روزنامه اسکاتسمن - استرون استیونسون: زمان پایان دادن به ۴۷سال استبداد فرا رسیده است
روزنامه اسکاتسمن(The Scotsman) در گزارشی به تاریخ ۳مارس ۲۰۲۶ مقالهیی از استرون استیونسون منتشر کرده است که در آن به تحولات اخیر ایران و چشمانداز گذار سیاسی پرداخته میشود. نویسنده در ابتدای این یادداشت مینویسد:
«یک دولت انتقالی دموکراتیک برای ایران از قبل وجود دارد. زمان پایان دادن به ۴۷سال استبداد فرارسیده است».
استرون استیونسون در ادامه مینویسد که کشته شدن خامنهای، و چهرههای کلیدی سران رژیم ایران، سیستمی را که بیش از ۴دهه غیرقابل تغییر به نظر میرسید، تکان داده است. بهگفته او، مرگ فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و مقامات عالیرتبه نزدیک به خامنهای، شکاف قابل توجهی در رأس قدرت ایجاد کرده و اکنون این پرسش مطرح است که آیا جمهوری اسلامی میتواند از چنین حمله مرگباری جان سالم به در ببرد؟
نویسنده توضیح میدهد که از سال ۱۹۷۹ قدرت در ایران بر ۳ستون استوار بوده است: رهبر، سپاه پاسداران و شبکهیی پیچیده از سرویسهای اطلاعاتی و شبهنظامیان نیابتی. بهنوشته او، این معماری تئوکراتیک عمداً برای جلوگیری از فروپاشی داخلی طراحی شده است؛ اقتدار از رهبر به پایین جریان مییابد و سپاه پاسداران همزمان اقتصاد را کنترل میکند، مخالفان را سرکوب میکند و انقلاب را به خارج از کشور صادر میکند. او مینویسد اگر یک ستون حذف شود، ستونهای دیگر قرار است آن را جبران کنند.
استیونسون سپس این پرسش را مطرح میکند که چه اتفاقی میافتد اگر چندین ستون همزمان ترک بردارند. بهگفته او، کشته شدن فرماندهان ارشد سپاه و مشاوران استراتژیک نه تنها رژیم را از پرسنل محروم کرده، بلکه «هاله شکستناپذیری» آن را نیز در هم شکسته است.
او در بخشی از مقاله با طرح این سؤال که آیا ترس در جامعه تغییر جبهه داده است، مینویسد که سالها نهاد روحانیت قدرت خود را با سرکوب قیامها در داخل و مسلح کردن شبهنظامیان در منطقه نشان داده است. با این حال، اکنون رژیم با نوعی گسست روانی مواجه شده که به اندازه گسست نظامی اهمیت دارد.
نویسنده یادآور میشود که رژیمهای اقتدارگرا معمولاً صرفاً بهدلیل کشته شدن رهبران سقوط نمیکنند، بلکه زمانی فرو میریزند که دستگاه قهریه متلاشی شود و مردم احساس کنند ترس جبهه عوض کرده است. او به بحرانهایی اشاره میکند که جمهوری اسلامی در گذشته از سر گذرانده است؛ از جنگ ایران و عراق تا اعتراضات گسترده پس از انتخابات تقلبی و سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱.
با این حال، استیونسون معتقد است تفاوت امروز در آن است که ساختار فرماندهی رژیم بهوضوح مختل شده، تصمیمگیری با مشکل روبهروست، جناحهای رقیب در حال مانور هستند و بحران اقتصادی عمیقتر میشود. بهنوشته او، تورم، بیکاری و فساد اعتماد عمومی را از بین برده است.
در ادامه این مقاله تأکید میشود که انقلابها تنها با هرج و مرج پایدار نمیمانند و به سازماندهی، رهبری و یک جایگزین معتبر نیاز دارند. به همین دلیل، نویسنده وجود یک دولت موقت ساختارمند را مهم میداند.
او مینویسد تحت رهبری مریم رجوی مقاومت ایران مدتهاست استدلال میکند که مخالفت با ملاها کافی نیست و باید برای جایگزینی آنها آماده بود. بهگفته او، طرح ۱۰مادهای رجوی که شامل حق رأی عمومی، برابری جنسیتی، جدایی دین از دولت، لغو مجازات اعدام و یک ایران غیراتمی است، طرحی برای گذار دموکراتیک ارائه میدهد.
استیونسون در ادامه به انتقادهایی اشاره میکند که نسبت به امکان موفقیت چنین طرحی مطرح میشود؛ از جمله نگرانی درباره تجزیه، جنگ داخلی یا هرج و مرج در خاورمیانه. با این حال او تأکید میکند که ایران دارای جمعیتی تحصیل کرده، حس قوی هویت ملی و سابقه طولانی مبارزه برای قانون اساسی است که به سال ۱۹۰۶ بازمیگردد.
در بخش دیگری از این مقاله آمده است که اشتیاق به حکومت دموکراتیک در ایران یک آرمان وارداتی نیست، بلکه ریشهیی عمیق در فرهنگ سیاسی این کشور دارد. همچنین نویسنده مینویسد ساختارهای موقت پیشنهادی طی دههها در تبعید توسعه یافته و بارها در محافل بینالمللی مطرح شده است.
استیونسون در ادامه تأکید میکند که سؤال اصلی، مسأله مشروعیت است و این مشروعیت تنها از طریق انتخابات آزاد و عادلانه به دست میآید. او مینویسد مریم رجوی بارها متعهد شده که دولت انتقالی موقت خواهد بود و وظیفه آن برچیدن دستگاه سرکوب، آزادی زندانیان سیاسی، تضمین آزادی تجمع و آمادهسازی انتخابات ملی در یک بازه زمانی مشخص است.
بهنوشته او، دولت پس از روحانیت باید متعلق به همه ایرانیان باشد؛ سکولار و مذهبی، فارس و اقلیتهای قومی، با تأکید بر برابری زن و مرد. همچنین تأکید میشود که دستگاه سرکوب باید بدون انتقامجویی برچیده شود و عدالت انتقالی جایگزین دادگاههای انقلابی شود.
در بخش پایانی مقاله، نویسنده به نقش جامعه بینالمللی اشاره میکند و مینویسد که دولتهای غربی برای سالها بهدنبال تعامل و سازش با رژیم ایران بودند، اما این سیاست به نتیجه نرسید. او معتقد است اکنون در برابر یک رژیم ضعیف و یک جایگزین دموکراتیک سازمانیافته، غرب باید تصمیم بگیرد که آیا به وضع موجود در حال فروپاشی پایبند بماند یا از گذار مسالمتآمیز حمایت کند.
بهنوشته استیونسون، حمایت از گذار بهمعنای مداخله نظامی نیست، بلکه شامل بهرسمیت شناختن سیاسی، تعامل دیپلماتیک و نشان دادن این پیام است که یک ایران دموکراتیک میتواند دوباره به جامعه بینالمللی بازگردد.
او در پایان مینویسد: «مردم ایران در طول ۴۷سال حکومت دینی بهای غیرقابل محاسبهای پرداختهاند. آنها نه تنها سزاوار پایان استبداد، بلکه سزاوار طلوع حکومتی پاسخگو هستند. وجود یک رهبری موقت متعهد به اصول دموکراتیک، این امید را ایجاد میکند که آینده ایران نیازی به نوشتن با خون نداشته باشد».
در پایان این مقاله نیز تأکید شده است که بقای جمهوری اسلامی دیگر تضمین شده نیست، اما بقای ملت ایران قطعی است و پرسش اصلی این است که آیا جهان فرصت پیشرو را تشخیص خواهد داد و آیا خود ایرانیان از آن استفاده خواهند کرد؟
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7ژنرال
