۱۴۰۴ اسفند ۸, جمعه

واشنگتن اگزمینر - لیندا چاوز مدیر سابق دفتر روابط عمومی کاخ سفید :مقاومت به رهبری زنان که رژیم ایران بیش از همه از آن می‌ترسد



واشنگتن اگزمینر - لیندا چاوز مدیر سابق دفتر روابط عمومی کاخ سفید :مقاومت به رهبری زنان که رژیم ایران بیش از همه از آن می‌ترسد

زنان در عرصه‌ی سیاسی می‌توانند نیروی دگرگون‌کننده‌ی بسیار قدرتمندی باشند. من این را از نزدیک و به طور دست اول از تقریباً ۵۰ سال حضور در عرصه‌ی چالش‌برانگیز سیاست می‌دانم. در این سفر طولانی، زنانی که مرا تغییر دادند - کسانی که نحوه‌ی درک من از رهبری، فداکاری و معنای مبارزه برای آزادی را تغییر دادند - اکثراً قهرمانان گمنامی هستند که جهان هرگز نامی از آنها نشنیده است. و این سکوت تصادفی نیست. این یک استراتژی است.نمونه‌ی بارز آن ایران است، جایی که بحث‌های زیادی در مورد آینده‌ی آن وجود دارد.

من باید آنچه را که دیدم به شما بگویم.

برای سال‌هاست که من در کنار مقاومت ایران ایستاده‌ام، نه از فاصله‌ی مناسب، بلکه به اندازه‌ی کافی نزدیک که تصمیماتی را که در زمانی که دوربین‌ها خاموش بودند و خطر مرگ و زندگی وجود داشت، می‌دیدم. من در طول سال‌های کمپ لیبرتی آنجا بودم، زمانی که هزاران زن و مرد غیرمسلح مقاومت ایران در اردوگاهی در نزدیکی فرودگاه بغداد به دام افتاده بودند، موانع حفاظتی‌آنها برداشته شده بود، از دریافت کمک‌های پزشکی محروم شده بودند و از ارسال محموله‌های غذایی منع شده بودند، در حالی که موشک‌های نیروهای نیابتی رژیم ایران بر سرشان می‌بارید. پنج حمله موشکی. صد و هفتاد و هفت کشته.

جهان نگاهش را برگرداند.اما یک زن نگاهش را برنگرداند.

مریم رجوی در آن روزها تصمیماتی گرفت که هیچ انسانی نباید مجبور به گرفتن آنها باشد، بین دولت‌هایی که به وعده‌های خود عمل نکرده بودند و رژیمی در تهران که می‌خواست تک تک افراد آن اردوگاه بمیرند، در رفت و آمد بود. من شاهد بودم که او در مذاکرات غیرممکن چگونه کار می‌کرد، اخبار ویرانگر را دریافت می‌کرد و هرگز از افرادی که زندگی‌شان به قضاوت او بستگی داشت، غافل نمی‌شد.

چیزی که من را تحت تاثیر قرار داد، قدرت او نبود. من انتظار قدرت داشتم. چیزی که من را تحت تاثیر قرار داد، فروتنی او بود. در هر بحرانی، او به دیگران این حس را می‌داد که آنها کسانی هستند که رهبری می‌کنند. او زنانی را که هرگز قدرتی نداشتند، به فرماندهی سوق می‌داد. او اصرار داشت که آنها می‌توانند کاری را انجام دهند که قرن‌ها تاریخ به آنها گفته بود نمی‌توانند. او یک نسل کامل از زنان را ساخت و آنها را در جای خود قرار داد.

امروز، نیمی از اعضای شورای ملی مقاومت ایران، ائتلاف جنبش‌های اپوزیسیون ایرانی که هم سلطنت و هم حکومت دینی را رد می‌کند، زن هستند. این اتفاق با فرمان رخ نداد. این اتفاق افتاد زیرا یک زن دهه‌ها را در تبعید، تحت تهدید، در جنگ و محاصره و فقدان گذراند و دیوارهای نامرئی را که مانع از باور زنان دیگر به توانایی رهبری‌شان می‌شد، شکست.

به همین دلیل است که رژیم ایران از او به شدت می‌ترسد.

و این رژیم باید هم بترسد. زیرا این حقیقتی است که ملاها بهتر از اکثر تحلیلگران غربی درک می‌کنند: شما نمی‌توانید یک ایدئولوژی را با بمب از هستی ساقط کنید. فاشیسم مذهبی، آن نوعی که زنان را از جرثقیل آویزان می‌کند، کودکان را اعدام می‌کند و یکی از ادیان بزرگ جهان را برای توجیه وحشیگری قرون وسطایی می‌رباید، نمی‌تواند تنها با هواپیماهای اف-۳۵ یا تحریم‌ها شکست داده شود.

تنها با نیرویی می‌توان آن را شکست داد که به زبان معنوی خود صحبت کند و از طریق فداکاری و الگوسازی ثابت کند که ایمان و آزادی، اسلام و دموکراسی، فداکاری و شرافت، با هم تناقض ندارند. این جنبشی است که رجوی ساخته است.

به همین دلیل است که رژیم ۴۰ سال و میلیاردها دلار صرف تلاش برای تخریب، اهریمنی جلوه دادن و پاک کردن این جنبش از آگاهی جهانی کرده است. رژیم به ترور و بمب‌گذاری اقدام کرده و علیه این جنبش و حامیان آن تهمت‌هایی را منتشر کرده است که اغلب توسط رسانه‌های ساده‌لوح تکرار می‌شوند. اما این جنبش نه تنها زنده مانده است، بلکه با موفقیت حمایت نمایندگان پارلمان در اروپا و اعضای کنگره از هر دو حزب سیاسی را نیز به خود جلب کرده است. این جنبش، این کار را بر اساس اصولی که پیوسته تشریح می‌کند، انجام داده است، اصولی که شامل آزادی بیان، جدایی دین از دولت، قوه قضائیه مستقل، اقتصاد بازار آزاد و حقوق برابر صرف نظر از جنسیت، مذهب یا قومیت، و همچنین تعهد به یک ایران عاری از سلاح هسته‌ای می‌شود.

اما حق حکومت بر یک ایران آزاد باید به دست آورده شود، نه اینکه توسط نیروهای خارجی، هر چقدر هم که خیرخواهانه باشد، اعطا شود. در مورد رضا پهلوی، پسر آخرین پادشاه ایران که بیشتر ۴۷ سال گذشته را در ایالات متحده در رفاه زندگی کرده است، نسب نباید حق رهبری آینده باشد. پدر پهلوی با مشت آهنین حکومت می‌کرد که توسط یک پلیس مخفی شرور، ساواک، اعمال می‌شد، که پسر از انکار آن اکراه داشته است. یک چیزی که تجربه ایالات متحده در عراق باید در حمایت از احمد چلبی به ما آموخته باشد این است که ما در انتخاب اسب برنده خیلی خوب نیستیم.

در همین حال، مقاومت واقعی در برابر ملاها در ایران در حال وقوع است. کانون‌های شورشی در هر ۳۱ استان فعالیت می‌کنند و هزینه آن را با خون می‌پردازند. هزاران معترض در قیام سراسری ژانویه کشته شدند، در حالی که خانواده‌های کشته‌شدگان تهدید و ساکت می‌شوند.

من معتقدم که مهمترین جنبش زنان در جهان امروز در واشنگتن یا بروکسل یا پاریس اتفاق نمی‌افتد. این جنبش در داخل ایران و به رهبری زنان ایرانی در حال وقوع است که مصمم به سرنگونی رژیمی بی‌رحم هستند که زن‌ستیزی یکی از ویژگی‌های بارز آن است.

این زنان اکنون رهبری می‌کنند: در خیابان‌ها، در سلول‌ها، در کانون‌های شورشی و در زندان‌هایی که با اعدام روبرو هستند و از توبه کردن امتناع می‌کنند.

سوال ما - برای اروپا، برای آمریکا، برای هر زن و مردی که ادعا می‌کند به برابری اعتقاد دارد - ساده است. وقتی این زنان پیروز شوند، که پیروز خواهند شد، آیا می‌توانیم بگوییم که در کنار آنها ایستاده‌ایم؟ وقتی آن زنان پیروز شوند، که پیروز خواهند شد، آیا می‌توانیم بگوییم که در کنارشان ایستادیم؟ یا باید توضیح دهیم که چرا هنگام خونریزی آنها، رویمان را برگرداندیم؟معرفی نویسنده: لیندا چاوز رئیس مرکز فرصت‌های برابر و مدیر سابق دفتر روابط عمومی کاخ سفید در دوران ریاست جمهوری ریگان، بالاترین مقام زن در کاخ سفید در دوران ریگان است.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7