۱۴۰۵ تیر ۳, چهارشنبه

جرقه یک بحران سیاسی - شروع یک فصل مهم در شقه و شکاف میان باندهای حکومت



جرقه یک بحران سیاسی - شروع یک فصل مهم در شقه و شکاف میان باندهای حکومت

پیش‌نویس ۱۴ ماده‌‌ای یادداشت تفاهم میان آمریکا و حاکمیت آخوندی، هر نتیجه‌‌ای که برای طرفین داشته باشد، آن‌چه به طرف ایرانی به‌معنی آثار مستقیم بر ساختار حاکمیت دارد، حکایت از شروع یک فصل مهم در شقه و شکاف میان باندهای حکومتی دارد.

 

پیش‌نویس ۱۴ ماده‌‌ای البته هنوز به‌مثابه قطعنامه یا توافق نهایی نیست. مفاد این تفاهم‌نامه را باید به دروازه‌ی ورود به یک سالن یا ساختمان تشبیه نمود که تازه پس از ورود به آن باید بر سر اصلی‌ترین مسائل بحث و مذاکره صورت بگیرد. طرفین در این ۱۴ ماده، شروط خود را برای ورود به این مذاکره ــ که گفته‌اند تا ۶۰ روز ادامه خواهد داشت ــ اعلام نموده‌اند.

 

اما آن‌چه باید بر آن یقین داشت، این‌که به شرایط جدید پای می‌گذاریم که مهم‌ترین شاخص آن برای ایران، تلنبار شدن ابربحران‌ها میان جامعه و حاکمیت و خروجی آن‌ها در راستای تعیین تکلیف شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت ملایان است. مضاف بر این، ساختار حاکمیت در انتظار یک شقه‌ی بزرگ است. تفاهم‌نامه‌‌ای که هنوز به توافق‌نامه و حکم نهایی تبدیل نشده، چنان آثاری بر حاکمیت گذاشته که حتی مجتبی خامنه‌ای باصراحت از پذیرفتن مسؤلیت آن طفره رفت و به پزشکیان و شورای امنیت پاس داد!

 

این واکنش به‌خودی خود بیانگر عمق نگرانی در رأس هرم قدرت است. زیرا هرگونه عقب‌نشینی در پرونده‌هایی که طی سالیان طولانی به‌عنوان خطوط قرمز نظام معرفی شده‌اند، می‌تواند به موضوعی مناقشه‌برانگیز در درون حاکمیت تبدیل شود. تجربه‌ی دهه‌های گذشته نشان داده است که هرگاه نظام، ناگزیر از پذیرش شرایطی برخلاف تبلیغات و شعارهای پروپاگاندای پیشین خود شده، دامنه‌ی اختلافات داخلی به‌سرعت گسترش یافته و به سطوح بالاتر قدرت راه یافته است.

 

بنابراین چشم‌انداز پیش روی حاکمیت، علاوه بر شقه‌ی بزرگ در ساختار آن، شقه‌ی عظیم میان حاکمیت و جامعه هم فراتر از گذشته ــ حتی بیش از آثار قیام دی ۱۴۰۴ ــ خواهد بود.

 

علت این امر آن است که جامعه‌ی ایران در شرایطی به‌مراتب متفاوت‌تر از دوره‌های پیشین قرار دارد. فشارهای اقتصادی، فرسایش معیشت عمومی، گسترش فقر، بحران‌های زیست‌محیطی، ناترازی‌های گسترده در حوزه‌ی انرژی و آب و نیز سقوط سرمایه‌ی اجتماعی حکومت، مجموعه‌‌ای از بحران‌های درهم‌تنیده را پدید آورده‌اند که هر تحول سیاسی در رأس حاکمیت را مستقیماً به متن جامعه پیوند می‌زند. از این‌رو، پیامدهای هر توافق یا تفاهم احتمالی صرفاً به عرصه‌ی دیپلماسی محدود نخواهد ماند، بلکه بازتاب آن در معادلات داخلی و در مناسبات میان مردم و حکومت نیز بیش از گذشته آشکار خواهد شد.

از آن‌جا که مشخصه‌ی این فصل، افول جریان‌وار حاکمیت است، هر باند حکومتی خواهد کوشید هزینه‌های ناشی از این مسیر را بر دوش باند رقیب بیندازد. همین روند می‌تواند به تشدید جنگ قدرت و افزایش صف‌بندی‌های درونی منجر شود. آن‌چه اکنون در قالب موضع‌گیری‌های محتاطانه و گاه متناقض مشاهده می‌شود، در مراحل بعدی ممکن است به رویارویی‌های آشکارتر سیاسی و تبلیغاتی تبدیل گردد.

نتیجه‌گیری

از این رو، پیش‌نویس ۱۴ ماده‌‌ای را نباید صرفاً یک سند دیپلماتیک تلقی کرد. این تفاهم‌نامه، فارغ از آن‌که در پایان به توافقی جامع منتهی شود یا در میانه‌ی راه با بن‌بست مواجه گردد، در عمل به عاملی برای آشکار شدن شکاف‌های پنهان و تعمیق تضادهای موجود در ساختار حاکمیت تبدیل شده است. به‌همین دلیل، دوره‌ی پیش رو را باید دوره‌ی تعیین‌تکلیف بسیاری از تناقض‌های انباشته‌شده در درون حاکمیت و نیز در مناسبات میان جامعه و حکومت دانست؛ تناقض‌هایی که نشانه‌های بروز و گسترش آن‌ها از هم‌اکنون به جریان افتاده‌اند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7