۱۴۰۴ اسفند ۲۵, دوشنبه

رضا محمدی: اعلام دولت موقت، پاسخ تاریخی به لحظه سرنوشت ‌ساز ایران

 


رضا محمدی: اعلام دولت موقت، پاسخ تاریخی به لحظه سرنوشت ‌ساز ایران

در شرایطی که رژیم آخوندی در یکی از بحرانی‌ترین و متزلزل‌ترین مراحل حیات خود به سر می‌برد، مسئله آینده سیاسی ایران دیگر نه یک بحث نظری و نه صرفا موضوعی محدود به محافل اپوزیسیون، بلکه به پرسشی فوری و سرنوشت‌ ساز برای جامعه ایران تبدیل شده است.

زخم عمیق برجا مانده از کشتار وحشیانه دی‌ماه ۱۴۰۴، که همچنان بر پیکر جامعه داغدار ایران سنگینی می‌کند، در کنار شکست‌های سنگین سیاسی و نظامی، انزوای بی‌سابقه در عرصه بین‌المللی و فروپاشی گسترده اقتصادی، پایه‌های قدرت این رژیم را بشدت فرسوده و متزلزل کرده است. امروز ساختار حاکمیت به نقطه‌ای رسیده که نه تنها مشروعیت خود را در نگاه اکثریت مردم ایران بطور کامل از دست داده، بلکه حتی در درون دستگاه قدرت نیز نشانه‌های آشکار استیصال، شکاف و فروپاشی به چشم می‌خورد.

در چنین فضایی، تحولات اخیر در رأس هرم قدرت و انتخاب مجتبی خامنه‌ای به ‌عنوان ولی‌فقیه جدید بیش از هر چیز بیانگر عمق بحران و درماندگی در ساختار ولایت فقیه است. این تحول در واقع پرده از حقیقتی برمی‌دارد که سالها پشت شعارهای ایدئولوژیک پنهان شده بود: نظامی که خود را "جمهوری" می‌نامید، اکنون در عمل به مرحله‌ای رسیده است که انتقال قدرت در آن نه بر اساس رأی مردم، بلکه در چارچوبی شبه‌ موروثی و خانوادگی صورت می‌گیرد. چنین روندی نه تنها نشانه‌ای از بن‌بست سیاسی و فروپاشی مشروعیت این نظام است، بلکه اعترافی ناگفته به ناتوانی آن در بازسازی اقتدار از دست‌رفته خود نیز محسوب می‌شود.

انتخاب رهبر از درون یک خانواده و در دل ساختاری که مدعی "ولایت الهی" و "حکومت مردمی" بود، نشان می‌دهد که حاکمیت برای حفظ خود ناچار شده حتی از ظواهر ایدئولوژیک نیز عبور کند و به الگویی متوسل شود که بیش از هر چیز یادآور حکومت‌های موروثی و اقتدارگرای گذشته است. این تحول نه نشانه قدرت، بلکه نمود نهایت ضعف و استیصال نظامی است که دیگر نه توان پاسخگویی به مطالبات جامعه را دارد و نه قادر است بحران‌های درونی خود را بدون سرکوب شدید مهار کند.

مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که رژیم به مرحله‌ای از فرسایش رسیده است که دیگر قادر به بازسازی مشروعیت از دست‌رفته خود نیست. جامعه ایران، که بیش از چهار دهه هزینه سنگین استبداد دینی را پرداخته و خاطره خونین سرکوبها و کشتارها را در حافظه تاریخی خود دارد، امروز بیش از هر زمان دیگری آماده عبور از این ساختار فرسوده است. از همین رو کشور در آستانه لحظه‌ای تاریخی قرار گرفته است، لحظه‌ای که می‌تواند سرآغاز دگرگونی بزرگی باشد و مسیر آینده ایران را به سوی پایان استبداد و گشودن فصلی تازه در تاریخ سیاسی آن تغییر دهد.

این بحران سیاسی در رأس حاکمیت هم‌زمان با شرایطی رخ داده است که رژیم آخوندی پس از درگیری‌ها و ضربه‌های سنگین ناشی از جنگ‌های منطقه‌ای و تقابل نظامی با ایالات متحده و اسرائیل با یکی از شدیدترین مراحل ضعف ساختاری خود روبرو شده است. پیامدهای این درگیری‌ها، علاوه بر ضربه‌های سنگین به زیرساخت‌ های نظامی و اقتصادی کشور، نشان داد که سیاست‌های ماجراجویانه و ایدئولوژیک رژیم چگونه امنیت و ثبات ایران را به خطر انداخته و کشور را در معرض بحران‌های عمیق قرار داده است. نتیجه این سیاست‌ها نه تقویت موقعیت ایران، بلکه افزایش انزوای بین‌المللی و تشدید فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر مردم بوده است.

در چنین شرایطی، ادامه حاکمیت این نظام نه تنها راه‌ حلی برای بحران‌های کشور ارائه نمی‌دهد، بلکه خود به بزرگترین مانع در مسیر نجات و بازسازی ایران تبدیل شده است. به همین دلیل خواست تغییر بنیادین ساختار سیاسی در میان لایه‌های مختلف جامعه گسترش یافته و اراده‌ای گسترده برای پایان دادن به این نظام شکل گرفته است. این اراده اجتماعی که در سالهای اخیر در قالب اعتراضات و جنبشهای مردمی بارها خود را نشان داده، اکنون با واقعیت ضعف و فرسایش رژیم هم‌زمان شده و شرایطی را ایجاد کرده که بسیاری از ناظران از آن به ‌عنوان لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر ایران یاد می‌کنند.

با این حال تجربه تاریخی نشان داده است که سقوط یک دیکتاتوری به‌تنهایی تضمین‌کننده استقرار آزادی و دموکراسی نیست. اگر برای دوران پس از سقوط یک نظام استبدادی، طرحی روشن و سازمان‌یافته وجود نداشته باشد، خطر هرج‌ و مرج سیاسی یا بازتولید شکل‌های جدیدی از اقتدارگرایی افزایش می‌یابد. از همین رو، مسئله چگونگی انتقال قدرت به مردم به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های سیاسی امروز ایران تبدیل شده است.

در چنین زمینه‌ای، اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران را باید در چارچوب یک ضرورت تاریخی ارزیابی کرد. این اقدام پاسخی است به خلا سیاسی که ناگزیر پس از فروپاشی هر دیکتاتوری پدید می‌آید، خلایی که اگر با یک طرح روشن و دموکراتیک پر نشود، می‌تواند زمینه‌ ساز آشوب یا باز تولید اشکال تازه‌ای از استبداد گردد. از این رو، اعلام دولت موقت نه اقدامی نمادین، بلکه تلاشی آگاهانه برای تضمین انتقال قدرت به مردم و تحقق آرزویی است که بیش از یک قرن در بطن مبارزات ملت ایران برای آزادی و حاکمیت قانون جریان داشته است.

اعلام دولت موقت مبتنی بر برنامه ده ماده‌ای خانم مریم رجوی دقیقا در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. هدف از تشکیل چنین دولتی نه کسب یا تثبیت قدرت برای یک فرد یا جریان سیاسی، بلکه مدیریت یک دوره انتقالی محدود و مشخص شش ماهه است، دوره‌ای که وظیفه اصلی آن فراهم کردن شرایط لازم برای استقرار حاکمیت مردم از طریق برگزاری انتخابات آزاد، عادلانه و دموکراتیک است. در این چارچوب، دولت موقت پلی میان پایان دیکتاتوری و آغاز یک نظام منتخب مردمی خواهد بود، پلی که ماموریت آن تضمین آزادیهای سیاسی، ایجاد فضای رقابت آزاد میان نیروهای سیاسی و سپردن سرنوشت کشور به رأی و اراده ملت ایران است.

پایه و اساس این طرح، برنامه ده ماده‌ای خانم مریم رجوی است، برنامه‌ای که طی سالهای گذشته به‌ عنوان یکی از روشن‌ترین چارچوب‌های سیاسی برای آینده دموکراتیک ایران مطرح شده است. این برنامه اصول بنیادینی را در مرکز خود قرار داده که هسته اصلی هر نظام دموکراتیک مدرن را تشکیل می‌دهند: حاکمیت مردم از طریق انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت، برابری کامل زنان و مردان، لغو حکم اعدام، استقلال قوه قضاییه، آزادی احزاب و رسانه‌ها، احترام به حقوق ملیت‌های مختلف ایران در چارچوب وحدت کشور، ایران غیراتمی و تعهد به صلح و همزیستی با جامعه جهانی.

اهمیت این برنامه تنها در بیان این اصول نیست، بلکه در آن است که این اصول به ‌عنوان چارچوب عملی دوران گذار تعریف شده‌اند. در این چارچوب، دولت موقت وظیفه دارد شرایط لازم برای انتقال قدرت به مردم را فراهم کند و پس از برگزاری انتخابات آزاد، حاکمیت را به نمایندگان منتخب ملت واگذار نماید. بدین ترتیب دوران گذار به ابزاری برای تثبیت قدرت یک فرد یا گروه تبدیل نمی‌شود، بلکه پلی برای رسیدن به یک نظام دموکراتیک واقعی خواهد بود.

در مقابل این رویکرد، برخی طرحهای دیگر برای دوران گذار فاقد چارچوب نهادی و دموکراتیک هستند. برای نمونه، طرحی که از سوی بچه شاه مطرح شده ، بیش از آنکه بر سازوکارهای نهادی برای انتقال قدرت به مردم استوار باشد، حول محور نقش فردی او در رهبری این دوره شکل گرفته است. چنین رویکردی که از ابتدا تا انتها فاقد هرگونه سازوکار دموکراتیک است، در عمل خطر بازتولید سیاست فرد محور را به همراه دارد، الگویی که جامعه ایران بارها پیامدهای تلخ آن را تجربه کرده است.

ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند عبور از همین الگوهای تاریخی است. جامعه‌ای که بیش از یک قرن برای آزادی مبارزه کرده، نمی‌تواند آینده خود را بار دیگر بر پایه تمرکز قدرت در دست یک فرد یا یک خاندان بنا کند. آنچه می‌تواند ایران را از چرخه استبداد خارج کند، استقرار نظامی است که در آن قدرت سیاسی نه میراث خانوادگی و نه محصول اقتدار فردی، بلکه نتیجه اراده آزاد شهروندان باشد.

ایران اکنون در آستانه یک انتخاب سرنوشت‌ ساز قرار دارد: انتخاب میان تکرار چرخه‌های گذشته یا گشودن فصلی تازه در تاریخ سیاسی کشور. اعلام دولت موقت و تکیه بر برنامه‌ای که حاکمیت مردم را در مرکز خود قرار می‌دهد، تلاشی است برای آنکه این بار مسیر تاریخ به سوی آزادی، دموکراسی و حاکمیت واقعی ملت تغییر کند، آرزویی که بیش از یک قرن در قلب مبارزات مردم ایران زنده مانده است.

حمایت گسترده از اعلام دولت موقت، که مشروعیت خود را نه از معامله‌های سیاسی بلکه از دهه‌ ها مقاومت، فداکاری و پرداخت بهایی سنگین در راه آزادی به دست آورده است، می‌تواند همان حلقه مفقوده‌ای باشد که راه تحقق آرمان تاریخی ملت ایران را هموار می‌کند. این طرح، که هدف آن نه تصاحب قدرت بلکه انتقال آن به مردم از طریق انتخابات آزاد و حاکمیت قانون است، پاسخی روشن به یکی از بنیادی‌ترین نیازهای لحظه کنونی ایران، یعنی مدیریت مسئولانه دوران گذار پس از پایان دیکتاتوری، بشمار می‌رود.

در شرایطی که رژیم حاکم مشروعیت خود را از دست داده و کشور بیش از هر زمان دیگری به مسیری روشن برای آینده نیاز دارد، اعلام دولت موقت می‌تواند نقطه تلاقی اراده مردم، تجربه مقاومت و چشم‌انداز یک ایران آزاد و دموکراتیک باشد. از این رو حمایت از چنین ابتکاری نه تنها یک انتخاب سیاسی، بلکه پاسخی به یک ضرورت تاریخی و وظیفه‌ای ملی است.

هر ایرانی که دل در گرو آزادی، حاکمیت مردم و سربلندی ایران دارد، می‌تواند در این لحظه سرنوشت ‌ساز با پشتیبانی از این مسیر سهمی در گشودن فصل تازه‌ای در تاریخ کشور ایفا کند، فصلی که در آن قدرت نه میراث یک فرد یا خاندان، بلکه امانتی در دست ملت ایران خواهد بود.

رضا محمدی


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7