۱۴۰۵ شهریور ۲۳, دوشنبه

کتاب روایتی نو از کودتای ۲۸ مرداد از مصدق تا شعبان بی‌ مخ – روایت سقوط دولت ملی و بازگشت شاه



                 کتاب روایتی نو از کودتای ۲۸ مرداد از مصدق تا شعبان بی‌ مخ – روایت سقوط دولت ملی و بازگشت شاه


لینک منبع کتاب خروش جنگل 

پیشگفتار

دو تصویر، یک سیاست

در یک سوی تصویر، شعبان جعفری و گروهی از چماق‌داران حامی سلطنت دیده می‌شوند؛ مردانی که در فضای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، عکس شاه را بر دست گرفته‌اند و خیابان را با فریاد، تهدید و خشونت به تصرف درمی‌آورند. در سوی دیگر، آخوندی با لباس نظامی و باتومی در دست ایستاده و پشت سر او مأموران ضدشورش صف کشیده‌اند.

میان این دو تصویر بیش از هفت دهه فاصله است. حکومت‌ها، لباس‌ها، شعارها و ابزارها تغییر کرده‌اند؛ اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست:

آیا چماق‌دار سلطنتی سال ۱۳۳۲ و آخوند‌ـ‌پاسدار باتوم‌به‌دست امروز، دو پدیدهٔ جداگانه‌اند یا دو صورت تاریخی از یک سیاست مشترک؟

شعبان جعفری و چماق‌داران ۲۸ مرداد خود به‌تنهایی حکومت دکتر محمد مصدق را سرنگون نکردند. پشت سر آنان شبکه‌ای از دربار، افسران ارتش، مأموران شهربانی، عوامل اطلاعاتی، سیاستمداران وابسته، روحانیان همسو با کودتا، رسانه‌های اجیرشده و دستگاه‌های جاسوسی بریتانیا و آمریکا قرار داشت. اوباش، نمای خیابانی عملیاتی بودند که طراحی، پول، تبلیغات، حمل‌ونقل، اسلحه و پشتیبانی نظامی خود را از مراکز قدرت دریافت می‌کرد.

همین واقعیت دربارهٔ نیروهای لباس‌شخصی، بسیجیان، پاسداران و آخوندهای باتوم‌به‌دست حکومت ولایت فقیه نیز صدق می‌کند. آنان نیز جمعیتی خودجوش نیستند که ناگهان برای دفاع از عقیده‌ای مذهبی به خیابان آمده باشند. پشت سرشان فرماندهی، بودجه، رسانه، دستگاه امنیتی، بازداشتگاه، دادگاه و ماشین تبلیغات رسمی قرار دارد.

در هر دو دوره، خیابان فقط محل رفت‌وآمد مردم نیست؛ صحنهٔ تعیین تکلیف میان حاکمیت ملت و قدرت غیرمنتخب است. هرگاه مردم برای آزادی، استقلال، عدالت و حق انتخاب به میدان آمده‌اند، قدرت حاکم کوشیده است خیابان را با نیروی سازمان‌یافته از آنان پس بگیرد.

در ۲۸ مرداد، چماق‌داران با کامیون‌های ارتش و شهربانی جابه‌جا شدند، روزنامه‌ها و دفاتر احزاب را مورد حمله قرار دادند، رادیو را اشغال کردند و راه را برای ورود تانک‌ها به خانهٔ نخست‌وزیر قانونی کشور گشودند. پس از استقرار ولایت فقیه نیز چماق‌داران موسوم به حزب‌الله، کمیته‌ها، سپاه، بسیج، لباس‌شخصی‌ها و یگان‌های ویژه همین وظیفه را با ابزارهای تازه ادامه دادند: حمله به گردهمایی‌ها، تخریب دفاتر سیاسی، ضرب‌وشتم زنان و دانشجویان، سرکوب تظاهرات، تیراندازی به معترضان، بازداشت، شکنجه و تحویل بازداشت‌شدگان به دادگاه‌های سرکوب.

این کتابچه نمی‌خواهد نقش بریتانیا و آمریکا را در کودتای ۲۸ مرداد کوچک یا انکار کند. اسناد منتشرشده، دخالت سازمان‌یافتهٔ ام‌آی۶ و سیا در طراحی و اجرای عملیات سرنگونی دولت مصدق را اثبات می‌کنند. اما طراحی خارجی بدون شبکهٔ داخلی نمی‌توانست در خیابان‌های تهران به پیروزی برسد.

پرسش این کتابچه آن است که آن شبکهٔ داخلی از چه نیروهایی تشکیل شده بود؟ دربار، ارتش، روحانیت، رسانه و اوباش چگونه در یک نقطه به هم رسیدند؟ چرا رسانه‌ای حکومتی مانند مشرق، پس از شرح بیش از ۵۵۰۰ کلمه دربارهٔ سیا، ارتش، بهبهانی، رشیدیان‌ها، تانک‌ها و چماق‌داران، حتی یک بار نام ابوالقاسم کاشانی را نمی‌نویسد؟ چرا پرتال رسمی خمینی برای اثبات احترام او به مصدق، به عبارت‌هایی مانند «شاید»، «طبیعی است» و «می‌توان تصور کرد» پناه می‌برد، درحالی‌که سخنان صریح خود خمینی علیه مصدق در فیلم و صحیفهٔ رسمی او باقی مانده است؟

خمینی گفته بود:

«او هم مسلم نبود… سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد؛ و اگر مانده بود، سیلی بر اسلام می‌زد.»

اگر منظور خمینی از «سیلی» سقوط دولت مصدق در ۲۸ مرداد بود، آن سیلی را چه کسانی زدند؟ سیا، ام‌آی۶، شاه، زاهدی، افسران کودتاچی، چماق‌داران و روحانیان مخالف مصدق. چگونه می‌توان کودتایی را که با دلار، دروغ، چماق و تانک انجام شد، «سیلی اسلام» نامید؟

این کتابچه از بررسی یک روز در تاریخ آغاز می‌شود، اما در سال ۱۳۳۲ متوقف نمی‌ماند. مسیر خود را از چماق‌داران سلطنتی تا لباس‌شخصی‌ها و پاسداران حکومت ولایت فقیه دنبال می‌کند؛ نه برای آن‌که تفاوت‌های دو رژیم را نادیده بگیرد، بلکه برای شناخت اشتراک بنیادی آنها در انکار حاکمیت مردم.

مسئله فقط شعبان جعفری یا یک آخوند باتوم‌به‌دست نیست. مسئله، دستگاهی است که شعبان‌ها و باتوم‌داران را تولید، سازمان‌دهی و به خیابان اعزام می‌کند. اگر تمام مسئولیت کودتا را به چند لات و چاقوکش محدود کنیم، طراحان، تأمین‌کنندگان مالی، فرماندهان و بهره‌برداران سیاسی آن را از مسئولیت معاف کرده‌ایم.

چماق‌دار، بدون دستگاه قدرت، یک فرد خشونت‌طلب است؛ اما هنگامی که پول، رسانه، حمل‌ونقل، پلیس، ارتش و مصونیت قضایی در اختیارش قرار می‌گیرد، به بازوی خیابانی استبداد تبدیل می‌شود.

از همین‌رو، این کتابچه فقط دربارهٔ گذشته نیست. ۲۸ مرداد هنوز مسئلهٔ امروز ایران است، زیرا همان پرسش بنیادین همچنان بی‌پاسخ مانده است


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran