۱۰اکتبر؛ روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام و چالش مرگبار ولایت فقیه ۱۸ مهر, ۱۴۰۵
ده اکتبر، روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، یادآور یکی از مهمترین چالشهای حقوق بشری در جهان معاصر است؛ مجازاتی که بخش بزرگی از جهان آن را کنار گذاشته، اما در ایران همچنان بهعنوان ابزار بقای یک نظام سرکوبگر به کار گرفته میشود. در حالی به این روز جهانی نزدیک میشویم که ایران با جهشی بیسابقه در شمار اعدامها، نگاه جامعه جهانی را به فاجعه حقوق بشر در سایه دیکتاتوری ولایت فقیه جلب کرده است.
وضعیت اعدامها در ایران
بر اساس گزارش سازمان عفو بینالملل، تا پایان سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۴۵ کشور در جهان مجازات اعدام را لغو کردهاند یا عملاً آن را اجرا نمیکنند. اما در همان سال، جمهوری اسلامی به تنهایی بیش از ۶۰ درصد کل اعدامهای ثبتشده در جهان را انجام داده است. در حالی که روند جهانی به سوی لغو و توقف اعدام پیش میرود، رژیم ایران مسیر معکوس را در پیش گرفته است؛ مسیر مرگ، ترس و بقای استبداد.
اما رژیم در یک سال گذشته بالاترین شمار اعدامهای سیاسی بعد از سال ۱۳۶۷ را در پرونده خود ثبت کرد.
شمار اعدامهای ثبتشده در سال ۱۴۰۴ ایرانی (۲۰ مارس ۲۰۲۵ تا ۱۹ مارس ۲۰۲۶) به ۲۶۵۷ رسید. ۱۷۳۰ مورد، یعنی دوسوم اعدامها، به ۵ ماه مهر تا بهمن، یعنی ماههای قبل و بعد از قیام دیماه تعلق دارد. شمار اعدامها در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۳۰ درصد بیشتر از سال ۱۴۰۳ (۱۱۵۹ اعدام)، ۲۲۶ درصد بیشتر از سال ۱۴۰۲ (۸۱۵ اعدام) و ۲۸۰ درصد بیشتر از ۱۴۰۱ (۶۹۹ اعدام) است.
دستکم ۶۰ زن و شش نفر که در زمان وقوع جرم انتسابی کودک محسوب میشدند، در میان اعدامشدگان سال ۱۴۰۴ قرار داشتند. این آمارها، به دلیل پنهانکاری نظاممند حکومت و اعلامنشدن بسیاری از اعدامها، باید حداقلی تلقی شود. شمار واقعی اعدامها بسیار بیشتر است.
نگرانکنندهتر از افزایش کلی اعدامها، گسترش اعدامهای دارای ماهیت سیاسی و اعدام افراد مرتبط با اعتراضات است. این اعدامها در بحبوحه جنگ خارجی اوج گرفت و تنها از ۱۹ مارس ۲۰۲۶ تا امروز دستکم ۴۶ زندانی سیاسی شامل ۹ عضو سازمان مجاهدین خلق ایران و ۳۷ تن از بازداشتشدگان قیام و اعتراضات اجتماعی اعدام شدهاند.
در … مرداد ۱۴۰۵ کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرد از ۱۹ مارس ۲۷ نفر در پروندههای مرتبط با اعتراضات آغاز سال اعدام شدند. بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز با اتهامهای مشابه در معرض خطر اعدام بودند. او همچنین به اخذ اعترافات زیر شکنجه، اجرای اعدام تنها چند هفته پس از دستگیری و محکومیت ۱۲ متهم در یک محاکمه غیرعلنی سهساعته اشاره کرد.
بعد از قتلعام ۱۳۶۷ این نخستین بار است که در یک دوره ۶ماهه ۴۶ زندانی سیاسی اعدام شدهاند. این امر نشانه بازگشت حکومت آخوندها به الگوی اعدامهای سیاسی گسترده دهه ۱۳۶۰ است.
چرا رژیم به اعدام متوسل میشود؟
اعدام در ایران سالهاست که از یک مجازات قضایی خارج و به یک سلاح سیاسی بدل شده است. رژیم هرگاه موجودیت خود را در خطر میبیند، به اعدام پناه میبرد. تاریخ جمهوری اسلامی آکنده از چنین لحظاتی است: از قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ پس از پایان جنگ با عراق تا موج اعدامهای گسترده پس از خیزشهای مردمی در دهه اخیر.
در شرایط کنونی نیز افزایش اعدامها را باید در بحرانهای درونی رژیم جستجو کرد. گذشته از بحران بقایی که رژیم از آغاز عمرش با آن مواجه بود امروز رژیم در کمرکش یک جنگ خانمانسوز در حال دست و پاز زدن است. سر خود را از دست داده است و به صورت مصنوعی تلاش دارد با اعدام و کشتار خود را زنده نگاه دارد.
– این رژیم که جنگ اصلی خود را با مردم و قیام و مقاومت میبیند، در کوران جنگ به اعدام اعضای سازمان مجاهدین روی آورد. محمد تقوی، ۵۹ ساله، از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ و ۷۰ و اکبر دانشورکار ۶۰ ساله، مهندس عمران در ۱۰ فروردین و بابک علیپور حقوقدان ۳۴ ساله و پویا قبادی مهندس برق ۳۴ ساله در ۱۱ فروردین و وحید بنیعامریان مهندس برق ۳۳ ساله و ابوالحسن منتظر ۶۷ ساله مهندس معماری و از زندانیان سیاسی شاه در ۱۵ فروردین در زندان قزلحصار، حامد ولیدی مهندس عمران ۴۵ ساله و محمد (نیما) معصومشاهی کارگر فنی در ۳۱ فروردین و مهدی خانکی ۲۶ ساله در ۳۱ تیر از دیگر اعضای مجاهدین در زندان کرج اعدام شدند.
اکنون هزاران زندانی در ایران زیر حکم اعدام یا در معرض اجرای چنین حکمی قرار دارند. عفو بینالملل در ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد: «هزاران ایرانی با اعدام روبهرو هستند». اسناد دیگری از وجود دستکم هفت هزار زندانی زیر حکم اعدام در سراسر کشور خبر میدهد، اگرچه به علت عدم شفافیت حکومت، رقم دقیق روشن نیست.
دوبار اعتصاب غذای ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در زندان قزلحصار کرج، نمودی از کثرت محکومان به اعدام است. اعتصاب غذای اول از ۲۱ تا ۲۷ مهر ۱۴۰۴ و اعتصاب دوم از ۲۱ تیر ۱۴۰۵ شروع و ۱۶ روز ادامه یافت.
اعدام؛ سلاح بقای دیکتاتوری
دستگاه سرکوب حاکم سالهاست که اعدام را به ستون بقای نظام تبدیل کردهاند. برای دیکتاتور تهران، مرگ دیگران بهای کوچکی برای حفظ قدرت است. تاریخ رژیم ایران از اعدامهای خیابانی دهه ۶۰ تا قتلعام ۶۷، از جنایات خلخالی تا لاجوردی، پر از خون بیگناهان است.
این رژیم ۷۲ بار از سوی ارگانهای ملل متحد و نهادهای حقوق بشری محکوم شده است، اما برای ولیفقیه، بدنامی بینالمللی هرگز اهمیتی نداشته است. او نیک میداند که اگر لحظهای ترس را از دل جامعه بزداید، پایههای حکومتش فرو میریزد.
از این رو، در برابر بحران مشروعیت، فقر گسترده، اعتراضات کارگری و خیزشهای مردمی، تنها پاسخ رژیم، افزایش اعدامهاست. طناب دار برای خامنهای همان کارکردی را دارد که گلوله برای دیکتاتورهای در حال سقوط دارد؛ آخرین حربه پیش از نابودی.
مقاومت زندان و شکست سیاست مرگ
اما آیا اعدام توانسته است مقاومت را در زندان و جامعه در هم بشکند؟ پاسخ، قاطعانه منفی است.
از دل سیاهترین سلولهای رژیم، فریاد «نه به اعدام» برخاسته است. کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که از یک بند در زندان قزلحصار آغاز شد، اکنون در ۱۴۱مین هفته خود به ۶۶زندان در سراسر کشور گسترش یافته است. این حرکت یکی از طولانیترین و شکوهمندترین اشکال مقاومت جمعی در تاریخ زندانهای ایران است.
نامهها، پیامها و بیانیههای زندانیان سیاسی – زن و مرد – هر روز نشان میدهد که سیاست ارعاب رژیم درهم شکسته است. زندانیان با جسارت علیه صدور یا اجرای حکم اعدام همبندیهایشان شعار میدهند و با ایستادگی، طناب دار را به نماد مقاومت بدل کردهاند.
نمونه بارز این پایداری، زندانیان سیاسی مجاهد بهروز احسانی و مهدی حسنیاند که در پنجم مرداد اعدام شدند. شکنجهگران تمام تلاش خود را کردند تا از آنان حتی یک جمله در نفی آرمانشان بگیرند، اما آن دو سربدار اعلام کردند: «ما بر سر جانمان با کسی چانه نمیزنیم.» این جمله نهتنها در سلولهای قزلحصار، بلکه در حافظه تاریخی مقاومت ایران ماندگار شد.
اعدامی که رژیم را نجات نمیدهد
رژیم ولایت فقیه در تنگنای تاریخی خود به سیاست مرگ چنگ زده است، اما تاریخ نشان داده است که طناب دار نه ضامن بقا بلکه نشانه سقوط است. جامعه ایران دیگر همان جامعهی دهه ۶۰ نیست. امروز هر اعدام، جرقهای بر خشم انباشته مردم است.
از دانشگاه تا زندان، از کارگاه تا خیابان، از کردستان تا سیستان و اهواز، فریاد علیه اعدام به فریاد علیه کل نظام ولایت فقیه تبدیل شده است. رژیمی که برای بقا به مرگ نیاز دارد، محکوم به نابودی است.
روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، فرصتی است تا فریاد مردم ایران، صدای زندانیان سیاسی و خانوادههای قربانیان، در کنار وجدان جهانی طنیناندازد. جهان باید بداند که در ایران، اعدام نه قانون، که ابزار ترور دولتی است.
و همانگونه که خون شهیدان آزادی هرگز خاموش نشد، طناب دار هم نمیتواند سرنوشت مردم ایران را تعیین کند. پایان اعدام در ایران، همزمان با پایان دیکتاتوری ولایت فقیه رقم خواهد خورد.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7
