر آن روز گمان آمریکا آن بود که با چند ایرانی خودفروخته یا با چند هواپیما و بالگرد خواهد توانست بر نظام اسلامی و ملت ایران فائق آید، امروز برای مقابلهٔ سیاسی و امنیتی با جمهوری اسلامی، خود را محتاج به یک ائتلاف بزرگ از دهها دولت معاند یا مرعوب می‌بیند و البته باز هم در رویارویی، شکست می‌خورد» (خامنه‌ای، ۲۲بهمن ۱۳۹۷).

رویدادهای منطقه به‌ویژه در سوریه و لبنان و عراق در سال گذشته، فرو ریخته شدن برج و باروی اقتدار منطقه‌یی علی خامنه‌ای را به ثبت رسانده است. رژیم ولایت فقیه گرچه با کشتارهای کم‌نظیر و استفاده از جنگ خارجی توانست خروش پرتوان خلق را به‌طور موقت مهار کند، اما ایران‌زمین با زنان و مردان آزادیخواه و شورشی آن هم‌چون صخرهٔ ستبر در مقابل ضحاک زمان مقاومت کرد و شعله‌های خشم آن هرگز خاموش نشد. این برای مقاومت ایران جای بسی شعف است که زیر سهمگین‌ترین ضربات و رذیلانه‌ترین توطئه‌ها حتی برای یک لحظه از تعهد و رسالت تاریخی خود دست برنداشت و مهم‌تر از آن تکثیر شد. برای نمونه در سال گذشته شاهد انتشار «بیانیهٔ جوانان نسل ضد، ضددیکتاتوری و وابستگی، با چراغ راهنمای "نه شاه نه شیخ"» بودیم که بیش از ۱۰۰۰تن از زنان و مردان ایران‌زمین آن را امضا کردند. در آغاز این بیانیه امضاکنندگان خود را این‌گونه معرفی کردند: «ما امضاکنندگان همگی پس از انقلاب ضدسلطنتی به دنیا آمده‌ایم. انقلابی که آخوندها به سرقت بردند و در"لجه خون" انداختند». در پایان این بیانیه آمده است: «حقایقی که در قیامهای پیاپی خلق محبوبمان در یک دههٔ گذشته برای ما به اثبات رسیده به قرار زیر است:

۱ـ شاخص آزادیخواهی و استقلال‌طلبی، به‌رسمیت شناختن مرزبندی ملی ایرانیان با دیکتاتوری و وابستگی است که در اصل "نه شاه، نه شیخ" خلاصه می‌شود.

۲ـ شعار "مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر" به‌درستی راهبند استبداد و استعمار است.

۳ـ تجربهٔ ۱۰۰ساله، نشان می‌دهد که در دشمنی با آزادی و غصب حاکمیت مردم و در سرکوب و غارت سرمایه‌ها و داراییهای ملی، شاه و شیخ دو روی یک سکه هستند.

۴ـ به‌روشنی می‌بینیم که موجودیت و فعالیت بچهٔ شاه و باندهای وابسته عملاً در خدمت رژیم آخوندی است. اگر تفرقه‌اندازی و مزاحمت آنها در قیامهای یک دههٔ گذشته به‌ویژه قیامهای۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ نبود، نتیجه سراپا متفاوت بود.

۵ـ ما از دولت موقت و طرح ۱۰‌ماده‌یی خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک حمایت می‌کنیم. هم‌چون کانون‌های آتشگر شورشی "حاضر، حاضر" می‌گوییم و متعهد می‌شویم از هیچ تلاشی در پشتیبانی از کانونها کوتاهی نکنیم».

شورای ملی مقاومت در آغاز چهل‌و ششمین سال حیات خود، به زنان و مردانی که در اسارتگاههای رژیم مقاومت می‌کنند، به‌ویژه به زندانیانی که در کارزار اعتصاب غذای سه‌شنبه‌های «نه به اعدام» و خطرپذیری و تهاجم به دشمن در کانون اقتدار ضدانسانیش، پرچم ایستادگی را شجاعانه برافراشته نگه داشته‌اند، درود می‌فرستد و با آنان اعلام همبستگی می‌کند. روز پنجشنبه ۲۵تیر ۱۴۰۵ (۱۶ژوئیه ۲۰۲۶) خانم مریم رجوی در جلسه استماع در کمیسیون حقوق‌بشر سنای ایتالیا گفت: «مردم و مقاومت ایران از ایتالیا که از پیشتازان لغو حکم اعدام در جهان است، انتظار دارند که مبتکر اقدامات و تصمیمات مؤثر در اتحادیه اروپا، در برابر کشتار و اعدام در ایران شود. از جمله این اقدامات:

  • مشروط کردن هر گونه روابط دیپلماتیک و تجاری با رژیم به توقف اعدامها.
  • تحت‌تعقیب قرار‌دادن جنایتکاران حاکم بر ایران، توسط دولتها بر اساس اصل صلاحیت قضایی جهانی.
  • ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر ایران به شورای امنیت و این‌که اطمینان حاصل کنید که هر گونه توافق شامل توقف اعدامها باشد و رژیم را مجبور کند تا به هیأتهای حقیقت‌یاب و گزارشگران ویژهٔ سازمان ملل اجازه بازدید از زندانهای ایران و دسترسی نامحدود به زندانیان به‌ویژه زندانیان سیاسی را بدهد».

شورای ملی مقاومت ایران در آغاز چهل‌و ششمین سال حیات خود یاد و خاطرهٔ همهٔ زنان و مردانی را که در بیش از یک قرن گذشته، در راه پیکار پرشکوه برای آزادی، استقلال، دموکراسی و عدالت به‌شهادت رسیدند، به‌خصوص شهیدان دههٔ خونین۶۰ و شهیدان تمام قیامها، جنبشها و اعدامهای زندانیان سیاسی در سراسر کشور و بیش از ۳۰هزار شهید سرفراز قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال۱۳۶۷ را که به خمینی جلاد «نه» گفتند، گرامی می‌دارد و به آنها ادای احترام می‌کند. یاد زنان و مردان و همهٔ پیشتازان فداکاری که به دیکتاتوری سلطنتی و به خلافت ولایت فقیه «نه» گفتند و به دست جلادان شاه و شیخ به‌شهادت رسیدند، ماندگار است. ما نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.

«شورا» به همهٔ مبارزان انقلابی که در چهارگوشهٔ کشور پرچم مبارزه برای سرنگونی استبداد دینی و تحقق استقلال و آزادی و نفی هر گونه تبعیض جنسی، ملی و اعتقاد یا عدم اعتقاد مذهبی را با قبول همهٔ مخاطرات آن، برافراشته نگه‌می‌دارند، درود می‌فرستد. درود می‌فرستیم به مجاهدان خلق و شورشگران سرفرازی که با ایستادگی خود، مهر انقلاب دموکراتیک را بر رویدادهای بزرگ یک سال گذشته حک کردند و با جان خود عمق و وسعت مبارزه برای رهایی از ستم، تبعیض و استثمار را نشان دادند.

بامداد دوشنبه ۱۰فروردین ۱۴۰۵ مجاهدان قهرمان محمد تقوی و اکبر دانشور کار در زندان قزل‌حصار سربه‌دار شدند و به کهکشان شهیدان پیوستند. مجاهد شهید محمد تقوی، ۵۹ ساله، از زندانیان سیاسی دهه۶۰ و ۷۰، در سال ۱۳۹۹ نیز به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین دستگیر و به ۳سال زندان محکوم شد. او چندی پس از آزادی، مجدداً در اسفند ۱۴۰۲ دستگیر گردید. وی جمعاً ۸ سال را در زندانهای رژیم آخوندی به سر برده است. مجاهد شهید اکبر دانشور کار ۶۰ ساله، مهندس عمران در دیماه ۱۴۰۲ به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران «با هدف سرنگونی نظام و برهم زدن امنیت کشور» دستگیر شد.

بامداد سه‌شنبه ۱۱فروردین، مجاهدان قهرمان بابک علیپور و پویا قبادی در زندان قزل‌حصار سربه‌دار شدند و به یاران سرفرازشان محمد تقوی و اکبر دانشور کار پیوستند. بابک ۳۴ساله، حقوقدان، از فرزندان مردم آمل در دی ۱۴۰۲ برای دومین بار دستگیر شد. او در آبان ۱۳۹۷ به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین در رشت دستگیر شد و ۴ سال در زندان بود. پویا ۳۳ساله، مهندس برق و از فرزندان مردم سنقر، در اسفند۱۴۰۲ دستگیر شد. او هم قبلاً دو بار در سالهای‌۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ دستگیر شده بود.

بامداد شنبه۱۵ فروردین مجاهدان قهرمان وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر به دست دژخیمان رژیم آخوندها در زندان قزلحصار سر بدار شدند و به دیگر فدیه‌های راه آزادی در روزهای اخیر، یارانشان محمد تقوی، اکبر دانشورکار، بابک علیپور و پویا قبادی پیوستند. وحید ۳۳ ساله، از فرزندان دلیر مردم سنقر، مهندس برق و فوق‌لیسانس مدیریت از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان نخبه، در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او از سال ۹۶ چند بار دستگیر شده و جمعاً شش سال زندانی بود.

ابوالحسن منتظر ۶۷ ساله، اهل تهران، مهندس معماری از زندانیان سیاسی زمان شاه و زندانیان دهه۶۰ بود. او در سال‌های ۹۶، ۹۷ و ۹۹ و آخرین بار در۳۰ آذر ۱۴۰۲ دستگیر شد و جمعاً بیش از ۱۱سال را در زندانهای رژیم آخوندی به‌سر برد.

وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر، به همراه بابک علیپور، پویا قبادی، محمد تقوی و اکبر دانشورکار، در آذر۱۴۰۳ پس از ماهها بازجویی و شکنجه، توسط قاضی جنایتکار ایمان افشاری، رئیس شعبه ۲۶بیدادگاه ضد انقلاب تهران، به اعدام محکوم شده بودند.

مجاهد خلق عباسعلی رمضانی، زندانی سیاسی دههٔ ۶۰ در جریان قیام در مشهد با شلیک مستقیم پاسداران خامنه‌ای در بلوار وکیل‌آباد، به‌شهادت رسید. عباسعلی رمضانی، ۷۴ساله در سال‌های۶۸ و ۷۶ و در دهه۹۰ و ۱۴۰۱ نیز به اتهام ارتباط و عضویت در مجاهدین بارها دستگیر و زندانی شده بود. در کلیپی که از این مجاهد شهید باقی مانده او در خیابانی در مشهد با صدای بلند عهد می‌بندد که «برای قیام و سرنگونی، حاضر، حاضر، حاضر». هم‌چنین در کلیپ مرداد۱۴۰۰ از قیام تشنگان خوزستان اعلام حمایت می‌کند و خروش «مرگ بر ستمگر، نه شاه میخوایم نه رهبر» سر می‌دهد.

محمد بهرامی ۱۸ساله، هوادار مجاهدین در آزادشهر گلستان در درگیری با مزدوران در جریان قیام در ۱۷دی با شلیک تیر خلاص به‌شهادت رسید. او قبل از آن با قمه و چاقو به‌شدت مجروح شده بود.

مجاهد خلق نعیم عبداللهی ۳۴ ساله، فرزند دلاور کرمانشاه دکترای حقوق و علوم سیاسی و استادیار در دانشگاه تهران، با تیر مستقیم دشمن در نازی‌آباد تهران در ۱۸دی۱۴۰۴ به‌شهادت رسید. قهرمان مجاهد خلق نعیم عبداللهی، فرماندهی یک یکان از کانون شورشی را در قیام۱۴۰۴ برعهده داشت. آنها در نقاط مختلف تهران مأموریت رویارویی با وحوش خامنه‌ای و نیروهای ضدشورش را به عهده داشتند. نعیم و نیروهای تحت‌فرماندهی او با رزم شجاعانه و تهاجم حداکثر موفق شدند ضربات جدی به مزدوران و مراکز سرکوب بزنند. نعیم در قیامهای دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ و در قیام ۱۴۰۱ به‌عنوان یک شورشگر و فرمانده دلیر، مأموریتهای زیادی انجام داد. او در قیام دیماه ۹۶ به‌طور تصادفی دستگیر شد و ۴ماه در اوین در اسارت و تحت‌فشار بود اما هیچ اطلاعاتی به دشمن نداد. نعیم بعد از قیام ۱۴۰۱ به‌دلیل نقشی که در سازماندهی دانشجویان در دانشگاههای مختلف در تهران داشت، از دانشگاه اخراج شد اما هم‌چنان به رزم و تلاش خود در کانون‌های شورشی ادامه داد.

مجاهد شهید نعیم عبداللهی در سوگند مجاهدی خود نوشته است: «نسل ما در زمانه‌یی مبارزه را آغاز کرد که در همه جا هزار بلا و ابتلا بود، ولی به یمن فداکاری مجاهدین راه جهاد برای ما هموار شد. در کثافت بی‌هزینگی یک اسم و یک رسم ایستاده می‌جنگد. می‌توفد، به پیش می‌رود و نام ایران را در بلندای البرز آواز می‌دهد. در این روزهای سیاه بعد از به خاک افتادن ۱۵۰۰شهید آبان، بعد از قتل‌عام مردم در کرونا می‌خواهم یک بار دیگر برای ادامه این راه سوگند یاد کنم. نمی‌دانم چه مشیتی است من نعیم در این مرحله از زندگی به سازمان مجاهدین رسیده‌ام؛ سازمانی که نام کاک مسعود و خواهر مریم کابوس شبانه خامنه‌ای سفاک است و من چقدر خوشبخت و سعادتمندم که می‌توانم قطره‌یی از دریای این فداکاری باشم. جان، ناچیزترین دارایی من است. در زندگی انسان هیچ تضمینی برای بقای ابدی نیست ولی چقدر مرگ لذت‌بخش است وقتی با آرمان آزادی پیوند می‌خورد. در امتداد ۱۰۰هزار شهید راه آزادی، در امتداد ۳۰هزار قتل‌عام شده در سرخ‌ترین تابستان، من هم به‌عنوان یک فدایی ناچیز مجاهدین سوگند می‌خورم به این راه و آرمان وفادار باشم».

شورا با درود به این مجاهدان سرموضع که در واقع اعضای همین شورا هستند و با ستایش از حماسه‌آفرینی همهٔ جوانان مجاهد و شورشگر در میدانهای رزم و در دل زندانها تأکید می‌کند که تجربهٔ مقاومت ایران در شرایط پرتلاطم و سرشار از شگفتی که سپهر سیاسی ایران را در یک سال اخیر فرا گرفت نویدبخش آینده‌یی است که با پیکار پرشکوه زنان و مردان آزادیخواه ساخته خواهد شد. نسل شورش و انقلاب که نمودی از آن روز ۳۰خرداد امسال در پاریس به صحنه آمد از پشتوانه‌های این آینده درخشان است (گزارش اجلاس شورا، ۵ و ۶ تیر ۱۴۰۵).


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7