رویدادها وتحولات جنگ - وزیر دفاع اسراییل کشته شدن لاریجانی و غلامرضا سلیمانی را اعلام کرد
رژیم ایران هنوز این خبر را تایید نکرد
در ادامه تحولات جنگ، وزیر دفاع اسرائیل از کشته شدن دو مقام ارشد حکومت ایران در حملات بامدادی به تهران خبر داد؛ ادعایی که تا این لحظه با واکنشهای متناقض و عدم تأیید رسمی از سوی منابع داخلی ایران همراه بوده است.
یسرائیل کاتز روز سهشنبه ۲۶ اسفند اعلام کرد که در جریان حملات هوایی اسرائیل به پایتخت ایران، علی لاریجانی و غلامرضا سلیمانی کشته شدهاند. به گفته او، این عملیات با هدف قرار دادن چهرههای کلیدی ساختار قدرت در ایران انجام شده است.
کاتز همچنین تأکید کرد که این اقدام با هماهنگی کامل با بنیامین نتانیاهو صورت گرفته و بخشی از سیاست ادامهدار اسرائیل برای هدف قرار دادن رهبران رژیم ایران است. او تصریح کرد که ارتش اسرائیل مأموریت دارد این روند را ادامه دهد و به گفته وی، «رهبری رژیم ترور و سرکوب» را تحت تعقیب قرار دهد.
در همین حال، ارتش اسرائیل نیز با انتشار بیانیهای کشته شدن علی لاریجانی را تأیید کرد و او را «رهبر بالفعل» رژیم ایران توصیف نمود. در این بیانیه آمده است که لاریجانی در یک «حمله دقیق هوایی» و با هدایت اطلاعاتی نهادهای امنیتی اسرائیل، از جمله موساد، در نزدیکی تهران هدف قرار گرفته است.
ارتش اسرائیل در ادامه این بیانیه، لاریجانی را یکی از چهرههای کلیدی در هدایت سیاستهای امنیتی و منطقهای ایران معرفی کرده و مدعی شده است که او نقش مهمی در هماهنگی فعالیتهای بینالمللی و همچنین سرکوب اعتراضات داخلی داشته است.
با این حال، در داخل ایران تاکنون هیچیک از مقامات رسمی این خبر را تأیید نکردهاند. گزارشهایی نیز از رسانههای داخلی منتشر شده که این ادعاها را زیر سؤال میبرد. از جمله، خبرگزاری تسنیم اعلام کرده که علی لاریجانی پیامی منتشر خواهد کرد؛ هرچند آنچه منتشر شد، تصویری از دستخطی بدون تاریخ و مرتبط با مراسم تشییع ملوانان ناوشکن دنا بوده است.
از سوی دیگر، خبرگزاری رویترز به نقل از چهار مقام اسرائیلی گزارش داده که کشته شدن لاریجانی تأیید شده است، اما درباره غلامرضا سلیمانی جزئیات مستقلی ارائه نکرده است.
**
طرح احتمالی انگلستان برای «اعزام پهپادهای مینروب» به خلیجفارس
ترامپ: بیش از ۷ هزار هدف در ایران زده شده؛ مینگذاری هرمز «خودکشی» است
**
تهاجم یک واحد ارتش آزادیبخش ملی ایران به استانداری سرکوبگر رژیم در اهواز
تهاجم یک واحد ارتش آزادیبخش ملی ایران
به استانداری سرکوبگر رژیم در اهواز
پاسخ به سرکوب و شکنجه زندانیان شیبان و سپیدار
بهویژه زندانیان زیر اعدام
**
ایران؛ استراتژی برتر کدام است؟
نگاهی به تحولات جاری در رابطه با ایران
بخش بزرگی از مردم جهان کم و بیش از رژیم مذهبی حاکم بر ایران آزردهاند. به همین دلیل به نظر میرسد که استراتژی جهانی درحال حرکت به سمت تخاصم کامل با رژیم ایران است. در سخنانی تند و کمسابقه، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد که «۴۷سال تحمل و میدان دادن به بزرگترین حامی تروریسم دولتی در جهان به پایان رسیده است».
در عین حال این واقعیت را باید پذیرفت که سیاست مماشات غرب با دیکتاتوری ولایت فقیه باعث شده که این دیکتاتوری ۴۷ سال دوام بیاورد و اکنون تبدیل به تهدیدی بزرگ علیه کشورهای منطقه و جهان گردد. اینها وجه غیرقابل انکار در تاریخ است.
اکنون حل مسئله ایران از یک «نقطه عطف» عبور کرده است. بعداز سرنگونی رژیم دیکتاتوری مذهبی، ایران چه خواهد شد؟. «جنگ استراتژیها» از این نقطه مشخص شروع میشود. به عبارت دیگر سوال مطرح این است که این رژیم «چه وقت» پایان میپذیرد و بعداز پایان این دیکتاتوری چه تحولی در ایران و خاورمیانه به وقوع میپیوندد؟
آیا هرج و مرج منطقه را در برمیگیرد؟ آیا تاریخ تکرار شده و دیکتاتوری دیگری در ایران شکل میگیرد؟ آیا دیکتاتوری سابق یعنی دیکتاتوری سلطنت به ایران برمیگردد؟ آیا رژیم مذهبی ایران به شکل دیگری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و النهایه جامعه بینالملل در این رابطه چه خواهد کرد؟ اینها سوالاتی است که میتوان بر آنها افزود. اما آنچه درست مینماید یک «استراتژی برتر» است که بر همه اشکال دیگر استراتژی پیشی میگیرد؟
جنگ خارجی
جنگ خارجی علیه دیکتاتوری مذهبی مدتی است شروع شده است. مقاومت ایران بارها اعلام کرده که راه حل در جنگ خارجی نیست و به راه حل برای مسئله ایران منتهی نمیگردد. کمااینکه راه حل در مماشات با این دیکتاتوری نبوده است. یکی چشم به درون رژیم دوخته است. دیگری به دیگران و وابستگی. یکی به تغییر نقشه خاورمیانه و دیگری به جنگ خارجی! اما همه اینها که در قالب استراتژی مطرح میشود، در واقع «استراتژی غلط» هستند که النهایه بازیکردن در زمین دیکتاتوری است. زیرا که خاستگاه همه اینها، «ضعف و تدافع» در برابر دیکتاتوری است و هزینه آن به صورت هنگفت از جیب مردم ایران و منطقه پرداخت میگردد. این را قبل از همه، رژیم به خوبی میفهمد. شاخص این استراتژی، شاهپرستها هستند که نه تنها پایگاهی در میان مردم ایران ندارند. بلکه حامل این پیام هستند که «بروید سرنگون کنید تا من شاه ایران بشوم و سیستم حاکم پادشاهی و موروثی گردد». این سمت بد تاریخ و طنز تلخ بیهزینگی و وابستگی به کشورهای دیگر است.
هرج و مرج بعد از سرنگونی رژیم ایران
به دلیل وجود آلترناتیو، در ایران بعداز سرنگونی رژیم ایران، هرج و مرج صورت نخواهد گرفت. مقاومت ایران بارها اعلام کرد که برای «انتقال حاکمیت به مردم ایران» فعالیت میکند و نه کسب قدرت. پیام حاملان این طرز تفکر، سکون و نفی هرگونه فعالیتی علیه دیکتاتوری است. بنابراین، سرمنشاء چنین تفکری، دیکتاتوری حاکم است!
حال سوال این است که «استراتژی برتر» چیست؟ به عبارت دیگر چه باید کرد که مردم منطقه و به ویژه مردم ایران از آن سود ببرد! به گونهیی واضحتر، منافع مردم در چیست!
«آدرس درست» را سالهاست که رژیم دیکتاتوری به زبان خودش داده است. مردم ایران و نیروهای سیاسی ایرانی هم میدانند. «سرخترین نام در ایران که حامل استراتژی برتر است».
استحاله یا اصلاح رژیم!
برخی نظرگاهها به اصلاح رژیم دوختهاند. این نگرش، پا در گذشته دارد و به گفته مقاومت ایران، «افعی کبوتر نمیزاید». انتخاب مجبتی خامنهای بعداز مرگ علی خامنهای، جدیدترین سند این واقعیت است. زیرا در درون یک سیستم دیکتاتوری، گشتن دنبال فردی دمکرات و «ناآلوده به دیکتاتوری» و اصلاحطلب یافت نمیشود. بنابراین استراتژیهایی که متکی به چنین نظرگاهی باشد پیشاپیش «بازنده» صحنه بوده و در خدمت بقای دیکتاتوری است. حتی اگر سودای تجزیه ایران در سر داشته باشد. چنین راهی سنگلاخی و بیراهه است و راه رسیدن به آزادی و دمکراسی را ناهموار میکند.
راه حل سوم، راه برتر
حاملان و دارندگان این راه حل، مماشات با دیکتاتوری مذهبی و جنگ خارجی با رژیم مذهبی ایران را سالهاست که رد کرده و میکنند. آنها خواهان «به رسمیت شناختن» مقاومت هستند. چشمپوشی از این خواسته، دولتها و جریانات دیگر را به این سمت میکشاند که به استراتژیهای دیگر فکر کنند و یا حتی آن را برگزینند، که خود چشمپوشی بر منافع مردم ایران و خون جوانان ایران و منطقه است. این راه حل همچنین بر این باور است که عامل اصلی خشونت، رژیم دیکتاتوری حاکم است و رژیم دیکتاتوری را فقط میتوان با عنصر قهریه به زیر کشید. حاملان این راه حل همچنین بر این باور هستند که حفظ تمامیت ارضی ایران و شعار آزادی و استقلال از هم جداییناپذیرند. اگر هر کدام از این سه عامل نقض گردد، بازی کردن در زمین دشمن محسوب شده و به بقای دیکتاتوری راه میبرد. به همین خاطر، شعار «نه شاه، نه شیخ» قبل از اینکه یک شعار باشد یک «مرزبندی سیاسی» است. الزام دیگر راه حل سوم، حفظ تمامیت ارضی ایران است. هر نیرویی که چشم به غیر از این دوخته باشد، در طرف بازنده قرار میگیرد!
دولت موقت جمهوری دمکراتیک، نخستین منزل و مقصد برای مردمی است که عزم جزم کردهاند دیکتاتوری در ایران را به زیر بکشند. مبنای چنین دولتی، پلاتفورمی مبتی بر «جمهوری» و «دمکراتیک» بودن است. سیستمی که مردم در هرگونه انتخابی «آزاد» هستند و گامی رو به آینده است. این است استراتژی برتر!
**
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران



