«کینگ» مجتبی خامنهای کیست؟ وسوابق جنایات وغارتگری ومال اندوزی اوکدامند
نشستن مجتبی خامنهای بر کرسی جانشینی و تثبیت نام او به ولیفقیه سوم، مرحلهای است که در آن نظام ولایت فقیه رسماً به سوی یک «سلطنت موروثی» کوچ میکند. مردی که دههها در سایهسار بیت پدرش، تار و پود امنیتی و اقتصادی نظام را به هم تنیده بود، اکنون در قامت «کینگ مجتبی» ظاهر شده است. این بر تختنشینی، در حالی رخ میدهد که شکاف میان حاکمیت و ملت به عمیقترین حد خود رسیده و نظام برای بقای خود، به پیوندهای خونی و وفاداری امنیتی پناه برده است. اما پرسش اینجاست:
چگونه مجتبی خامنهای از فرزند طلبهی یک رهبر، به «فرمانده در سایه» و معمار شبکه امنیتی-نظامی ایران بدل شد؟
ابعاد امپراتوری مالی او در داخل و خارج از کشور (از لندن تا فرانکفورت) چیست و چگونه ثروت ملی ایران به «قلک استراتژیک» بقای رژیم تبدیل شده است؟
پیامد تبدیل ولایت فقیه به یک نهاد موروثی بر تضادهای درونی نظام و واکنش جامعه مدنی ایران چه خواهد بود
«شاهزاده در سایه»؛ از جبهه تا مهندسی انتخابات
مجتبی خامنهای، متولد ۱۷شهریور ۱۳۴۸ در مشهد، در خانوادهای رشد کرد که در آستانه جهش به راس هرم قدرت سیاسی بود. تحصیلات او در مدرسه علوی و سپس دروس حوزوی زیر نظر چهرههای تندروی مانند مصباح یزدی، از او شخصیتی ساخت که ترکیبی از جزماندیشی مذهبی و پراگماتیسم امنیتی است.
مکتب «گردان حبیب»: زایش هسته سخت امنیتی
ریشههای قدرت مجتبی را باید در دوران جنگ ایران و عراق و عضویت او در یکی از گردانهای سپاه پاسداران جستوجو کرد. این یگان که زمانی در جبههها میجنگید، پس از جنگ به پناهگاهی برای وفادارترین نیروهای اطلاعاتی-امنیتی تبدیل شد که حول محور مجتبی حلقه زدند. افرادی که در دهه ۶۰ همرزم او بودند، در دهههای ۷۰ و ۸۰ به پستهای حساس در سپاه و وزارت اطلاعات دست یافتند. این شبکه، «دولت پنهان» واقعی در ایران را شکل داد که بهتدریج کنترل نهادهای انتخابی را نیز در دست گرفت.
سال ۱۳۸۴: خروج از سایه و مهندسی آرا
نخستین رویارویی علنی مجتبی خامنهای با ساختار نیمبند جمهوریت، در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ رخ داد. مهدی کروبی، در نامهای تاریخی و بیسابقه به علی خامنهای، بهصراحت مجتبی را به سازماندهی تقلب و هدایت منابع سپاه و بسیج برای پیروزی محمود احمدینژاد متهم کرد. کروبی در این نامه از نفوذ گسترده و غیرقانونی مجتبی در فرآیند انتخابات پرده برداشت؛ افشاگریای که منجر به حصر خانگی طولانیمدت او در سالهای بعد شد. این واقعه نشان داد که مجتبی خامنهای نه به عنوان یک ناظر، بلکه به عنوان یک «بازیگر مقتدر» در حال بازتعریف قواعد بازی قدرت است.
فرماندهی سرکوب اعتراضات در سال ۱۳۸۸
در جریان اعتراضات به نتیجهی انتخابات نمایشی ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸، نام مجتبی خامنهای با خشونتهای خیابانی گره خورد. روزنامه گاردین و منابع دیپلماتیک غربی، او را «فرمانده واقعی کودتای انتخاباتی» نامیدند. شعار «مجتبی بمیری، رهبری را نبینی» که در خیابانهای تهران طنینانداز شد، بیانگر تشخیص دقیق تودهها از منشأ فشار و سرکوب بود. در همین دوران، افشاگریهای سعید مرتضوی(دادستان وقت تهران) درباره دریافت دستورات مستقیم از مجتبی در پرونده شکنجهگاه کهریزک، پرده از قساوت قلبی او برای حفظ بقای نظام برداشت. مرتضوی مدعی شد که اسنادی از این دستورات را به خارج از کشور منتقل کرده تا در برابر قربانی شدن خود بیمه شود.
الیگارشی لاهوتی؛ امپراتوری مالی در قلب غرب
اگر قدرت سیاسی مجتبی خامنهای در پادگانهای سپاه و راهروهای تاریک «بیت» ریشه دارد، بقای این قدرت مدیون یک اختاپوس مالی است که بازوهای آن از خلیجفارس تا رودخانه «ماین» در فرانکفورت و خیابانهای اعیاننشین لندن کشیده شده است. برخلاف شعارهای زاهدانه و تبلیغات رسمی درباره «سادهزیستی» راس هرم قدرت، مستندات نشان میدهند که نام مجتبی خامنهای با ثروتی گره خورده است که او را در زمره ثروتمندترین مردان منطقه قرار میدهد.
سازوکار غارت: نفت، الماس و اراضی ملی
ثروت مجتبی خامنهای محصول یک رانت ساختاری است که از دهه ۸۰ خورشیدی آغاز شد. بر اساس گزارشهای تحقیقی، از جمله افشاگریهای روزنامه القدس العربی، سیستمی طراحی شده است که در آن بابت هر بشکه نفت صادر شده به مقاصد استراتژیک مانند هند و چین، مبالغی بین ۱ تا ۱۵ دلار به حسابهای تحت کنترل مستقیم او واریز میشود. این «باج نفتی» سالانه میلیاردها دلار ارز را از چرخه اقتصاد ملی خارج و به حسابهای خصوصی در امارات، سوریه و ونزوئلا سرازیر کرده است.
علاوه بر نفت، تملک اراضی گسترده در مشهد و تهران، از جمله واگذاری چندین هکتار از زمینهای دولتی در منطقه عباسآباد توسط محمدباقر قالیباف، زیربنای مستغلات او را شکل داده است. همچنین داراییهای طلا و الماس وی حدود ۳۰۰میلیون دلار برآورد شده که بخشی از آن در صندوقهای امانات کشورهای آفریقایی نگهداری میشود.
شبکه «مردان پول»؛ فرانکفورت به مثابه قلک استراتژیک
گزارشهای سال ۲۰۲۶ روزنامه فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ پرده از نقش حیاتی شهر فرانکفورت به عنوان «موتور اروپایی» سیستم مالی سایه مجتبی خامنهای برمیدارد. به دلیل پیچیدگی قوانین بانکی آلمان و جایگاه این شهر در بانک مرکزی اروپا، شبکه تحت امر مجتبی موفق شده است میلیاردها دلار را از طریق شرکتهای پوششی و «مدیران صوری آلمانی» جابجا کند.
نفوذ در سیستم تارگت -۲
گزارشها حاکی از آن است که بانک سپه شعبه فرانکفورت، علیرغم تحریمها، از طریق بانکهای کوچک محلی در ایالت هسن توانسته به سیستم پرداخت بینبانکی اروپا دسترسی پیدا کند تا مبالغ کلان مورد نیاز برای فعالیتهای برونمرزی رژیم را تأمین نماید.
نقش علی انصاری
بلومبرگ در گزارش تحقیقی خود(ژانویه ۲۰۲۶) از علی انصاری به عنوان «مرد پول مجتبی» نام میبرد. انصاری که ریشه دوستیاش با مجتبی به دهه ۸۰ میلادی بازمیگردد، مسئول ایجاد روابط بانکی پیچیده در سوئیس، لیختناشتاین و بریتانیا بوده است. او با استفاده از شرکتهایی مانند Birch Ventures، درآمدهای نفتی را به داراییهای ثابت در اروپا تبدیل کرده است.
ماجرای شمشهای طلا در ترکیه و اختلاسهای میلیاردی
در سال ۱۳۸۷، ورود محمولهای شامل ۷.۵میلیارد دلار پول نقد و حدود ۲۰تن شمش طلا به ترکیه، جنجالی بزرگ آفرید. اگرچه غلامعلی حداد عادل(پدر همسر مجتبی) سعی کرد این اتهام را از دامادش دور کند، اما اسناد خزانهداری و شهادت وکلای ترک نشان داد که این حجم عظیم ثروت متعلق به هسته مرکزی قدرت در ایران بوده است.
همچنین محمود احمدینژاد در دوران پس از ریاستجمهوریاش، با استناد به اسناد وزارت اطلاعات، مدعی اختلاس ۱.۶میلیارد یورویی(۱۶ با ۸تا صفر!) توسط مجتبی خامنهای از بیتالمال شد. این رقم در کنار داراییهای بلوکه شده ۴.۵میلیارد دلاری توسط وزارت خزانهداری آمریکا در سال ۱۳۹۸، تصویری از یک فساد سیستماتیک را تکمیل میکند که در آن ثروت ملی به نفع بقای یک خاندان مصادره شده است.
سرکوب سازمانیافته؛ بازوی نظامی «کینگ مجتبی»
مجتبی خامنهای تنها یک الیگارش نیست؛ او یک «نظامیگرای پشت پرده» است. او با مدیریت مافیای «بنیاد ایثارگران و انصار» و هدایت گروههای «لباسشخصی»، نیروی ضربت ویژهای را ایجاد کرده است که خارج از نظارت رسمی دولت و حتی ستاد کل نیروهای مسلح عمل میکنند.
از کهریزک تا آبان خونین
نقش او در سرکوبهای سال ۱۳۸۸ تنها آغاز ماجرا بود. او در تمام قیامهای بعدی، از جمله دی ۹۶ و آبان ۹۸، به عنوان هماهنگکننده اصلی میان بیت رهبری و سازمان اطلاعات سپاه (تحت مدیریت حسین طائب) عمل کرد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که خشونت بیحدومرز در مواجهه با معترضان، محصول دکترین «بقا به هر قیمت» است که مجتبی خامنهای آن را تئوریزه کرده است.
نفوذ منطقهای و پیوند با حزبالله
مجتبی خامنهای به عنوان مهره وصل «بیت» و «حزبالله لبنان» شناخته میشود. او نه تنها در پروژههای اقتصادی این گروه در منطقه نقش دارد، بلکه در دیدارهای حساس دیپلماتیک-نظامی در عراق(مانند ضیافت افطاری سال ۱۳۹۷ با حضور قاسم سلیمانی و نوریالمالکی) به عنوان نماینده تامالاختیار پدرش برای تشکیل فراکسیونهای وفادار به ایران عمل کرده است. این نفوذ فرامرزی، او را به چهرهای تبدیل کرده که بقای رژیم را در خارج از مرزها نیز تضمین میکند.
احتضار نمایش جمهوریت و برآمدن «خلافت موروثی»
نشاندن مجتبی خامنهای بر کرسی ولایت، نه تنها یک تغییر سیاسی، بلکه یک استحاله ماهوی در ساختار حکمرانی ایران است. رژیمی که با ادعای نفی سلطنت ۲۵۰۰ساله به میدان آمد، اکنون در چرخشی کنایهآمیز، در حال بازتولید همان الگوی «سلطنت موروثی» است.
بحران مشروعیت
مجتبی خامنهای برای تکیه زدن بر تخت سلطنت، با ۲جبهه مخالف سرسخت روبروست:
در حوزههای علمیه
برکشیدن او بدون طی کردن مراتب سنتی فقاهت، توهینی به نهاد مرجعیت تلقی میشود. اگرچه او سالها در کلاسهای مصباح یزدی و شاهرودی حضور یافته، اما بسیاری از مراجع سنتی او را فاقد «اجتهاد مطلق» برای رهبری میدانند. این شکاف مذهبی، مشروعیت دینی نظام را که پایه و اساس ولایت فقیه است، به لرزه درآورده است.
در بدنه جامعه
نسلی که در سال ۸۸ فریاد میزد «مجتبی بمیری، رهبری را نبینی»، اکنون به بلوغ سیاسی رسیده و جانشینی او را به مثابه «تثبیت ابدی استبداد» میبیند. از نظر جامعه مدنی، مجتبی خامنهای نه یک رهبر جدید، بلکه نماد ۳دهه سرکوب، غارت داراییها و انسداد سیاسی است.
فرجام «کینگ مجتبی»: ثبات یا سرنگونی؟
ماجرای مجتبی خامنهای، داستان تلاش یک سیستم در حال زوال برای بقا از طریق «بستهتر شدن» است. او معمار نظامی است که در آن حتی پوسته «جمهوریت» به مسلخ «وراثت» رفته است. اما این «سلطنت موروثی فقیه» با بحرانهایی روبروست که ثروت میلیارد دلاری در لندن و فرانکفورت نیز قادر به حل آنها نیست.
قیامهای پیاپی مردم ایران، بیانگر آن است که جامعه ایران هرگونه دیکتاتوری را رد کرده است. فرجام مجتبی خامنهای، نه حکومتی طولانیمدت، بلکه رویارویی نهایی با مردمی است که خواهان بازپسگیری حق حاکمیت خویش و برقراری یک جمهوری دموکراتیک هستند. در این میان، مقاومت سازمانیافته و آگاهی ملی، نقش تعیینکنندهای در نوشتن فصل پایانی این درام سیاسی ایفا خواهند کرد.
مطالب دیگر درباره مجتبی خامنه ای :
کشتی درهمشکستهٔ نظام، با ظهور ولیعهد نظام موروثی ولایت فقیه، با شتاب به سمت غرق شدن پیش میرود. در حالی که رژیم بعد از مرگ خامنهای، با بحرانهای مرگبار امنیتی و اجتماعی روبهروست، انتخاب مجتبی هیچ دردی از نظام بحرانزدهٔ ولایت دوا نمیکند، زیرا قیامآفرینانی که پیاپی برای سرنگونی رژیم بهپاخاستند در برابر مافیای پلید آخوندی از پا نخواهند نشست.
مجتبی خامنهای، ۵۶ساله، دومین پسر خامنهای، چهرهیی کلیدی در دستگاه سرکوب و مافیای حکومتی ایران است. او از دهه ۱۳۸۰ در جریان سرکوب قیامهای مردم ایران و مهندسی انتخابات حضوری فعال داشت و در جریان اعتراضات ۱۳۸۸ و سایر قیامها، یکی از عوامل اصلی صدور فرمان شلیک به معترضان و شکنجه جوانان است. طوری که حتی روزنامه گاردین در همان ایام (۱۳۸۸) نوشت مجتبی خامنهای «یکی از عوامل اصلی سرکوب مردم معترض» است.
مجتبی خامنهای همزمان و به موازات فعالیتهای امنیتی و سرکوبگرانه، کنترل مافیای غارت و فساد را با همراهی سپاه پاسداران بهعهده داشت و شبکهیی مالی و املاک پنهان در اروپا و خاورمیانه ایجاد کرده است. گزارش بلومبرگ در ماه گذشته نشان میدهد او از طریق شرکتهای پوششی و واسطههایی مانند علی انصاری، معروف به «مرد پول مجتبی»، میلیاردها دلار درآمد نفتی ایران را به اروپا منتقل کرده است. املاک لوکس او شامل بیش از ۱۲عمارت در خیابان میلیاردرها در لندن، ویلا در دبی، هتلهای ۵ستاره در فرانکفورت، املاک در مایورکا، پنتهاوس در تورنتو و بخشهایی از ساختمانهای مجلل در پاریس است.
اقدامات اقتصادی او حتی به خرید هلدینگ «بلو ریور» در وین برای اداره شعب «اسپار» در ایران کشیده شده است، معاملهیی ۷۰۶میلیون یورویی که با لغو امتیاز برند در اروپا متوقف شد. شبکه مالی او شامل حسابهای بانکی در سوئیس، بریتانیا، لیختناشتاین و امارات است و هدف آن، هم انباشت ثروت و هم تأمین منابع مالی «قلک استراتژیک» برای بقای رژیم است.
در کنار مدیریت فساد و مافیای غارتگر، مجتبی خامنهای همچنان نماد سرکوب، تروریسم، جنگافروزی و وحشت است؛ او با کنترل بر سپاه و نیروهای بسیج ضدخلقی، از سرکوب جوانان در داخل و تقویت مزدوران نیابتی در منطقه حمایت نموده و این نفوذ را با ثروتهای هنگفت ترکیب کرده تا خط قتل و غارت و فساد پدر را ادامه دهد.
چنین ترکیبی از سرکوب داخلی و شبکه فساد بینالمللی نشان میدهد که ولیعهدی که در کشتی بحرانزدهٔ نظام به تخت ولایت موروثی نشسته، نه راهحلی برای بحرانهای نظام دارد و نه چشماندازی جز گسترش دامنهٔ اعتراضات و قیامهای آتشین ارائه میدهد و کشتی طوفانزدهٔ نظام با ولیعهد خون و فساد، در اقیانوس خشم خلق به سوی غرق شدن شتاب میگیرد.
منابع و ارجاعات:
Bloomberg News. “Khamenei Family Wealth and Overseas Property Network.” Bloomberg, January 29, 2026.
Borger, Julian. “Mojtaba Khamenei: Gatekeeper to Iran’s Supreme Leader.” The Guardian, June 22, 2009. https://www.theguardian.com/world/2009/jun/22/mojtaba-khamenei-iran-protest
Black, Ian. “Khamenei’s Son Said to Control Iran’s Anti-Protest Militia.” The Guardian, July 8, 2009. https://www.theguardian.com/world/2009/jul/08/khamenei-son-controls-iran-militia
Karroubi, Mehdi. “Open Letter to Ayatollah Ali Khamenei Concerning Electoral Interference.” June 19, 200
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
