۱۳۹۴ آذر ۲۷, جمعه

ریشه بنیادگرایی وپدر خوانده تروریسم کجاست


جهان وبهتر بگویم ابرقدرت ها که همه منابع وقلمرو  وهست ونیست جهان را از منافع خود می چینند وهرطور که منافع شان ایجاب میکند همان تصمیم را میگیرند ولو خیلی مواقع به ضررشان باشد طی همین  10 سال اخیر اگر منصفا نه به تحولات منطقه خاورمیانه نگاه کنیم می بینیم که اگر همین قدرت ها کمی  انصاف و پعبارتی ساده تر حتی روی منافع خود متمرکز میشدند وکمی عمیق تر حتی خلص بخاطر منافع خود و ازموضع انسانی وهمان حقوق بشری مورد قبول خود به تحولات نگاه میکردند وبعد عمل میکردند امروز نه داعشی وجود داشت ونه القاعده ونه بوکوحرام این قدرتهای بزرگ سر اژدها وسر چشمه وریشه درخت را ولکردند ودرعوض  به دم مارمولک به جای اژدها  و به یک چاله که با ته عصا ی یک کور در زمین ایجاد شده وچند قاشق آب در آن جمع شده به جای یک چشمه پر آب  وونیر یک برگ  پلاسیده از یک درخت تنومند را بجای ریشه قوی اش  چسبیده اند باید به این بزرگان گفت باش تا صبح دولت شما بدمد بابا جان ریشه همه اینها وعامل همه اینها یک جا بیشتر نیست رژیم ولایت فقیه در تهران هرآدرس دیگری غلط وشمارا به جایی مببرد که هرروز ش 10سال به عقب وبه قهقرا خواهدبرد امید که به هوش آیید 

لینک به منبع :

علي صفوی عضو کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران
فايننشال تايمز
حملات شنيع تروريستي هفته قبل در سن برناردينو و ماه گذشته در پاريس، تهديد رو به رشد بنيادگرايي اسلامي را به وضوح گوشزد كردند. اين ايدئولوژي شرارت بار در حال به خود گرفتن نمودهاي جديديست – زماني القاعده و امروز داعش. هدف آنها ايجاد دولتي اسلامي است كه با زور، قوانين شريعت را اجرا كند و دستاوردهاي دموكراتيك بشريت را بر باد دهد. در حالي كه بنيادگرايي سني به دنبال رسيدن به اين هدف است، بنيادگرايي شيعي در تهران مدتهاست كه به آن دست يافته است. با اين قضيه بايد مقابله شود، نه اينكه به‌رسميت شناخته شود. كانونهاي بحران مانند سوريه، عراق، و يمن به محيطهاي مستعدي براي رشد داعش تبديل شده‌اند. در تمام اين كشورها رژيم بنيادگراي ايران نقش كليدي در درگيري ها دارد. طبق گفته رهبر ايران، آنچه كه اين رژيم در دستور كار دارد «درست مخالف» سياستهاي آمريكا در منطقه است.
در واقع، پس از حملات مرگبار پاريس، مقامات رسمي ورسانه‌هاي ايران فوراً خود فرانسه را مقصر شمردند. از جمله، كساني گفتند كه فرانسه «شايسته» چنين حملاتي بود، زيرا فرانسه از داعش عليه بشار اسد ديكتاتور سوريه- متحد كليدي ايران-حمايت مي كرد.
اكنون رژيم تهران سعي مي كند روايت جديدي را پيش ببرد. براي اين رژيم، داعش موهبت است. چرا كه بدينوسيله به راحتي دخالتهاي مخربش در سوريه و ديگر كشورها را توجيه مي كند. در حال حاضر ملاها در تلاشند كه دولتهاي غربي را براي پيوستن به پشتيباني از اسد با خود همداستان كنند. اين يك موضع بسيار خطرناك است. در پي معامله هسته‌اي، كساني در غرب نسبت به بازتر شدن راه اصلاحات در حكومت ديني خوشبين شده‌اند. اما شواهد و قراين اين مطلب را تاييد نمي كند. رژيم ايران به‌جاي تغيير روش در منطقه خاور ميانه، در اينكه ديگران هم بايد از سياستهاي مخربش تبعيت كنند سرسخت‌تر شده است. و اگر بهبود وضع حقوق‌بشر نشانه ميانه روي است، تحت حاكميت رئيس‌جمهور حسن روحاني به اصطلاح ميانه رو، وضعيت در ايران در حقيقت به‌صورت چشمگيري بدتر شده است.
طبق گزارش جديدي كه از سوي ملل‌متحد منتشر شده است، در نه ماه اول امسال، بيش از 690نفر در ايران اعدام شده‌اند كه "به احتمال زياد اين ميزان اعدام در نيمه اول سال، در 25سال اخير بي‌سابقه است. " در همين ماه رژيم ايران براي شصت‌و دومين بار توسط سازمان ملل مورد سرزنش قرار گرفت. احمد شهيد، گزارشگر ويژه سازمان ملل، با دلسردي خاطرنشان كرد كه اعدام نوجوانان توسط رژيم هم‌چنان ادامه دارد، و عفو بين‌الملل از ايران به‌عنوان يكي از آخرين كشورهاي باقي مانده در جهان است كه كودكان را اعدام مي كند. با زنان هم‌چنان به‌عنوان شهروندان درجه دوم رفتار مي شود. سال گذشته، به دليل زير پا گذاشتن قوانين سخت گيرانه حجاب، به‌صورت ده‌ها زن اسيد پاشيده شد. دختران جوان از خواندن بعضي رشته‌هاي دانشگاهي مثل مديريت بازرگاني و مترجمي زبان انگليسي منع مي شوند. و پارلمان (مجلس)، در دوره روحاني چندين بار قوانيني را گذرانده است كه نيمي از جمعيت را بيش از پيش به حاشيه مي راند و حقوقش را سلب مي كند. روزنامه‌نگاران، وبلاگ نويسان و فعالان مخالف مداوما توسط رژيم دستگير مي شوند. در يكي از پر سر و صدا ترين اين اقدامات، وبلاگ نويس جواني به نام ستار بهشتي زير شكنجه كشته شد. طبق گزارش ملل متحد، رژيم به استفاده از روشهاي گوناگون شكنجه، شامل بيرون آوردن چشم و قطع كردن دست –مشابه آنچه داعش در "خلافت" خود انجام مي دهد- ادامه مي دهد.
اين هم شد ميانه روي؟! رژيم ايران توسط علي خامنه اي رهبري مي شود –چيزي معادل "خليفه" در يك "خلافت. " تصميم گيرنده نهايي اوست و اوست كه مسيرهاي راهبردي دولت "اسلامي" را تعيين مي كند. چند روز بعد از اعلام معامله هسته‌اي، خامنه اي هشدار داد كه "ما هرگز از حمايت دوستانمان در منطقه و مردم فلسطين، يمن، سوريه، عراق، بحرين و لبنان دست نخواهيم كشيد. حتي بعد از اين معامله سياست ما در قبال آمريكاي مستكبر تغييري نخواهد كرد. " رژيم قرون وسطايي حاكم بر ايران اصلاح شدني نيست چرا كه كوچكترين ميانه روي اي فضا را براي بروز مطالبات مردمي باز مي كند، كه به نوبه خود راه به اعتراضات دموكراسي خواهانه مي برد. ناظرين برجسته بسياري معتقدند كه جايگزين واقعي بنيادگرايي در دل جامعه بزرگ ايران نهفته است، نه در دخمه رو به زوال يك حكومت مذهبي رو به موت. درست مثل پرده آهنين كمونيسم كه در اروپاي شرقي توسط مردم به‌پاخواسته آن منطقه فرو افتاد، پرده آهنين بنيادگرايي در ايران نيز به همين شكل قابل فرو افتادن است. تا وقتي كه حكومت ايالات متحده به دنبال اين باشد كه مساله ايران را با دست به داماني از صورت مساله – رژيم تهران- حل كند، در ايجاد يك تغيير واقغي شكست خواهد خورد. آيالات متحده بايد از به چالش كشيدن درگيري رژيم ايران در سوريه آغاز كند و بر روي حذف اسد از قدرت در اسرع زمان كار كند. اين راه‌حلي واقعي براي تهديد رو به رشد داعش است. در نهايت، پاسخ به بنيادگرايي اسلامي در دستان مردم ايران و اپوزيسيون سازمان‌يافته ايران نهفته است كه توسط مريم رجوي، كه زني مسلمان است، رهبري مي شود. حذف مركز زمين لرزه بنياد گرايي در ايران تضميني است براي رهايي هميشگي جهان از تهديد سهمگين بنيادگرايي.
صفوي عضوكميته امورخارجه شوراي ملي مقاومت ايران است كه به دنبال برقراري ايراني دموكراتيك، سكولار وغير هسته اي مي باشد