توافقنامه اسلامآباد؛ حسرت به دلی جدید باندهای قدرت! - چرا برخی کارگزاران رژیم از آن بعنوان یک برگ برنده صحبت میکنند وعامل اختلاف جناحهای رژیم است
چرا کسی مسئولیت نقض توافقنامه اسلام آباد را نمیپذیرد؟
توافقنامه اسلامآباد که بعد از مذاکرات فشرده بین رژیم ایران و آمریکا در ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ امضا شده بود با شلیک سپاه پاسداران به کشتیها در تنگه هرمز از هم پاشید. اکنون در تعادل قوای جدید همین توافقنامه به موضوع اختلاف باندهای حاکم تبدیل شده است.
روزنامه هممیهن در مطلبی با عنوان «فروپاشی تفاهمنامه اسلامآباد را مدیون کدام نهاد هستیم؟» پرسشی را مطرح کرده که فراتر از یک انتقاد مطبوعاتی، پرده از بحران تصمیمگیری در ساختار قدرت برمیدارد: «چه نهادی به آن رزمنده دستور داد تا کشتیها را بزند؟» این روزنامه همچنین میپرسد: «آیا آن رزمنده، تفاهمنامه اسلامآباد را جلوی خودش گذاشت و طبق دستور متن این تفاهمنامه عمل کرد یا به او دستور داده شد؟»
اهمیت این پرسشها در آن است که هممیهن، به نقل از گزارشهایی که به دستش رسیده، مینویسد نه شورای عالی امنیت ملی و نه قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا از این اقدام اطلاع نداشتهاند. اگر این روایت درست باشد، موضوع تنها تخلف احتمالی از یک توافق نیست؛ مسئله، آشفتگی در زنجیره فرماندهی و ناتوانی ساختار حاکم در کنترل اقداماتی است که میتواند هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کند.
این درحالی است که سپاه پاسداران چند روز پیش بیانیهای صادر کرد و مدعی شد که شلیک به کشتیها در تنگه هرمز با دستور مقامات بالا صورت گرفته است.
توافقی که به میدان جنگ باندها تبدیل شد
هممیهن در نقد دفاع سیداحمد خاتمی از حمله به کشتیها، این پرسش را مطرح میکند: «آیا این سایه جنگ که الان روی سر کشور سیاهی سنگینی میکند همان امنیتی نیست که اقدام این رزمنده به بار آورده است؟» این پرسش، تناقض اصلی تبلیغات حکومتی را برجسته میکند: اقدامی که با عنوان تأمین امنیت توجیه میشود، ممکن است به تشدید خطر جنگ و گسترش فشارهای اقتصادی منجر شود.
روزنامه همچنین یادآوری میکند که خبر شلیک به سه کشتی ابتدا از سوی آمریکا منتشر شد و برخی منابع رسمی ایرانی در نخستین واکنشها از آن ابراز بیاطلاعی کردند. هممیهن این موضوع را قرینهای بر بیاطلاعی یا نبود رضایت نهادهای مسئول میداند. این روایت، در صورت تأیید مستقل، میتواند نشانهای مهم از اختلاف در سطوح تصمیمگیری رژیم باشد.
عقبنشینی در موازنه قوا و تشدید جنگ گرگها
تحولات ماههای اخیر، از جنگ و فشارهای خارجی تا مذاکرات و تفاهمنامه اسلامآباد، رژیم را در موقعیتی قرار داده که هر تصمیم میتواند موازنه شکننده میان باندهای قدرت را برهم بزند. برای باند مغلوب حکومت، توافق و کاهش تنش فرصتی برای کاستن از فشارها و جلوگیری از تشدید بحران اقتصادی است؛ در مقابل، نیروهایی که بقای خود را در تداوم فضای نظامی و امنیتی میبینند، ممکن است چنین توافقی را محدودکننده میدان عمل خود تلقی کنند.
در این چارچوب، نقض توافق و حمله به کشتیها را نمیتوان بدون بررسی شواهد، مستقیماً به تصمیم یک باند مشخص نسبت داد؛ اما مناقشه بر سر مسئولیت آن، بهروشنی نشان میدهد که توافق اسلامآباد به عرصه تازهای برای تسویهحسابهای درونی تبدیل شده است. هر جناح میکوشد هزینه شکست یا عقبنشینی را به گردن دیگری بیندازد و خود را مدافع واقعی امنیت و منافع کشور معرفی کند.
توافق اسلامآباد اکنون نهفقط موضوعی در سیاست خارجی، بلکه به معیاری برای سنجش انسجام و توان تصمیمگیری رژیم تبدیل شده است. اگر نهادهای مختلف درباره مسئولیت یک حمله و پیامدهای آن روایتهای متفاوتی داشته باشند، ادعای وجود فرماندهی منسجم با پرسشهای جدی روبهرو خواهد شد.
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B
