۱۴۰۴ اسفند ۲۲, جمعه

سرنوشت ایران و جنگ در گفتمان هویت‌ها: گفتمان تحلیل ژئوپلیتیک و منافع متقابل، گفتمان اتکا به سرمایه‌ی تاریخی ــ مبارزاتی و مقاومت مردم و گفتمان اتکا به نیروی خارجی.



سرنوشت ایران و جنگ در گفتمان هویت‌ها: گفتمان تحلیل ژئوپلیتیک و منافع متقابل،  گفتمان اتکا به سرمایه‌ی تاریخی ــ مبارزاتی و مقاومت مردم  و گفتمان اتکا به نیروی خارجی. 

سرنوشت ایران و جنگ در گفتمان هویت‌ها

بسیار شنیده‌ایم که:

بگو دوستانت چه کسانی‌اند تا بگویم تو کیستی.

بگو در خلوت خودت به چه مشغولی تا بگویم تو کیستی.

بگو از کجا تا به کجا آمده‌ای تا بگویم تو کیستی.

بگو هنرهای دلخواهت کدام‌اند تا بگویم کیستی.

بگو سرمایه‌ای که بر آن تکیه داری چیست تا بگویم تو کیستی.

بگو برای آرزوهایت چه بهایی پرداخته‌ای تا بگویم تو کیستی.

بگو در برابر تحمیل اجبارات چه تلاش و مبارزه‌ای کرده‌ای تا بگویم تو کیستی.

این‌ها همه نشانه‌های گفتمان‌هایی هستند که میان ذهن و ضمیر ما، یا میان ما و دنیای پیرامون‌مان جریان دارند. اساساً ما با چگونگیِ گفتمان‌هایمان شناخته می‌شویم یا خود را معرفی می‌کنیم.

 

گفتمان میان هر یک از ما و جنگ جاری در کشورمان نیز معرف ماست. طبعاً پاسخ‌ها متفاوت‌اند.

مثال‌ها:

آن کس که می‌گوید این جنگ پس از به بن‌بست رسیدن سیاست مماشات با دیکتاتوری ملایان آغاز شد، به کارکرد منافع متقابل شرکت‌ها و قدرت‌های سیاسی در چرخه‌ی تصمیم‌گیری‌ها باور دارد. چنین گفتمانی، تاریخ معاصر ایران را نیز جامع‌ و واقع‌بینانه‌ بازخوانی می‌کند.

 

آن که می‌گوید این جنگ در نهایت برای مردم ایران دموکراسی و آزادی به ارمغان نمی‌آورد و راه‌حل ایران جنگ خارجی نیست، از سرمایه‌های مبارزاتی، سیاسی، تاریخی و معنویِ یک مسیر طولانی تجربه و مقاومت در برابر دیکتاتوری سخن می‌گوید. چنین گفتمانی تنها بر سرمایه‌ی ملی و سازمان‌یافتگی مردم برای پایان دادن به اشغال‌گری ملایان تکیه دارد. این گفتمان پیام می‌دهد که سرمایه‌های بزرگی وجود دارد؛ سرمایه‌هایی که باید به‌گونه‌ای سراسری ــ در داخل و خارج ایران ــ به جریان بیفتند.

آن کس که برای نجات ایران از دیکتاتوری ملایان، فقط چشم امید و تمنایش متوجه طرف‌های خارجی جنگ است، در درون خود سرمایه‌ای ندارد. او از تجربه‌ی زیست مبارزاتی با حاکمیت ملایان نیامده و چون بهایی در این مسیر نپرداخته، دستش خالی است؛ آن‌قدر خالی که حتی ویرانی کشورش را نیز راه نجات خود می‌بیند. چنین گفتمانی نه در درون خود و نه در پیوند با جهان بیرون، تصوری از آزادی و دموکراسی ندارد؛ چرا که این تصور تنها از دل یک زیست و تجربه‌ی واقعی برمی‌آید.

آن کس که ۱۲۰ سال مبارزه‌ی مستمر برای آزادی را پشت سر دارد و از دهلیزهای وحدت و تضاد نیروها در میان توفان‌های گوناگون داخلی و بین‌المللی عبور کرده است، می‌داند چگونه از فرصت‌ها و تضادها برای رهایی مردم و میهنش از دیکتاتوری‌های موروثی بهره بگیرد. در چنین برهه‌هایی، بر مبارزه‌ی خود می‌افزاید و هزینه‌های لازم را در مسیر آگاهی‌رسانی و روشنگری برای عبور موفق مردم و میهنش از بحران می‌پردازد.

به‌نظر می‌رسد در این بررسی، ایران‌زمین شاهد نبرد سه گفتمان است:

گفتمان تحلیل ژئوپلیتیک و منافع متقابل،

گفتمان اتکا به سرمایه‌ی تاریخی ــ مبارزاتی و مقاومت مردم

و گفتمان اتکا به نیروی خارجی.

گفتمان‌های اول و دوم مکمل و پشتیبان هم‌اند. در نهایت، کیفیت گفتمان میان هر یک از ما و ایران در جنگ، در این موقعیت سرنوشت‌ساز، تصویری روشن از سرمایه‌ها و دارایی‌های هر گفتمان را در تعیین سرنوشت ایران آشکار می‌کند.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7