کنفرانس بهمناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی علیه اعدام - پتره رومن، جودی اسکرو، کارلو چیچولی، اینگرید بتانکور و دیوید جونز
نه به اعدام در ایران: ضرورت حسابرسی از سردمداران رژیم . ارجاع پرونده جنایات رژیم به شورای امنیت سازمان ملل. کنفرانس بهمناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی علیه اعدام . با حضور شخصیتهای برجستهٔ سیاسی و حقوقدانان
سخنرانیهای شخصیتها
پتره رومن اولین نخستوزیر رومانی بعد از سقوط چائوشسکو ۱۹۸۹-۱۹۹۱
جودی اسگرو – وزیر مهاجرت کانادا ۲۰۰۳-۲۰۰۵، رئیس کمیتهٴ تجارت بینالمللی پارلمان
کارلو چیچولی - نمایندهٔ پارلمان اروپا از ایتالیا
اینگرید بتانکور - کاندیدای پیشین ریاستجمهوری کلمبیا
دیوید جونز – وزیر برگزیت در دولت انگلستان ۲۰۱۶-۲۰۱۷، وزیر ولز ۲۰۱۲-۲۰۱۴
پتره رومن اولین نخستوزیر رومانی بعد از سقوط چائوشسکو ۱۹۸۹-۱۹۹۱
- ما باید ظرفیت خود را برای سخنگفتن در حمایت از اپوزیسیون ایران و بهنفع شورای ملی مقاومت و برنامههای آن افزایش بدهیم.
- راهحل واقعی این است که تمام تمرکز، باور و احساس و همبستگی خود را معطوف به مبارزان در ایران کنیم
عصر بهخیر، خانمها و آقایان.
وضعیت کنونی در ایران و در منطقه به سطح بسیار بالاتری از پیچیدگی رسیده است. در نتیجه تمام این تحولات، رژیم ایران دست به چنان سبعیت و بیرحمی زده است که در عصر مدرن هرگز شاهد آن نبودهایم. بیتردید، احکام اعدام، بازداشتها، خشونت و شکنجه مواردی هستند که ماهیت واقعی این رژیم را کاملاً برملا میسازند. در رسانههای بینالمللی تمرکز چندانی بر شجاعت فوقالعاده و تزلزلناپذیر مردم ایران و مخالفان وجود ندارد. ما بهواقع باید ظرفیت خود را برای سخنگفتن در حمایت از اپوزیسیون ایران و بهنفع شورای ملی مقاومت و برنامههای آن افزایش بدهیم؛ زیرا از منظر اطلاعرسانی و جریان ارتباطاتی که در جهان در گردش است، بهنظر میرسد از آنچه باید باشیم عقبتر هستیم. بهنظر میرسد اعتماد به توانمندی مردم ایران و مبارزان ایرانی برای شکستدادن رژیم، از دیدگاه غرب یا بهتر بگویم، کشورهای دموکراتیک و مردم آزادیخواه، در جایگاهی که باید باشد قرار ندارد.
من وضعیت و شرایط مشابهی را در کشور خودم، در دسامبر ۱۹۸۹ در رومانی، بهروشنی به یاد دارم. غرب، با وجود اینکه بسیار واضح و آشکار میدانست چائوشسکو دیکتاتوری بیرحم است و مردم رومانی را سرکوب میکند و این رویدادها در اروپا رخ میداد؛ با وجود این آگاهی، تحلیل معقول و روشنی درباره چگونگی تغییر این رژیم نداشت. احساس من نسبت به آنچه اکنون در ایران میگذرد بسیار قوی است؛ چرا که من خود آن دوران را تجربه کردهام و بهعنوان نخستین نخستوزیرِ آزادی و دموکراسی بر سر کار آمدم. گمان نکنید آنچه در پی دستیابی به آن هستیم، یعنی نبود سلاح هستهیی در ایران، پایان سبعیت و قساوت و رهایی از فشارهای موجود در تنگه هرمز و مواردی از این دست، با راهحلهای ساده حاصل میشود؛ راهحل واقعی این است که تمام تمرکز، تمام باور و تمام احساس و همبستگی خود را معطوف به مبارزان در ایران کنیم. راهحل واقعی همین است. بیایید با باوری عمیقتر و تلاشی مضاعف، تمرکز بسیار بیشتری بر اپوزیسیون ایران داشته باشیم. سپاسگزارم. از همه شما متشکرم.
جودی اسگرو – وزیر مهاجرت کانادا ۲۰۰۳-۲۰۰۵، رئیس کمیتهٴ تجارت بینالمللی پارلمان
- آینده ایران باید تنها و تنها توسط خود مردم ایران رقم بخورد نه هیچکس دیگر بهدور از هر گونه اجبار و با برخورداری از فرصت مشارکت کامل در حیات سیاسی کشورشان.
متشکرم بسیار خرسندم که امروز این فرصت را یافتم تا در این گفتگوی مهم به شما بپیوندم و میخواهم سخنانم را با گفتن این نکته به همه همکاران حاضر و همه دوستانی که خواهان بازگشت آزادی و دموکراسی به ایران و مردم ایران هستند، آغاز کنم.
من مسلماً از تمامی درخواستها به سازمان ملل حمایت میکنم و خرسندم که برای ایفای نقشی پررنگتر از سوی آنها در تأیید تمام توصیههایی که ارائه کردهاید، تلاش و حمایت کنم.
اما این امر صرفاً به سازمان ملل محدود نمیشود، بلکه معتقدم همه ما، چه در داخل دولت و چه خارج از آن، باید برای حمایت از این توصیهها و اجرای آنها تلاش و پافشاری کنیم. سالیان متمادی است که مردم ایران با محدودیتهایی در زمینه آزادیهای بنیادینی روبهرو بودهاند که همه ما از آنها بهرهمندیم. ناامنی و بیثباتی اقتصادی روزبهروز وخیمتر میشود و سرکوب سیاسی همچنان ادامه دارد. با این حال، در بحبوحه این دشواریها، همه شما، همه ایرانیان چه در شورای ملی مقاومت و چه در نقاط دیگر، همچنان پایداری شگفتانگیز، شجاعتی که تا بهحال نظیرش را ندیدهام و عزم راسخ خود را در پیگیری جامعهیی عادلانهتر و مبتنی بر نمایندگی واقعی مردم نشان میدهید. نگرانیهای مطرحشده از سوی بسیاری از مدافعان حقوقبشر، سازمانهای جامعه مدنی و اعضای جامعه ایرانیان خارج از کشور دیگر نباید نادیده گرفته شود.
گزارشهای مربوط به بازداشتهای خودسرانه، محدودیتهای آزادی بیان و تجمعات، و اعمال مجازاتهای سنگین علیه مخالفان سیاسی، توجه و نگرانیهای بینالمللی را به خود جلب کرده است، اما مسلماً این میزان کافی نیست. سازمانهای حقوقبشری گزارش دادهاند که دهها تن و در ماههای اخیر با اتهامات دارای انگیزه سیاسی یا اتهامات مربوط به امنیت ملی اعدام شدهاند؛ از جمله افرادی که در جریان اعتراضات بازداشت شده بودند. هر فردی، فارغ از باورهای سیاسی یا پیشینهاش، شایسته برخورداری از دادرسی عادلانه، کرامت انسانی و صیانت از حقوق بنیادین بشر است.
در عینحال، علاوه بر تمامی سرکوبهای سیاسی، بسیاری از خانوادههای ایرانی همچنان با دشواریهای اقتصادی چشمگیری دست و پنجه نرم میکنند. افزایش هزینهها و محدودیت فرصتها بر دشواریهای زندگی روزمره افزوده است. گرچه علل این وضعیت پیچیدهاند، اما پیامدهای آن بیش از همه توسط شهروندان عادی احساس میشود که برای تأمین معاش خانواده و ساختن آیندهای امن تلاش میکنند.
در واکنش به این وضعیت، ایرانیان از تمام اقشار جامعه صدای خود را بلند کردهاند؛ دانشجویان، کارگران، متخصصان، بازنشستگان، مدافعان حقوق زنان و دیگران، خواستار پاسخگویی بیشتر، شفافیت و احترام به آزادیهای بنیادین شدهاند. آنها خواهان توانایی بیان دیدگاههای خود بدون ترس و مشارکت در شکلدهی به آینده کشورشان هستند؛ اما در عوض، آنچه در نهایت با آن مواجه میشوند، اعدام است.
امروز پیام من ساده و اصولی است: حقوقبشر باید محترم شمرده شود؛ با زندانیان سیاسی باید مطابق با استانداردهای بینالمللی حقوقبشر رفتار شود و صدای مردم عادی ایران باید شنیده شود.
آینده ایران باید تنها و تنها توسط خود مردم ایران رقم بخورد، نه هیچکس دیگر؛ بهدور از هر گونه اجبار و با برخورداری از فرصت مشارکت کامل در حیات سیاسی کشورشان. جامعه بینالمللی مسئولیت بسیار بزرگی دارد تا با قاطعیت در دفاع از کرامت انسانی، آزادیهای بنیادین و اصول دموکراتیک بایستد. در نهایت، پیشرفت پایدار از مسیر حسابرسی و احترام به حقوقبشر، همانگونه که در اراده مردم ایران متجلی است، حاصل خواهد شد. و این وظیفه همه ما است که این اعدامها را در هر کجا، بهویژه آنچه در ایران برای ارعاب و ترساندن مردم انجام میشود، محکوم کنیم.
۱۰ اکتبر، روزی است که امیدوارم جهان علیه مجازات اعدام متحد شود و به این اعدامها پایان بدهد. من همچنان در کنار شما خواهم ایستاد. همواره همه شما را دوست دارم، از شما حمایت میکنم و شجاعتتان را میستایم. و به یاری پروردگار، روزی فرا خواهد رسید که ایرانی آزاد و دموکراتیک محقق شود. بسیار متشکرم.
کارلو چیچولی - نمایندهٔ پارلمان اروپا از ایتالیا
- من مجذوب تعهد، از خود گذشتگی و شجاعتی هستم که مقاومت ایران در داخل و خارج از خود نشان میدهد. باید یک شبکهٔ بینالمللی برای حمایت از مقاومت شما و به انزوا کشاندن رژیم ایجاد کنیم.
سپاسگزارم، از دعوت شما سپاسگزارم. این من هستم که قدردان شما هستم.
خوشحالم که میتوانم سهمی کوچک در مبارزه شما داشته باشم. من حقیقتاً مجذوب تعهد، از خود گذشتگی و شجاعتی هستم که مقاومت ایران، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، از خود نشان میدهد. باید با تأسف فراوان بگویم که در حالی که در اروپا دائماً از غزه، اوکراین و تنشهای ایران با اسراییل و ایالات متحده سخن به میان میآید، هرگز از آنچه در داخل ایران میگذرد صحبتی نمیشود؛ گویی این موضوع به فراموشی سپرده شده است، در حالی که مهمترین بخش تحولات ایران، وقایعی است که در تهران و سایر شهرهای ایران رخ میدهد.
سرکوبها بیرحمانه است. رژیم ایران با وجود رفتارهای دهشتناک و جنایات هولناکش علیه مردم، جوانان و زنان، همچنان به هدایت دستگاه دولتی ادامه میدهد. من برای جوانان و زنان که ستونهای اصلی تظاهرات اخیر و همچنین اعتراضات سال ۲۰۲۲ بودند، احترام بسیاری قائلم. با این حال، آن اعتراضات با نیروی قهری و سرکوب وحشیانه در هم کوبیده شد، بدون آنکه فریاد دردی یا ندای شرمساری در جهان علیه رژیم ایران بلند شود.
متأسفانه امسال نیز ارقام تکاندهندهای را خواندم؛ بیش از هزار اعدام از ابتدای سال که ۶۵۰ مورد آن تنها در ماههای ژانویه و فوریه بوده است. علاوه بر زندانها، در خیابانها نیز همچنان شاهد قتل افراد هستیم. هزاران نفر در جریان تظاهرات کشته شدند و اکنون نیز بهصورت گزینشی، افراد را از خانههایشان میربایند؛ تنها بهدلیل رفتارهایی که هیچ جنبه غیرقانونی ندارند، مانند ابراز عقیده، مخالفت با یک تصمیم، یا صرفاً بیان دیدگاهههایی که در هر نظام سیاسی، بخشی از فعالیتهای معمول اپوزیسیون و اقلیت است.
معتقدم آنچه در ایران میگذرد با هیچ کجای جهان، حتی با بیرحمترین رژیمهای دیکتاتوری نیز قابل مقایسه نیست، زیرا در ایران شاهد یک «پاکسازی علمی» علیه تمام کسانی هستیم که از رژیم حمایت نمیکنند. این امر با ارزشهای غرب در تضاد است و باید انزجار تمام دولتهای جهان را برانگیزد. اما متأسفانه چنین نیست، چرا که رژیمی که اکنون ایران را سرکوب میکند، از پیوندها و حمایتهای بینالمللی برخوردار است؛ موضوعی که من همواره در هر جایگاهی که بودهام، چه در مجمع نمایندگان منطقهام، چه در دوران نمایندگیام در پارلمان ایتالیا و چه امروز در اروپا، آن را محکوم کردهام.
من میخواهم بیش از این برای شما انجام دهم و تمام تلاشم را بهکار میگیرم؛ از شرکت در تظاهرات و نشستهای شما گرفته تا اقداماتی فراتر. معتقدم باید شبکهیی بینالمللی برای حمایت از مقاومت شما و به انزوا کشاندن رژیم ایجاد کنیم. بارها گفتهام که زمان آن فرا رسیده است؛ ما نمیتوانیم اینگونه دستبسته نظارهگر وقایع باشیم. امیدوارم سرانجام تکانی جدی برای متوقفکردن این رژیم رخ دهد.
دوران آخوندها به پایان رسیده است. دوران ولیفقیه بهپایان رسیده و زمان سلطه پاسداران و بسیجیان سپری شده است. معتقدم زمان آزادی ایران فرا رسیده است. شجاع باشید و بهپیش بروید. من در کنار شما هستم؛ بسیاری از ایتالیاییها و نهادهای ایتالیایی نیز با شما هستند.
اینگرید بتانکور - کاندیدای پیشین ریاستجمهوری کلمبیا
- پس از آنکه چند سال پیش حمایت خود را از مقاومت ایران اعلام کردم با سیلی از اتهامات علیه سازمان مجاهدین روبهرو شدم. اما آن تجربه بهجای تضعیف حمایت مرا راسختر ساخت، چرا که دیدم اینها دروغهایی بیش نیستند
- نباید مردم ایران را محکوم کرد تا میان دو گزینه استبدادی یکی را برگزینند. صرفاً به این دلیل که این گزینهها شرکای مذاکره برای غرب تولید میکنند
- نه حکومت آخوندها و نه بازگشت به دیکتاتوری شاه، آینده دموکراتیکی را که مردم ایران شایستهٔ آن هستند فراهم نمیسازد. هیچ نام خانوادگی نمیتواند جایگزین مشروعیت دموکراتیک شود و هیچ دولت جدیدی نمیتواند در حالی که ماشین سرکوب یعنی سپاه پاسداران را حفظ کرده نویدبخش آزادی باشد
- برای تحقق تغییر رژیم در ایران به یک برنامه نیاز داریم. نه واژهها بلکه یک برنامه و یک نقشه راه منسجم و مشخص
- و برنامهٔ ۱۰ مادهای مریم رجوی چنین چشماندازی را ارائه میدهد.
بسیار متشکرم. خیلی متشکرم. همه میدانیم که یک ایران آزاد، باید ایرانی بدون اعدام باشد. دوستان بسیار گرامی، بهمناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، بگذارید سخن را نه با آمار و ارقام، بلکه با احساسات انسانی آغاز کنیم. زندانیِ محکوم به اعدامی را تصور کنید که در سلول خود تنها نشسته و به صدای گامها در راهرو گوش فرا داده است. مادری را تصور کنید که در انتظار یک تماس تلفنی است، در حالی که میداند تنها یک زنگ میتواند دنیای او را ویران سازد. جوان ۲۶ سالهای را با مدرک حقوق و آیندهای درخشان در پیش رو تصور کنید که به اعدام محکوم شده، تنها به این دلیل که حکومت از آنچه او نمایندگی میکند، در هراس است. زمانی که در اسارت و گروگان بودم، قدرت خارقالعاده امید را آموختم. امید، امری انسانی است؛ آخرین سنگر انسانیت ما است، آنگاه که دیگر هیچچیز باقی نمانده است. و دانستن اینکه کسی در بیرون نام شما را بهیاد دارد، میتواند مرز میان ناامیدی و استقامت باشد؛ مرز میان تنها یک زندانیبودن یا یک انسانبودن. صدای خانوادهام، دوستانم و بهویژه صدای هزاران فرد ناآشنا بود که مرا در آن دوران سخت و پررنج حفظ کرد؛ و احساس میکنم امروز ما همان صداها برای هزاران ایرانی هستیم.
همانطور که روزالیا آرتئاگا اشاره کرد، از ۱۹ مارس تاکنون ۴۴ مورد اعدام سیاسی گزارششده است که ۹ تن از آنان اعضای سازمان مجاهدین بودهاند. آخرین مورد مهدی خانکی بود؛ بله، یک فارغالتحصیل ۲۶ ساله حقوق. بیش از ۱۰۰ معترض همچنان در معرض خطرند. اگر ما در ایران متولد شده بودیم، این سرنوشت میتوانست برای هر یک از ما رقم بخورد. تکتک آنها یکی از ما هستند.
همه میدانیم که رژیم ایران از اعدام برای ترویج ترس استفاده میکند، اما این سرکوب بیانگر حقیقتی بنیادینتر است: رژیم از مردم هراس دارد؛ از کسانی که سخن میگویند، سازماندهی میکنند و جرأت تصور آیندهای متفاوت را دارند. و در نبردی که در ایران در جریان است، مردم خود این کشورند که دشمن واقعی بهشمار میآیند و رژیم آنها را دشمن حقیقی خود میداند. این سرکوب نه تنها از طریق اعدام، بلکه از طریق کلمات نیز اعمال میشود؛ چرا که رژیم پیش از خاموشکردن فیزیکی مخالفان، میکوشد با پخش اتهامات و برچسبها آنها را از نظر سیاسی بیاعتبار کند، تا جایی که جامعه جهانی و ما در برابر تردید در مشروعیت آنان قرار گیریم. من خود این تجربه را از سر گذراندهام. پس از آنکه چند سال پیش حمایت خود را از مقاومت ایران اعلام کردم، با سیلی از اتهامات علیه سازمان مجاهدین خلق روبهرو شدم؛ اما آن تجربه بهجای تضعیف، حمایت مرا راسختر ساخت، چرا که دیدم اینها دروغهایی بیش نیستند. البته هر جنبشی شایسته بررسی و موشکافی است، اما این بررسی نیازمند شواهد و مدارک است، نه تکرار دروغها یا برچسبها تا جایی که بهعنوان واقعیت پذیرفته شوند.
ما هرگز نباید اجازه بدهیم تبلیغات تهران، جهان را علیه مردم ایران و آرمانهای دموکراتیک آنان بشوراند؛ یا این تفکر ایجاد شود که غرب یا جهان باید از آزادی مردم ایران هراس داشته باشند. همچنین نباید مردم ایران را محکوم کرد تا میان دو گزینه استبدادی یکی را برگزینند، صرفاً به این دلیل که این گزینهها شرکای مذاکره برای غرب تولید میکنند. نه حکومت آخوندها و نه بازگشت به دیکتاتوری شاه، آینده دموکراتیکی را که مردم ایران شایستهٔ آن هستند فراهم نمیسازد. و بالاتر از همه، هیچ نام خانوادگی نمیتواند جایگزین مشروعیت دموکراتیک شود و هیچ دولت جدیدی نمیتواند در حالی که ماشین سرکوب -منظورم سپاه پاسداران است- را حفظ کرده، نویدبخش آزادی باشد. بههمین دلیل، من نیز مانند کسانی که پیش از من سخن گفتند، از چشمانداز یک جمهوری دموکراتیک که توسط مجاهدین ارائه شده حمایت میکنم؛ زیرا عمیقاً باور دارم که برای دیدن تغییر رژیم در ایران، به یک برنامه نیاز داریم؛ نه واژهها، بلکه یک برنامه و یک نقشه راه منسجم و مشخص و برنامهٔ ۱۰ مادهای مریم رجوی چنین چشماندازی را ارائه میدهد: یک جایگزین شفاف و مشروع، انتخابات آزاد، برابری زنان، آزادی مذهب، حقوق اقلیتها و لغو مجازات اعدام. قطعاً، لغو مجازات اعدام. تعهد او به برگزاری انتخابات ظرف شش ماه، تصمیم نهایی را در جایگاه اصلی خود، یعنی در دستان مردم ایران قرار میدهد.
بنابراین مسئولیت بینالمللی ما فوری و مبرم است؛ ما باید از دولتهای خود بخواهیم مجاهدین را بهعنوان شریکی مشروع بهرسمیت بشناسند. باید خواهان دسترسی بینالمللی به زندانیان، انجام تحقیقات مستقل و حسابرسی در قبال جنایات، از جمله قتلعام سال ۱۳۶۷ باشیم؛ چرا که ما نمیتوانیم و نخواهیم گذاشت گذشته پاک شود و به آنها مصونیت نخواهیم داد. دیپلماسی را نمیتوان از حقوقبشر جدا ساخت یا چشم بر کسانی بست که تجسم اشتیاق مردم به آزادی هستند. رژیمها میتوانند پیکرها را به بند کشند، روزنامهها را سانسور کنند، دیوارها برآورند و چوبههای دار برپا سازند، اما هرگز نمیتوانند آزادی را اعدام کنند. پس بیایید برای فرا رسیدن آن روز تلاش کنیم؛ روزی که مردم ایران در آزادی زیست کنند، هیچ مادری در انتظار آن تماس تلفنی هولناک نباشد، هیچ جوان ایرانی بهخاطر جرأت رؤیاپردازی از زندان نهراسد و جلاد دیگر در ایران پیشهای نداشته باشد. چرا که یک ایران حقیقتاً آزاد، صرفاً یک دولت جدید نخواهد داشت و تنها یک تغییر رژیم نخواهد بود؛ بلکه حیاتی نو و با کرامت برای مردمش رقم خواهد زد، رها از اعدام، رها از آزار و اذیت سیاسی، رها از معاملهگری و مصونیت و فراتر از هر چیز، رها از ترس. و آزادی، همان چیزی است که برای مردم ایران تا زمان دستیابی به آن مبارزه میکنیم. متشکرم.
دیوید جونز – وزیر برگزیت در دولت انگلستان ۲۰۱۶-۲۰۱۷، وزیر ولز ۲۰۱۲-۲۰۱۴
- این وظیفه دولتهای خارجی نیست که حکومت آینده ایران را برگزینند، بلکه دولتهای خارجی باید بر یک اصل روشن پایبند بمانند و آن حاکمیت خود مردم ایران است. برنامهٔ ۱۰ مادهای خانم رجوی معیاری دموکراتیک و مهم را در این چارچوب ارائه میدهد
- ما باید این دوگانه و انتخاب کاذب میان حکومت دینی کنونی و بازگشت به دوران گذشتهٔ شاه را رد کنیم. ایران نیازی ندارد که یک دیکتاتوری دینی را با یک دیکتاتوری موروثی معاوضه کند. آنچه ایران نیاز دارد دموکراسی، حاکمیت قانون و حکومتی پاسخگو است.
بسیار خرسندم که امروز در کنار همه شما حضور دارم. موضوعی که امروز مورد بررسی قرار میدهیم، یعنی سیاست بینالملل در قبال ایران، مدتهاست که اساساً در چارچوب محدود توانمندی هستهیی، مناقشات منطقهیی و دیپلماسی در نظر گرفته شده است. البته پرواضح است که همه اینها مسائلی مهم هستند؛ اما به باور من، مسألهٔ مهمتر این است که تمرکز بر این موارد میتواند موجب نادیدهگرفتن یک نکته محوری شود؛ و آن اینکه رژیم ایران قدرت خود را در داخل از طریق سرکوب و در خارج از طریق تقابل و ستیزهجویی حفظ میکند. و رویدادهای امسال این واقعیت را کاملاً و بهطرزی دردناک آشکار ساخت. همانطور که در این نمآهنگ دیدیم، پاسخ رژیم به قیام دیماه بهطور خاص بسیار وحشیانه بود. معترضان، دانشجویان و مخالفان سیاسی همگی با بازداشتهای خودسرانه، ناپدیدسازیهای قهری و بیدلیل، شکنجه، اعترافات اجباری و روندهای قضایی مواجه شدهاند که از ابتداییترین معیارهای عدالت نیز فرسنگها فاصله دارد. اعدامها و احکام مرگ همچنان بهصورت روزمره از سوی رژیم بهعنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت بهکار گرفته میشوند. نباید اجازه داد که این نقض حقوق توسط رژیم از دستور کار بینالمللی کنار برود و جهان نباید در حالی که زندانیان عقیدتی، معترضان و حامیان سازمان مجاهدین با خطر اعدام یا بازداشت نامحدود روبهرو هستند، منفعل بماند. به باور من، دولتهای ما یعنی دولتهای تمامی کشورهایی که نمایندگانشان امروز در اینجا حضور دارند، باید در چهار محور اقدام کنند:
نخست، باید خواستار توقف فوری اعدامها و آزادی بیقید و شرط زندانیان سیاسی و معترضان بازداشت شده باشند.
دوم، باید برای دسترسی واقعی، مستقل و بینالمللی به زندانها و سایر بازداشتگاهها اعمال فشار کنند. وخیمترین اتهامات ناشی از خشونتهای دیماه باید بهدرستی مستندسازی شود و به سازوکارهای مناسب سازمان ملل، از جمله در صورت لزوم، به خود شورای امنیت ارجاع داده شود.
سوم، باید از اصل صلاحیت قضایی جهانی و تمامی ابزارهای قانونی دیگر برای بهچالشکشیدن مصونیت از مجازات استفاده کنند. باید بهصراحت به کسانی که مسئول جنایات علیه بشریت در ایران هستند گفته شود که گذشت زمان از آنها محافظت نخواهد کرد و باید انتظار اینرا داشته باشند که روزی شخصاً بهخاطر اعمال خود مورد حسابرسی قرار گیرند و البته این اصل بهدرستی در فعالیتهای اخیر پارلمانی در حوزه حقوقبشر بهرسمیت شناخته شده است. و چهارم، تحریمها نباید صرفاً اعلام شوند، بلکه باید در عمل بهاجرا درآیند. داراییها باید مسدود شوند، شرکتهای پوششی شناسایی و تعطیل شوند و شبکههایی که برای سرکوب، جاسوسی و تروریسم استفاده میشوند، باید بهطور همهجانبه متلاشی شوند. فعالیتهای عوامل رژیم در انگستان و سراسر اروپا باید با قاطعیت و جدیتی شایسته پاسخ داده شود. در مواردی که از امکانات دیپلماتیک بهعنوان پوششی برای چنین فعالیتهایی سوءاستفاده میشود، دولتها باید آماده اقدام باشند و در صورت لزوم، این نمایندگیها را تعطیل کنند.
اما پرسش دیگری نیز وجود دارد که نمیتوان پاسخ به آنرا بیش از این به تعویق انداخت: پس از این رژیم پلید چه خواهد آمد؟ بیتردید، پاسخ به این پرسش در گرو اراده مردم ایران از طریق انتخاباتی آزاد و عادلانه است. این وظیفه دولتهای خارجی نیست که حکومت آینده ایران را برگزینند؛ بلکه دولتهای خارجی باید بر یک اصل روشن پایبند بمانند و آن حاکمیت خود مردم ایران است. همانطور که عصر امروز از دیگر سخنرانان شنیدیم، برنامهٔ ۱۰ مادهای خانم رجوی معیاری دموکراتیک و مهم را در این چارچوب ارائه میدهد: یک جمهوری کثرتگرا، جدایی دین از دولت، برابری زنان، حمایت از اقلیتها، قوه قضاییه مستقل، لغو مجازات اعدام و یک ایران غیرهستهیی و در صلح با همسایگان. چارچوب پیشنهادی شورای ملی مقاومت برای دوران گذار نیز باید مد نظر قرار گیرد. این چارچوب، یک دولت موقت با محدوده زمانی معین، برگزاری انتخابات برای مجلس مؤسسان و قانونگذاری و انتقال قدرت به نمایندگان منتخب را پیشبینی میکند.
همکاران گرامی، این پاسخی جدی و محکم به کسانی است که ادعا میکنند غرب میتواند بهنحوی دیکتاتوری را بهمنظور جلوگیری از بینظمی، تحمل کند. این ادعا نادرست است. ما همچنین باید این دوگانه و انتخاب کاذب میان حکومت دینی کنونی و بازگشت به دوران گذشتهٔ شاه را رد کنیم. ایران نیازی ندارد که یک دیکتاتوری دینی را با یک دیکتاتوری موروثی معاوضه کند. آنچه ایران نیاز دارد بسیار ساده است؛ همان چیزی که همه ما آنرا بدیهی میدانیم: دموکراسی، حاکمیت قانون و حکومتی پاسخگو.
بنابراین همکاران گرامی، پیام امروز ما باید روشن باشد. پیام ما باید همزمان رد آخوندها و شاه و تعهدی قاطع به یک جمهوری دموکراتیک در ایران باشد. ما باید در کنار مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهشان در مبارزه برای ایرانی آزاد، دموکراتیک و صلحآمیز بایستیم. بار دیگر از توجه شما سپاسگزارم. متشکرم.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7
