۱۴۰۴ اسفند ۲۱, پنجشنبه

روزنامه فدرلاندزوننر نروژ - در یک نظام دموکراتیک، مشروعیت سیاسی نمی‌تواند از طریق محافل تبعیدی، کنفرانس‌های بین‌المللی یا میراث تاریخی به دست آید. مشروعیت باید از مردم و از طریق انتخابات آزاد سرچشمه بگیرد.


روزنامه فدرلاندزوننر نروژ - در یک نظام دموکراتیک، مشروعیت سیاسی نمی‌تواند از طریق محافل تبعیدی، کنفرانس‌های بین‌المللی یا میراث تاریخی به دست آید. مشروعیت باید از مردم و از طریق انتخابات آزاد سرچشمه بگیرد

روزنامه فدرلاندزوننر نروژکمال خوشنود دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته سلامت روان‌اجتماعی و فعال حقوق بشر

لینک منبع روزنامه فدرلاندزوننر نروژ

روایت درباره رضا پهلوی – وقتی رسانه‌ها اپوزیسیون ایران را ساده‌سازی می‌کنند

زيرتيتر: اپوزیسیون ایران یک جنبش واحد نیست – و رهبر واحدی هم ندارد. این اپوزیسیون از طیف گسترده‌ای از نیروها تشکیل شده است: جمهوری‌خواهان دموکرات، فعالان حقوق زنان، جنبش‌های دانشجویی، گروه‌های اقلیت‌های قومی و نیز جنبش‌های سازمان‌یافته مقاومت در داخل و خارج از ایران. بسیاری از این نیروها طی دهه‌ها مبارزه با رژیم حاکم در تهران بهای سنگینی پرداخته‌اند.

تيترعکس: وقتی برخی رسانه‌ها همچنان از رضا پهلوی با عنوان «ولیعهد» یاد می‌کنند، در عمل به عادی‌سازی یک تصور سیاسی کمک می‌کنند که لزوماً از پشتوانه دموکراتیک برخوردار نیست.

آنچه می‌خوانید یک یادداشت دیدگاه است و بیانگر نظر نویسنده می‌باشد.

وقتی فرزند آخرین شاه ایران، محمدرضا پهلوی، به‌عنوان نمادی از آینده ایران معرفی می‌شود، لازم است به یاد داشته باشیم که چرا نظام سلطنتی در انقلاب ۱۹۷۹ ایران سقوط کرد.

آن انقلاب صرفاً نتیجه بسیج مذهبی نبود. بلکه از نارضایتی گسترده مردمی نسبت به یک نظام اقتدارگرا نیز سرچشمه می‌گرفت؛ نظامی که با سانسور، سرکوب سیاسی و استفاده خشن از دستگاه‌های امنیتی شناخته می‌شد.

سازمان امنیت بدنام ساواک به‌خاطر نظارت گسترده، زندانی کردن و شکنجه مخالفان سیاسی شهرت داشت. ایران به‌تدریج نیز به یک نظام تک‌حزبی تبدیل شد.

در عین حال باید اذعان کرد که رژیم کنونی نیز دست‌کم به همان اندازه خشن است. جمهوری اسلامی طی دهه‌ها مرتکب نقض‌های جدی حقوق بشر شده است، از جمله اعدام زندانیان سیاسی و سرکوب سیستماتیک مخالفان.

اما آینده‌ای دموکراتیک برای ایران نمی‌تواند بر پایه نوستالژی تاریخی یا نمادهای دودمانی ساخته شود.

همچنین مهم است به یاد داشته باشیم که خود سلسله پهلوی چگونه به قدرت رسید.

پدربزرگ رضا پهلوی، رضاشاه، در سال ۱۹۲۱ از طریق یک کودتای نظامی – با حمایت منافع بریتانیا در منطقه – به قدرت رسید. پدر او نیز پس از کودتای سال ۱۹۵۳ قدرت خود را حفظ کرد؛ کودتایی که در آن نخست‌وزیر منتخب مردم، محمد مصدق، طی عملیاتی که توسط سازمان سیا و سرویس اطلاعاتی بریتانیا سازمان‌دهی شده بود، سرنگون شد.

این بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران است – و یکی از دلایلی که باعث می‌شود بسیاری از ایرانیان همچنان نسبت به راه‌حل‌های مبتنی بر دودمان سلطنتی تردید داشته باشند.

در نبرد اطلاعاتی پیرامون ایران، از ابزار تبلیغات نیز به‌طور فعال استفاده می‌شود. چندین بار شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان، از جمله ، مورد انتقاد قرار گرفته‌اند که اعتراضات علیه رژیم را به‌گونه‌ای بازنمایی کرده‌اند که گویی حمایت از رضا پهلوی است. فعالان و روزنامه‌نگاران مواردی را مستند کرده‌اند که در آن کلیپ‌های تظاهرات به‌گونه‌ای تدوین یا ارائه شده‌اند که تصویری گمراه‌کننده از شعارهای واقعی معترضان ارائه می‌دهد.

شعارهایی که اغلب در خیابان‌های ایران شنیده می‌شود، لزوماً سلطنت‌طلبانه نیستند. برعکس، در بسیاری از اعتراضات پیام «نه شاه، نه ملا» برجسته بوده است.

این شعار بازتاب یک واقعیت عمیق‌تر سیاسی است: بخش بزرگی از اپوزیسیون نه خواهان بازگشت سلطنت است و نه ادامه نظام تئوکراتیک کنونی را می‌پذیرد.

پرسش تعیین‌کننده، مشروعیت است. در یک نظام دموکراتیک، مشروعیت سیاسی نمی‌تواند از طریق محافل تبعیدی، کنفرانس‌های بین‌المللی یا میراث تاریخی به دست آید. مشروعیت باید از مردم و از طریق انتخابات آزاد سرچشمه بگیرد.

وقتی برخی رسانه‌ها همچنان از رضا پهلوی با عنوان «ولیعهد» یاد می‌کنند، در عمل به عادی‌سازی تصوری سیاسی کمک می‌کنند که لزوماً پشتوانه دموکراتیک ندارد.

ایران امروز یک پادشاهی نیست. اینکه در آینده چه نوع نظامی بر کشور حاکم باشد – جمهوری، پادشاهی مشروطه یا هر شکل دیگری – باید توسط خود مردم ایران و از طریق اراده آزاد آنان تعیین شود.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7