Saturday, December 31, 2016

نامه دکتر محمد ملکی در شصت و نهمین روز اعتصاب غذای زندانی سیاسی آرش صادقی




نامه دکتر محمد ملکی در شصت و نهمین روز اعتصاب غذای زندانی سیاسی آرش صادقی


كانون حمایت از خانواده جان باختگان و بازداشتی ها 11دی: بنا بر اخبار منتشره، فعال حقوق بشر دکتر محمد ملکی، در ۶۹امین روز اعتصاب غذای زندانی سیاسی آرش صادق پیامی را داده بود که متن کامل این پیام را در ذیل می آوریم:
دیگر درخواست شکستن اعتصاب غذا از آرش صادقی، هم بی فایده است و هم بی مورد؛ آرش تصمیمش را گرفته که برای احقاق حق و اعتراض به یک ظلم آشکار تا آخر بایستد و حتی برای آن جان دهد؛ او خواهان آزادی همسرش از زندان است چرا که او را بیگناه به بند کشیده اند.
برای نجات جان آرش باید به جان مقامات نظام مقدس افتاد، از عالی ترین مقام نظام و مقامات قضایی تا نماینده مجلس و وزیران دولت. باید به آنها فهماند که تک تک آنها در قتل آرش صادقی مسئول خواهند بود چرا که او در اعتراض به حق کشی بیدادگاههای نظام، حدود هفتاد روز در اعتصاب غذا  بوده و همه میدانند که خواسته او چیست. دیگر هیچ کس از ظریف و زمخت و میانه رو و تندرو نمیتواند بگوید که اسم او را نشنیده است.
اگر آرش صادقی بمیرد تنها یک نفر مقصر نیست و آن آرش صادقی است.
دكتر محمد ملكي

گفتگوی سیمای آزادی با مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت درباره توافق آتش‌بس سراسری در سوریه



محمد محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران

 گفتگوی سیمای آزادی با مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت درباره توافق آتش‌بس سراسری در سوریه

مجری: مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت آقای محمد محدثین روز جمعه در مورد توافق آتش‌بس سراسری در سوریه و پیامدهای آن به سیمای آزادی گفت:

محمد محدثین: توافق آتش‌بس بین انقلابیون، بین اپوزیسیون سوریه از یکطرف و ترکیه و روسیه از طرف دیگر از اهمیت ویژه‌یی برخوردار است. از جزئیات خبری موجود که بگذریم، واقعیت این است که بعد از جنگ حلب، بعد از اشغال حلب ویران‌شده توسط رژیم آخوندی و پاسداران و متحدان و مزدورانش، یک واقعیت خودش را خیلی خوب به نمایش گذاشت. آنهم این‌که مردم سوریه و اپوزیسیون سوریه حاضر به کوتاه آمدن و کنار آمدن با رژیم جنایتکار بشار اسد به‌هیچوجه نیستند. چیزی که امروز هم خودش را به خوبی نشان می‌دهد و مسأله سوریه به‌هیچ‌وجه راه‌حل نظامی ندارد. یعنی با سرکوب و بمباران و کشتار و لشکرکشی جنایتکارانه رژیم آخوندی و پاسداران جرار و مزدوران شبه‌نظامی عراقی و لبنانی و افغانی مسأله حل نمی‌شود. ممکن است شهری ویران شده به دست بشار اسد یا به دست پاسداران بیفتد، اما مسأله حل نخواهد شد. این یک واقعیتی بود که جنگ حلب به خوبی نشان داد، به‌خصوص که در پایان این جنگ، عقب‌نشینی منظم و بسیار سازمان‌یافته و شکست رژیم برای کشتار رزمندگان اپوزیسیون و شهروندان در مرحله آخر، یک حقیقتی را نشان داد که برای رژیم و متحدان و مزدورانش کار به این سادگی نیست. در چنین شرایطی بود که طرفهای بین‌المللی توانستند و به این نتیجه رسیدند که باید به یک راه‌حل سیاسی و آتش‌بس برسند و آن کسی که مخالف این راه‌حل بود و در اخبار درونی رژیم به خوبی پیداست و در اخبار علنی‌ و در اظهارات علنی‌ سردمداران رژیم و رسانه‌های رژیم هم پیداست، آن طرفی که به‌شدت با این آتش‌بس مخالف بود و مخالف هست، رژیم ایران، خامنه‌ای و رژیم جنایتکار او است. چون آنها در هر آتش‌بس جدی‌ای در سوریه که حقوق مردم و اپوزیسیون به‌طور نسبی در آن رعایت بشود، طرف بازنده هستند. در حلب می‌خواستند مردم را کشتار کنند و نگذارند که از حلب خارج شوند، رزمندگان اپوزیسیون را کشتار کنند و نگذارند که خارج شوند. این‌جا هم آتش‌بس، در واقع اگر بخواهیم دقیق و درست بگوییم، این آتش‌بس که از شب گذشته به جریان افتاده است توافقی بود بین ترکیه، روسیه و گروه‌های اپوزیسیون و اپوزیسیون سوریه که علیه رژیم اسد و به‌خصوص رژیم آخوندی است. در واقع همان‌طور که پیش از این هم بارها گفته شده، رژیم ایران کما این‌که رهبران اپوزیسیون سوریه هم به کرات تأکید می‌کنند، آن طرفی که به هیچ‌وجه خواهان راه‌حل سیاسی و مسالمت‌آمیز در سوریه نیست، رژیم ایران است. چون خواهان بقای اسد و ماندن سوریه در تمامیتش در زیر سیطره و هیمنة رژیم آخوندی است. به همین خاطر حاضر به یک راه‌حل سیاسی هم نیست.

به هر حال این اتفاق، این توافقی که گروه‌های اپوزیسیون هم شرایط خودشان را در آن به خوبی گنجاندند و آتش‌بسی که از دیشب شروع شده یک واقعه بسیار مهم است که علیه رژیم ایران و علیه وقایعی است که این رژیم در این چند سال گذشته به وجود آورده است.



مجری: مسئول کمیسیون خارجه شورا درباره چشم‌انداز آتش‌بس در سوریه و رویکرد رژیم آخوندی در قبال این تحول گفت:

محمد محدثین: البته رژیم ایران در این آتش بس، در اخلال این آتش‌بس بیکار نخواهد نشست. چون رژیم به‌شدت از این وحشت دارد که اگر این آتش‌بس جریان پیدا کند، به‌خصوص با تحولاتی که در آمریکا اتفاق افتاده و با توجه به وعده‌های رئیس‌جمهور بعدی آمریکا مبنی بر این‌که در فکر تشکیل مناطق امن در سوریه است، برای این‌که مردم در آن امنیت داشته باشند و بمباران نشوند، این طبیعی است که رژیم ایران از هیچ تلاشی برای بر هم زدن آن فروگذار نکند. کما این‌که از شب گذشته تاکنون بعد از شروع آتش‌بس در مناطقی در اطراف دمشق در جنوب حلب و فکر می‌کنم در منطقه‌یی در درعا، رژیم و نیروهایی از ارتش اسد و پاسداران و حزب‌الشیطان لبنان تلاش کردند که آتش‌بس را بشکنند و تعرضاتی کردند با خمپاره، با توپخانه و از این قبیل تعرضهای که تلاش آنها را برای برهم زدن این آتش‌بس نشان می‌دهد. یک علت دیگر که نباید در این مسأله از آن غافل بود، در واقع جنگ حلب و کشتار سالهای گذشته به‌خصوص دو سال گذشته در سوریه در سالهای 2015 و 2016 نشان داد که مردم سوریه هرگز حاضر نیستند، حتی زیر بیشترین فشارها هم به رژیم اسد تن بدهند. دو مثال بسیار بارز برای این قضیه وجود دارد که در وقایع منطقه، در وقایع عراق و به‌طور کلی وقایعی که در این سالها در منطقه اتفاق افتاده است، کم نظیر است. یکی ماندگاری مردم، یعنی مردم معمولی در مناطق بمباران. این در هیچ جایی اتفاق نمی‌افتد، در ابعادی که در سوریه اتفاق افتاده است. مردم زیر شدیدترین بمبارانها از جمله در حلب حاضر به خروج از مناطق خودشان نبودند. در صورتی که در شرایط مشابه معمولاً وقتی مردم از این شرایط خسته می‌شوند، ترجیح می‌دهند که محل را ترک کنند. در سوریه این اتفاق نیفتاد، نه در حلب و نه در سایر مناطق. اساساً قسمت عمده جمعیت در مناطق تحت بمباران باقی ماندند. امروز باز هم شاهد دیگری داریم، به مجرد این‌که قرارداد آتش‌بس برقرار شد، جامعه سوریه، مردم سوریه در مناطق آزاد شده بیرون ریختند و به نفع اپوزیسیون و علیه بشار اسد تظاهرات کردند و خواستار سرنگونی و رفتن بشار اسد شدند. البته زود است که بگوییم نتیجة این آتش‌بس چه می‌شود؟ رژیم آخوندی چه طرحها و توطئه‌هایی در آستین دارد، چه کارهایی خواهد کرد برای خراب کردن این آتش‌بس و همچنین باید ببینیم که طرفهای بین‌المللی هم تا چه اندازه حاضرند برای یافتن راه‌حل سیاسی بعد از آتش‌بس با ملت سوریه و اپوزیسیون سوریه همراهی کنند و حقوق آنها را به‌رسمیت بشناسند. چون هیچ شبهه‌یی نیست که مردم سوریه و اپوزیسیون سوریه و اکثر کشورهای منطقه -اگر از رژیم ایران و یکی دو کشور دیگر در منطقه بگذریم- اکثر کشورهای منطقه، اپوزیسیون سوریه و مردم سوریه خواهان برکناری و رفتن اسد هستند و این را جزیی از شرایط خودشان در این مذاکراتی که قرار است بعد از تثبیت آتش‌بس جریان پیدا کند، گذاشته‌اند. باید دید که در شرایط بعدی تحولات به چه سمتی خواهد رفت

اوجگیری تعارض درونی در آستانه نمایش انتخابات



رفسنجانی - خامنه اي
لینک :

اوجگیری تعارض درونی در آستانه نمایش انتخابات
روزنامه‌ی حکومتی وطن امروز از روزنامه‌های وابسته با باند خامنه‌یی 9دی95 در مطلبی تحت عنوان «نیمة پنهان فتنه» نوشته است: «امروز در جمهوری اسلامی شاهد صف‌بندی تمام عیار دو جریان فکری هستیم که امکان همزیستی مسالمت‌آمیز آنها با هم وجود ندارد، زیرا اختلاف آنها بر سر مبانی است و لذا تنها یک جریان می‌تواند با حذف و حاشیه‌نشین کردن دیگری به حیات و حرکت پیش‌رونده خود ادامه دهد. جریان مقاومت انقلابی معتقد به مکتب امام و مقام معظم رهبری و جریان غربگرا معتقد به سازش با غرب است. به نظر می‌رسد سرنوشت آینده انقلاب اسلامی در گرو تعیین تکلیف طرف پیروز و غالب در این رویارویی است. این رویارویی امروز بسیار آشکار شده و صف‌بندی‌ها و خط‌کشی‌ها پیوسته پررنگ‌تر و شفاف‌تر می‌شود. این صف‌بندی و دوقطبی را نباید به دوقطبی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا فروکاست، زیرا بسیاری از اصلاح‌طلبان در جرگه تعریف انقلاب (با لحاظ کردن مفهوم مشکک آن) می‌گنجند و اختلاف آنها بر سر برخی فرعیات و سلایق است. تنها دوقطبی اصیل همان انقلابی و ضدانقلاب است

در نقطه‌ی مقابل روزنامه ابتکار وابسته به باند رفسنجانی- روحانی 8دی95 در سرمقاله خود می‌نویسد:

«بیش از هفت سال از حوادث سال ٨٨ [قیام 88] می‌گذرد. حوادثی که خسارات فراوانی را به کشور وارد کرد. بخش اعظم آن خسارات البته ناشی از عدم تشخیص صحیح مختصات و جنس آن حوادث توسط کنش‌گران وقت بود.

در آن چالش، طرفین نزاع بر مواضع حداکثری خود پای می‌فشردند و لذا مفاهمه در نمی‌گرفت. نهادهایی هم که قانون برای داوری پیش‌بینی کرده بود، مرضی‌الطرفین نمی‌افتاد. میانجی گری ریش سفیدان دو جناح نیز آتش دعوا را سرد نمی‌کرد. صدای نزاع به قدری بلند بود که کسی صدای دعوت به آرامش را نمی‌شنید

این سرمقاله در ادامه با «تکفیری» و «تندرو» خواندن تریبون‌داران جناح مقابل نتیجه‌ی مورد نظر خود را می‌گیرد و برای حل تعارضات فزاینده و لاعلاج بین جناحهای رژیم در آستانه‌ی انتخابات، نسخه‌ی زیر را می‌پیچد:

«راه عبور از این سوءتفاهمات، گفتگوی ملی است. نخبگان و جریانهای سیاسی باید با گفتگوی ملی تکلیف این نزاع و اختلاف کهنه را روشن کنند. به‌زعم نگارنده، منشور حقوق شهروندی بستر مناسبی برای این گفتگو می‌تواند باشد. این منشور به همراه منافع ملی باید بر صدر خواسته‌های جریانهای سیاسی باشد. شوربختانه اما برخوردهای برخی از بزرگان جناح اصول‌گرا با این منشور در جهت تعمیق سوءتفاهمات است».

به میزانی که باند خامنه‌یی داد سخن از «تعیین تکلیف» و حذف فیزیکی باند دیگر و یکپایگی رژیم سرمی‌دهد، باند دیگر، صحبت از گفتگوی ملی و توسل‌جویی به منشور خودساختة حقوق شهروندی روحانی می‌کند و آن را بستر مناسبی برای شروع این گفتگوها می‌داند.

روزنامه‌ی ابتکار در جایی در مطلبی تحت عنوان «جدال بی‌پایان» سوز و گداز می‌کند که چرا با وجود این‌که در بین باندهای مختلف رژیم «نگاه واحدی نسبت به پذیرش اصل نظام» وجود دارد (یعنی همه بر حفظ طینت ضدمردمی نظام متفق‌القولند) اما چرا میان آنها گفتگو شکل نمی‌گیرد؟

پرواضح است که جدالها و کشاکش‌های بین باندهای رژیم، در آستانة انتخابات، باز هم بیشتر از پیش سیر صعودی پیدا خواهد کرد و در نقطة کنونی نخواهد ماند. اما سوالی که هیچ‌یک از باندهای رژیم به آن پاسخ نمی‌دهند این است که چرا تعارض بین آنها به این نقطه رسیده است؟ چه دلیلی باعث شده که آنها «شاهد صف‌بندی تمام عیار دو جریان فکری باشند که امکان همزیستی مسالمت‌آمیز آنها با هم وجود ندارد»، چه شده که «اختلاف آنها بر اینک بر سر مبانی است» [در این‌جا به عمد اصطلاحات درونی خود رژیم به‌کار رفته است] و از آن نتیجه بگیرند که «تنها یک جریان می‌تواند با حذف و حاشیه‌نشین کردن دیگری به حیات و حرکت پیش‌رونده خود ادامه دهد».

سرباز کردن این تعارض و رسیدن آن به نقطه‌ی حاد صرف‌نظر از مانورهای «تریبون‌داران» حکومتی برای لاپوشانی آن، گویای خرابی وضع تمامیت رژیم در آستانه‌ی انتخابات است. به قول معروف «وقتی زمین سفت است گاوها یکدیگر را شاخ می‌زنند». بیهوده نیست که بگونه‌یی ترجیح‌وار سران رژیم، با نزدیک شدن به سرفصل انتخابات، هراس خود از قیام 88 را به نمایش می‌گذارند و جا و بیجا به عز و جز می‌پردازند. در این میان اظهارات پاسدار حسین شریعتمداری در کیهان 8 دی 95 قابل درنگ است:

«9 دی ایستگاه پایانی فتنه 88 بود اما خط فتنه در این نقطه به پایان نرسیده و نباید از فتنه‌های دیگری که دشمن در آستین دارد و دنباله‌های داخلی آنها روی دست خواهند گرفت غافل بود. چرا که دشمنی آمریکا و متحدانش با ایران اسلامی از ماهیت طرفین درگیر ریشه می‌گیرد و تمام‌شدنی نیست، بنابراین احتمال به میدان آوردن فتنه‌های دیگر با فرمول‌های تازه‌تر نیز همیشه وجود خواهد داشت».

«فتنه‌های دیگر با فرمول‌های تازه‌تر» همان هراس مرگ‌آور و رعشه‌برانداز بر جان جانیان حاکم بر میهنمان از شکل‌گیری قیام خلق قهرمان ایران است. پایین آمدن رژیم در تعادل قوا، به‌دنبال فضاحت عالمگیر و برملا شدن چهرة جنایتکارانة آن در جریان قصابی مردم بی‌دفاع حلب، و چشم‌انداز شکست در یمن، اکنون خود را در تعارض بین باندهایش نشان می‌دهد. خامنه‌یی برای سراپا نگه‌داشتن رژیم رو به احتضارش چاره‌یی جز چنگ و دندان نشان‌دادن پوشالی و ابراز تمایل به جراحی اندامهایی از رژیمش را ندارد. اما خود او نیز در نقطه‌یی نیست که بتواند این جراحی را انجام دهد و این نشاندهندة بن‌بست مرگبار رژیم در آستانة سالگرد قیام 88 است
.

خبرگزاری رویتر: عکس گورخوابها، مردم ایران را تکان داد




خبرگزاری رویتر: عکس گورخوابها، مردم ایران را تکان داد

خبرگزاری رویتر ۱۰دی۹۵ گزارش داد: دهها تصویر از ایرانیان بی‌خانمان که در گورهای خالی در خارج تهران در دمای یخبندان پناه گرفته‌اند موجب خشم عمومی و اعتراض به حسن روحانی شد.







این تصاویر که اولین بار در روزنامه حکومتی شهروند به چاپ رسید، از آن زمان در اینترنت منتشر شده و موجب اعتراض به مقامهای رژیم ایران شده است. 
خانمی که در گور می‌خوابد گفت: «به ما سنگ می‌زنند، ما را اذیت می‌کنند، مگر ما انسان نیستیم؟».

آخوند بی شرافتی که وقاحتش حدّ و مرز ندارد!



جمشید پیمان:آخوند بی شرافتی که وقاحتش حدّ و مرز ندارد!


وقتی یکی شرافت ندارد، اندازه گیری مقدار بی شرافتی اش کار غلط و بیهوده ای است. اما برای وقاحت یک نفر می شود حد و مرز را اندازه گرفت، مگر اینکه وقاحت آن فرد بی حد و مرز باشد. آخوندهای حاکم بطور عام و آخوند حسن روحانی بطور خاص و مشخصن مصداق احکام فوق در رابطه با وقاحت و شرافت اند. اول این خبر را بخوانید: آخوند شارلاتان، حسن روحانی صبح امروز(چهارشنبه ۲۸/۱۲/۲۰۱۶) در نشست تخصصی جامعه نظارت و بازرسی دولت، در واکنش به “گــــــــــــــــــــــــــــــورخـــــــــــــــــوابــــــــــــــی” بخشی از هموطنانمان که قربانی نظام آخوندی اند، گفت: ” شنیده بودیم عده ای از فقر کارتون خواب هستند و زیر پل می خوابند، قبر خواب را کمتر شنیده بودیم، این مردم که عشق به امام حسین و خاندان رسالت دارند چطور می توانند ببینند یکی از همنوعانشان آسیب اجتماعی دیده‌اند و شب بخاطر بی‌پناهی و سرما به قبر پناه می‌برند.”…!
ـ  شنیده است!: ( میگن!) یعنی در حد همان شنیده هاست دیگر! چندان حائز اهمیت نبوده یا اصلن اهمیتی نداشته است! بنا براین اگر تاکنون نسبت به آن واکنشی پر رنگ نداشته اند، ناشی از کم رنگی موضوع بوده است!!
ـ عده ای، این واژه کمیت بزرگ را در ذهن تداعی نمی کند، برعکس، یادآور بخش اندکی از جمعی بزرگ است!

ـ شما وجدانتان را قاضی کنید و به این پرسش پاسخ دهید: 
یک نفر که نزدیک به چهل سال در بالاترین رده های حاکمیت آخوندی مشغول است و چهار سال است عنوان رئیس جمهور این حاکمیت را یدک می کشد، چطور می تواند به دو معضل اساسی و کهنه ی جامعه ایران یعنی کارتن خوابی گسترده و گور خوابی بی سر پناهان و معتادان و … بر خوردی چنین توام با بی شرافتی و آکنده از وقاحت بکند؟
ـ کارتون خوابی و گور خوابی پدیده های گسترده ای هستند: ناشی از حاکمیت آخوندی. اخبارشان همراه با خبرهای مربوط به دهها نابسامانی ژرف دیگر، هر روز در روزنامه ها و سایر شبکه های ارتباطی، بطور وسیع منتشر می شود. حتی در گزارش های رسمی دولتی، چه در دولت های قبلی و چه در دولت همین آخوند روحانی، بارها به آنها پرداخته شده است. اما آخوند روحانی در واکنش به موضوع گورخوابی طوری حرف می زند و چنان وانمود می کند که گوئی نسبت به گستردگی ابعاد این فجایع اطلاعی نداشته است. برای مردمی که زیر ستم حاکمیت آخوندی با این دردها درگیرند، واضح است که آخوند روحانی و دیگر سردم داران حاکمیت، همه ی اینها را کاملن می دانند. اما اگر حرف این آخوند شیاد را بپذیریم که از عمق فاجعه بی خبر است، آنوقت گناه عظیم بی خبری  هم بر جرم و جنایت هایشان به اضعاف افزوده می شود.  
ـ حیرت آور است که شیخ شیاد در این میانه مردم را مقصر می خواند نه حاکمیت غارتگر و فاسد و ایران سوز را!. بی لیاقتی ها و بی عرضه گی های ذاتی  تشکیل دهندگان حاکمیت آخوندی را علت اصلی و عامل اینهمه مصائب نمی داند. طوری نسبت به مساله کارتن خوابی و گورخوابی واکنش نشان می دهد که گویا مردم،  هم خودشان در ایجاد و اشاعه یآن مقصرند و هم در بی تفاوتی و چاره نیندیشی برای حل معضل!. اخوند روحانی شیاد این دیدگاهش را در همین سخنان کوتاه چنین فرمول بندی می کند:” این مردم که عشق به امام حسین و خاندان رسالت دارند چطور می توانند ببینند یکی از همنوعانشان آسیب اجتماعی دیده‌اند و شب بخاطر بی‌پناهی و سرما به قبر پناه می‌برند….”!
ـ آری،تنها یک فرد بی شرف و بی نهایت وقیح، آنهم از موضع ریاست جمهوری، می تواند خود را به بی خبری بزند و بگوید شنیده بوده که …
۲۸-۱۲-۲۰۱۶

فراخوان فوری عفو بین الملل- سوئد برای آزادی آرش صادقی



 سازمان عفو بین‌الملل شاخه سوئد، در بیانیه‌ای با اشاره به وضعیت بحرانی آرش صادقی، از همگان خواسته است که با تماس با سفارت خانه های ایران در اقصی نقاط جهان، خواستار آزادی و رسیدگی به وضعیت این زندانی سیاسی شوند.
عفو بین‌الملل سوئد در بیانیه‌ای که ٩ دی‌ماه منتشر شده است، اعلام می‌دارد؛ پزشکان درباره‌ی احتمال به کما رفتن و مرگ آرش صادقی که از سوم آبان ماه در اعتصاب غذا به سر می‌برد، هشدار داده‌اند.
عفو بین‌الملل در این بیانیه از همگان خواسته است که با تماس با سفارتخانه‌های ایران برای آزادی وی اقدام کرده و از مرگ این فعال حقوق بشر زندانی جلوگیری کنند. این سازمان حقوق بشری در این بیانیه عنوان کرده است: “در تماس خود به سفارت‌خانه، آنان را از وضعیت هشدار دهنده ی آرش صادقی مطلع کنید و خواستار آزاد شدن بی قید و شرط این زندانی سیاسی و همسرش، گلرخ ایرایی، شوید."

فراخوان مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا برای آزادی آرش صادقی و گلرخ ابراهیمی




شنبه ۱۱دی ۹۵ تام مالیناوسکی، دستیار وزیر خارجه آمریکا در امور دموکراسی و حقوق بشر با ارسال یک توییت خواستار آزادی زندانی سیاسی در حال اعتصاب غذا آرش صادقی و همچنین همسرش گلرخ ابراهیمی ایرایی شده است.
تام مالیناوسکی همچنین آورده است که: هیچ کس نباید به خاطر فعالیت مدنی مسالمت آمیز زندانی شود و رژیم ایران باید به اجرای قوانین خودش پایبند باشد و آرش صادقی و گلرخ ایرایی را آزاد کند.
لازم به یادآوری می باشد که امروز هفتادمین روز اعتصاب غذای زندانی سیاسی آرش صادقی است که به دلیل قرار گرفتن در وضعیت خطرناک جسمی و تهدید از دست دادن جانش، بایستی تمامی آزادیخواهان جهان و سازمانهای حقوق بشری و مدافع حقوق زندانیان به پشتیبانی و حمایت از این زندانی سیاسی برخاسته و آرش را کمک کرده تا به خواسته هایش برسد.
«آرش صادقی» که درحال حاضر مشغول تحمل ۱۹ سال محکومیت حبس خود است، در ۳ آبان ۹۵، هم زمان با بازداشت همسرش «گلرخ ابراهیمی ایرایی» طی نامه ای اعلام کرد که در اعتراض به نحوه بازداشت و نقض های مکرر قانونی در پرونده همسرش و خودش دست به اعتصاب غذا می زند.

«گلرخ ابراهیمی ایرایی»، صبح روز ۳آبان ۹۵ بدون دریافت احضاریه کتبی از سوی ماموران امنیتی جهت اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان اوین منتقل شد، وی درحال حاضر در بند زنان (نسوان) این زندان نگهداری می‌شود و به علت نوشتن داستان منتشرنشده‌ای درباره سنگسار در ایران، به «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» متهم و به ۶سال زندان محکوم شده است.
گفتنی است که حسین صادقی پدر زندانی سیاسی در حال اعتصاب غذا آرش صادقی از روز جمعه هفته گذشته ( ۳دی ۹۵) در اعتراض به عدم توجه مسئولین جهت رسیدگی به مطالبات فرزندش ،ممنوع الملاقات بودن با همسرش و همچنین در حمایت از اعتصاب غذا و خواسته هایش دست به اعتصاب غذا زده و خواستار رسیدگی به مطالبات و وضعیت وخیم فرزندش هست و ازهمگان درخواست کرده که صدای فرزندش، همسرش و دیگران عزیزان در بند باشند.
منبع :قاصدان آزادی 

The Political Prisoners Congratulate the New Year









NCRI - On Wednesday December 28th 2016, a group of political prisoners of Gohardasht Prison in a message congratulated the New Year 2017.The political prisoners stated:"today in the days left till the New Year 2017, we, the political prisoners of Gohardasht Prison commended Iranian and Syrian people and especially children and women’ struggle for freedom and said: We honor the hardworking workers, imprisoned teachers and so on. We will begin the new year with great ambition and unity."
On the eve of New Year, the political prisoners said that they will strongly protest against the plunders and repressions of the Mullahs' regime as well as the men behind the scene. They added: “we will challenge the security and police authorities and those who are behind the scene and then we will shout at the top of our voice against their plunders and lootings. We will not forget that there is not enough food for the children of my country and they suffer from poverty and unemployment due to thousands of economic rents, far-fetched salaries of officials and the lootings."
They addressed the Iranian people and said:"in the new year, please come out of curtains which hide you. We believe that this year will be full of revelations against authoritarians, as our brothers and sisters have got their act together to plead for the political prisoners who were executed in 1988 as well as punishing the perpetrators. Similar to the previous year, the security arrests will go on. So will the framings.
Nevertheless, the main principal of nature is that human being evolves and grows to freedom and no oppressor could have and will not ever pale out the glowing stars of freedom. God willing, we will take huge steps in the way of freedom and liberation with the efforts of liberal men and women."
The political prisoners of Gohardasht Prison, Karaj – 28th December 2016
Farid Azmoudeh, Reza Akbari Monfared, Behzad Tarahomi, Khaled Hardani, Rasoul Hardani, Shahin Zoghitabar, Aasoo Rostami, Mahdi Shandiz, Hasan Sadeghi, Jaber Abedini, Abolghasem Fouladvand, Ebrahim Firouzi, Pirouz Mansouri, Ali Moezzi.

Iran Regime's Official: Grave Consequences of Iran Deal



NCRI - On December 28th 2016, Keyhan newspaper affiliated with Khamenei wrote about the Iran nuclear deal quoting the chairman of the Iranian Parliament Committee on National Security and Foreign Policy that the current big banking systems have been locked; even we take out the salaries of workers of embassies with hand baskets.
Alaeddin Boroujerdi said:"during our recent trip with some members of the committee to France, I asked the ambassador if our banking connection has been established with different places or not. Our colleagues at Tehran's embassy in France said that the connection is made in small scale. He then slammed the Iran Deal and confessed:"we don’t believe that Iran Deal has prevented wars. Iran Deal has nothing to do with security."

Iran: Arash Sadeghi's Health Deterioration in the Sixty-Eighth Day of Hunger Strike



NCRI - International Demand for the release of political prisoner "Arash Sadeghi" made the first topic in twitter worldwide trending today.
Political prisoner, Arash Sadeghi is in the sixty-eighth day of his hunger strike his physical condition has been reported as "very grave”.
Yesterday due to a sharp drop in blood pressure. "6 -5" and severe stomach pain and palpitations and shortness of breath he lost consciousness for about two minutes and was transferred to the infirmary.
Doctors expressed concern about Arash Sadeghi’s health situation and asked him to get serum but he refused and was returned to the ward after a few hours.
According to the coroner's report after carefully examining his situation the risk of coma and even death in imminent.

Trump Administration Should Hold Iran Accountable for Executions



Highlighting the ongoing violations of Human Rights in Iran, Dr. Ali Safavi a member of the Foreign Affairs Committee of the National Council of Resistance of Iran and president of the Near East Policy Research wrote an article in ‘The Hill’ on December 30, the following is the full text:

Nearly a year after the implementation of the nuclear deal with Iran, known as the Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA), and the ensuing fanfare regarding the possibility of an age of reform within a feeble theocracy, Tehran’s behavior has taken a turn for the worse. The most tangible evidence of this can be seen in its treatment of the Iranian people.
By any measure, the human rights situation in Iran has dramatically deteriorated. Indeed, in December 2016, the United Nations condemned Iran’s abuses for the 63rd time.
This should encourage the new U.S. administration to take on a much more vocal and active role regarding the regime’s unbridled rights violations, including the placement of the dossier on the U.N. Security Council’s agenda.
Consider the facts. The Iranian regime has stepped up executions dramatically in recent years. Amnesty International has called it a “staggering execution spree” while underscoring that Iran has the highest number of executions per capita in the world.
Over 2,700 executions have been carried out since Hassan Rouhani took office in 2013, the most in the past 25 years. Victims include political dissidents like Gholamreza Khosravi, an activist of Iran’s principal opposition, the Mujahedin-e Khalq (PMOI/MEK), who was hanged in 2014 simply for providing financial assistance to a satellite television station.
On Dec. 19, the U.N. General Assembly expressed "serious concern at the alarmingly high frequency of the imposition and carrying-out of the death penalty by the (Iranian regime)… including executions undertaken for crimes that do not qualify as the most serious crimes, on the basis of forced confessions or against minors and persons who at the time of their offence were under the age of 18.”
The U.N. censure resolution also called on the Iranian regime “to ensure, in law and in practice, that no one is subjected to torture or other cruel, inhuman or degrading treatment or punishment.”
“Iran has the shameful status of being the world’s last official executioner of child offenders,” Amnesty International stated.
“Execution of two juvenile offenders in just a few days makes a mockery of Iran’s juvenile justice system,” AI announced on Oct. 14, 2015.
Imprisoned activists are routinely subjected to torture and ill treatment by the regime. Many female activists are deprived of medical treatment as a form of psychological and physical torture.
Maryam Akbari Monfared, for example, is one of the prominent prisoners who is suffering from serious illnesses in the Iranian regime's jails, but is deliberately deprived of treatment. She called for an investigation into the killing of thousands of prisoners in 1988.
Women are treated worse than second-class citizens. Since 2014, the Majlis (parliament) has adopted four legislations further limiting women’s rights, restricting access to employment and education.
According to Reporters without Borders, Iran is still one of the world’s most oppressive countries with respect to freedom of information.
moderate, “the overall situation has worsened” with regard to human rights in Iran.
Most shockingly, in August, an audio tape was released which gave more clues about a large-scale massacre that killed as many as 30,000 political prisoners in Iran.
In the audio tape, the late Ayatollah Hossein-Ali Montazeri, at the time slated to become the next supreme leader, tells a group of senior judicial and intelligence officials, “In my opinion, the greatest crime committed during the Islamic Republic, for which history will condemn us, has been committed by you.”
Among the executed were pregnant women and girls as young as 15, as underscored by Montazeri.
According to the Washington Post, “Maryam Rajavi, head of the National Council of Resistance of Iran opposition group, urged international prosecutors to use the tape as further evidence that can be used to press charges for the political slayings of the late 1980s.”
One of the officials involved in the 1988 massacre was Mostafa Pourmohammadi, now, paradoxically, Rouhani’s justice minister. He has publicly said he is “proud” of having carried out “God’s commandment” in executing thousands of political opponents.
In September, a resolution (H.Con.Res.159) was introduced in the U.S. Congress condemning the mass executions of 1988. It urged U.N. authorities “to create a Commission of Inquiry to fully investigate the massacre and to gather evidence and identify the names and roles of specific perpetrators with a view towards bringing them to justice.”
The new U.S. administration should echo this call. At a time when Islamic extremism continues to expand, it is time for Washington and the world to hold the number one state-sponsor of terrorism to account for its monstrous crimes against humanity.
The deep resentment that the Iranian people feel toward the turbaned tyrants should strengthen this resolve. The dossier of the regime’s egregious rights violations, especially the 1988 massacre of political dissidents, should be referred to the U.N. Security Council.

Iran Regime Expresses Fear of Growing Popularity of MEK in Social Sphere



NCRI - Telegram, the worldwide messaging service, has refused the Iranian regime’s request to filter news channels sympathetic to the People’s Mojahedin Organization of Iran (PMOI/MEK).
Shohadaye Iran, a state-run website, reported that recently an outfit of the Iranian regime vigorously urged Telegram to filter the channels that are sympathetic to the Iranian Resistance. But it was rebuffed by the cloud-based instant messaging service.
Telegram has responded that based on the principle of freedom of speech it would not pay heed to this request and would not shut down or filter these channels, the state-run website reported on December 31.
Telegram is very popular in Iran and is widely used by the Iranian youths who try to evade the clerical regime’s censorship on the internet. According to some news reports, currently Telegram is the main messaging app and most popular social media platform for Iranians.
Shahin Gobadi, a PMOI spokesman, said: “The clerical regime’s attempt to urge even foreign companies to filter the channels sympathetic to the Iranian Resistance clearly manifests the regime’s fear and anxiety regarding the growing popularity of the Iranian Resistance at home, in particular among the young Iranians. It is also an acknowledgement by the regime that despite all the suppression and censorship, Iranians are eager to connect to the MEK and obtain the Resistance’s news and information.”
“This is in line with repeated warnings in recent months by the regime’s senior officials about the growing popularity and activities of the MEK among the Iranian youths, particularly in universities,” Gobadi added.

Maryam Rajavi's Message to FIFCJ Conference in Argentina




A conference was held by the International Federation of Women in Legal Careers (FIFCJ) from November 14 to 17, 2016, in Buenos Aires, Argentina.
Prominent jurists and legal experts from North America, Latin America, Africa, and Europe participated in this conference. A delegation from the Women's Committee of the National Council of Resistance of Iran was also invited to the conference. Participants in the conference, discussed and examined the reasons for inequality in different countries, from legal and practical standpoints. They also addressed women's basic rights and different legal solutions for their problems. Maryam Rajavi sent a message and lauded the FIFCJ initiative for holding the conference.
The message reads:
Madam President, My dear sisters, On behalf of Iranian women who struggle to gain freedom from the bondage of a fundamentalist tyranny, I salute you all. I would like to thank Ms. Maria Elena Elverdin, President of the International Federation of Women in Legal Careers, and the Association of Argentine Jurist Women for this excellent initiative. Your valuable efforts encourage all women in achieving a 50-50 planet. The focus of this conference, namely a woman's right on her body, is an inherent right related to the emancipation of mankind. Likewise, depriving women of this right is the central nucleus of a backward ideology that enchains women and humanity. In the contemporary times, Islamic fundamentalism targets women more than anyone else. From Boko Haram, to the Taliban, to Afghanistan, and to Daesh (ISIS/ISIL).
The epicenter of production and promotion of fundamentalism in the Middle East, is the mullahs' regime ruling Iran. The regime is identified with terrorism and its bomb-making program. The essential element for the regime is its religious compulsion which relies on shedding women's fundamental rights. Violence against women has been institutionalized in the most important laws of Iran, such as the Civil Code and the Penal Code. Among them, decreasing girls' legal age of marriage to 13, the husband's unilateral right to divorce, the husband's right to prevent employment of his wife, the husband's control on his wife's movement out of the house, declaring the value of women's blood money as being half of men's, and exonerating the father and grandfather from retribution for the murder of their daughter. These laws have paved the way for fierce violence against women, including honor killings where girls become victims of the wrath and suspicion of the men in their families. No wonder that the clerical regime has so far refused to sign the Convention for the Elimination of Discrimination Against Women. Two years ago, a young woman by the name of Reyhaneh Jabbari was executed. Her crime was standing up to an Intelligence services' official against sexual assault, and murdering him while defending herself. Perhaps you have heard the terrifying phrase of stoning of women. This is a punishment which belongs to many millenniums ago, but was revived in the end of the 20th Century and then spread them to the laws of some Islamic countries. Veil is compulsory for women. They must wear it at the work place, in the classroom, at the hospital, and when shopping or driving, otherwise they would be fined, flogged and imprisoned. To impose the veil, the regime's agents in Isfahan splashed acid in the faces of numerous women in the streets, two years ago. The mullahs have created many obstacles on women's way to enter the job market; they are reducing the number of women in universities and have stepped up their policy of gender segregation in universities.
Such systematic misogyny and persistent reproduction of male-domination are the mechanism by which they control the society and preserve their power. Nevertheless, the women of Iran have not surrendered. Since the onset of the mullahs' rule, women have played a key role in resistance against this regime. The women's pioneering role in the Resistance movement has spread the idea of equality in society. We advocate women's equal participation in political leadership in a free Iran. The mullahs have so far tortured and executed tens of thousands of women for their participation in the struggle.
A number of these women were hanged in the course of the massacre of 30,000 political prisoners in summer 1988. Today, there is an ongoing Justice Seeking Movement that seeks international prosecution of the Iranian regime's leaders for this horrendous crime. I appeal to the conference of the International Federation of Women in Legal Careers in Buenos Aires to support this Justice Seeking Movement and the Iranian women's struggle against the barbaric regime ruling Iran.

Maryam Rajavi Appeals to the Nation to Help Iran's Homeless in the Cold Season




The Iranian Resistance's President-elect Maryam Rajavi said, "It is a national catastrophe with rare precedent in Iran's history, when the poor and drug addicts take shelter in cemeteries around the capital."
She blamed the ruling clerical regime and the criminal, unscrupulous mullahs for this tragedy and added, "This news provoked vast social outrage, indicating the Iranian people's hatred of a regime that every hour of its rule is tantamount to the devastation of numerous people and to further destruction and dissipation of the country."
Despite its deplorable and shocking impact on society, the tragedy of the homeless poor who sleep in graves is just one out of countless calamities inflicted on the people of Iran by Khamenei, Rouhani and other leaders of the regime and their children who are directly involved in multi-billion-dollar embezzlements and pocket astronomical salaries.
The 18 to 20 million people who live in 2700 shanty towns and illegal dwellings, particularly around major capitals, the rampant phenomenon of trafficking of young women and girls to other countries, the rising number of women who post ads on the walls to sell their infants, and the 30 per cent of the population who according to the admissions of the regime's officials are starving, are but a few examples indicating how the Iranian people's lives have been destroyed under the repressive rule of the Velayat-e Faqih, Khamenei.
Such devastation coupled with incessant executions and daily arrests of some two to three thousand people comprise the security the mullahs claim they have provided for the people of Iran by engaging in the slaughter of the people of Syria, Iraq and other countries in the region.

Maryam Rajavi appealed to her compatriots, and all humanitarian and benevolent people and youths of Iran to help the hungry and the homeless in this cold winter. She said, "Contrary to the callous mullahs, the people should create a national movement of humanitarian solidarity to save the victims of the clerical regime. Such compassion and charity are deeply rooted in the Iranian culture and in the teachings of Islam and the criminal mullahs are the greatest enemy of both," Mrs. Rajavi stressed.
"Suppression, corruption and belligerence are inherent to the Velayat-e Faqih regime," Mrs. Rajavi pointed out and added, "so long as this clerical regime rules Iran, the Iranian people's poverty and destitution will endure. The ultimate solution for putting an end to all these tragedies is regime change in Iran and establishment of freedom, democracy and popular sovereignty," Maryam Rajavi reiterated.
The Secretariat of the National Council of Resistance of Iran
December 30, 2016

Member of the Syrian Opposition Coalition: Ceasefire in Syria Sends a Warning Message to Iran Regime



NCRI - “The ceasefire agreement between Russia and Turkey sends a warning message to the regime in Iran that it must take practical measures in the process of ceasefire in Syria and also remove its militias from Syria in the near future,” Nasr Hariri, member of the Syrian opposition coalition said.
In an interview with Al Arabiya on December 30, Nasr Hariri said: “Russia doesn’t want to show itself as a partner in what is happening in Syria and has tried to keep itself away from this role (involvement in the carnage and massacre of Syrian people) and wants to play the role of guardian and take a supervisory role. Russia wants to abandon (let go) the regime in Iran and also Assad regime as the parties responsible for the killings and crimes in Syria. So, Russia and Turkey are playing the role of guardian or mediator and placing Iran and Assad regimes and also Syrian opposition on a side where they have to give commitment and this is a clear sign and a warning message to Iran regime that it must take some actions for implementation of the ceasefire and in the future the regime must start removing its militias from Syria.”

Iran: Arash Sadeghi's Father Stages Hunger Strike to Support His Son



NCRI - Hossein Sadeghi, father of political prisoner Arash Sadeghi, staged hunger strike to support his son. Mr. Sadeghi said: “My son Arash in his 67th day of hunger strike is experiencing moment to moment struggle with death. On Monday, December 26, Arash was urgently transferred to Taleghani hospital in Tehran due to his deteriorating health condition and underwent medical examination. The hospital’s doctors said my son was in extremely dire health condition and in a written report warned about my son’s «dangerous heart condition and risk of cardiac arrest, and danger of coma and even death».”
The suffering father continued: “Now, since last Friday, December 23, I staged a hunger strike to protest the authorities lack of attention to address the demands of my child, and to protest keeping him incommunicado and denying him visit with his wife, and also to support his hunger strike and legitimate demands. I demand his dire condition be addressed and his demands be met. I call on all to be the voice of my son, his wife and other imprisoned loved ones (political prisoners).”
It should be mentioned that political prisoner Atash Sadeghi staged an indefinite hunger strike on November 24 to protest unjustified arrest of his wife, Golrokh Ebrahimi Iraie, and unlawful process of their (himself and his wife) arrest and trial. He is now in critical health condition after 67 days of hunger strike but reiterates on continuing his hunger strike until his rights are respected and his demands are met.